سندروم سوء جذب مواد غذایی

اغلب سندرم های سوء جذب منشاء تغذیه ای دارند تا ژنتیکی

اغلب سندرم های سوء جذب منشاء تغذیه ای دارند تا ژنتیکی

مقدمه                                                                                        

کمبود انرژی سلولی موجب بروز تحلیل یا آتروفی مخاط معده شده و جذب مواد غذایی شامل قندها، پروتئین ها و چربی ها را مختل نموده، بنابراین؛ اصلاح تغذیه بوسیله رعایت کامل مثلث سلامت و با تامین انرژی سلولی می تواند عدم تحمل به برخی مواد غذایی بعلت کمبود دی ساکاریدازها و پپتیدازها و تبدیل دی ساکاریدها و دی پپتیدها به مونرساکاریدها و آمینواسیدها را اصلاح نماید و همچنین عمل هضم چربی ها که توسط پپتاز و مواد صفراوی انجام می شود را اصلاح کند

سندروم سوء جذب

:بیان مسئله

امروزه بعلت اینکه اغلب غذاهای مردم شامل مواد غذایی با برآیند انرژی پایین می باشد، سلولها انرژی کافی برای انجام عملکرد صد در صدی و کامل خود را ندارند و سلولهای پوششی روده ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بد کار کردن این سلولها، بیماری ایجاد می کند که در واقع ناتوانی در جذب برخی مواد غذایی یا همه آنهاست که به آن سندرم سوء جذب (malabsorption syndrome) میگویند

بسیاری از کمبودهای آنزیمی که همراه با اختلالات هضمی است در اثر همین کمبود انرژی بوجود می آیند یعنی سلول های سازنده این آنزیم ها به علت کمبود انرژی توان ساختن آنزیم ها را ندارند و بنابراین یک نوع بیماری کمبود آنزیم اکتسابی بوجود می آید. البته این سوء جذب ها می تواند شامل سوء جذب ویتامین ها هم بشود، گرچه همین کمبود انرژی سلولی در سیستم ایمنی می تواند با رشد و تهاجم میکروب ها و کمبود آنتی بادی های مخاطی در بروز سندرم های سوء جذب نقش بسیار موثری داشته باشد

بنابراین می توان با اصلاح تغذیه بیماران که بطور خلاصه در مثلث سلامت جمع شده است، جلوی بروز اختلالات و بیماری های بسیار مهم را گرفت

:تعریف سوء جذب

ناتوانی سلولهای جذبی روده ها در جذب مواد غذایی اعم از پروتئین ها، قند ها و چربی ها و همچنین ویتامین ها می باشد

:علل سوء جذب

:علل زیادی برای سوء جذب نام برده شده است که از آن جمله

الف – علل عفونی: مثل عفونت های باکتریایی، سل و بیماریهای انگلی مثل ژیاردیا

ب – علل ساختاری روده ای در اثر بیماریهای مزمن: مثل سرطانها، اشعه درمانی و اسکلرودرمی

ج – جراحی ها: برداشتن معده و برداشتن عصب معده ای

د – علل مخاطی: مثل بیماری سلیاک و عدم تحمل به شیر گاو و عدم تحمل به قند میوه

ه – کمبود های آنزیمی: مثل کمبود لاکتازو کمبود ساکاریداز

و – نارسایی های هضمی: مثل سیستیک فیبروزیس و پانکراتیت مزمن

ز – سوء جذب در اثر کمبود نمک های صفراوی: مثل زردی انسدادی و رشد بیش از حد باکتری ها در روده

:خلاصه درمان

تمام علل فوق بطور مستقیم و یا غیر مستقیم تحت اثر انرژی عملکرد سلولی هستند که با اصلاح تغذیه سلولی به تدریج عملکرد سلولها به حالت نرمال باز می گردد و جذب کامل مواد غذایی از سر گرفته می شود

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناسی سلولی

و محقق و مدرس طب اسلامی – ایرانی

اخلاق پزشکی در اسلام

اخلاق پزشکی در اسلام

هوالشافی

اخلاق پزشکی در اسلام

اخلاق پزشکی در اسلام

مقدمه: چه مکتبی است که بتواند کار اخلاقی را توجیه کند؟ یعنی بتواند عقل سالم را قانع کند که چیزی را به فرد دیگری اختصاص دهد، در حالی که خودش به آن چیز نیازمند تر است؟

لابد باید یک منطق قوی در یک مکتب باشد که بتواند این گونه اعمال را بخصوص در زمینه طب و از جانب طبیب برای درمان بیماران توجیه بنماید

به نظر من مکتب اسلام این قابلیت و ظرفیت را دارد و شاهد آن، رفتار پزشکان بزرگی بوده که در طول تاریخ تمام همت خویش را در راستای حل مشکلات درمانی بیماران به کار گرفتند و حتی زندگی شخصی و خصوصی خود را در راه رسیدن به هدف مقدس بهداشت و درمان بیماران فدا کرده اند و در این میان لازم است نام پر افتخار شیخ الرئیس ابو علی سینا را ببرم

بیان مسئله: در اسلام، طب سرآمد تمام دانش های بشری است، زیرا فلسفه دیگر علوم، بهره وری انسان ها از مواهب و نعمت های زندگی است و اگر سلامتی در کار نباشد انسان چگونه می تواند از این مواهب بهره ببرد؟

امام علی (ع) می فرمایند: بِالعافیهِ تُوجَهُ لَذَّةُ الحَیاط، لذت زندگی با سلامت بدست می آید (غرر الحکم ج7  ص42)

امام باقر (ع) می فرمایند: بدان که نه هیچ دانشی چون جستن سلامت است و نه هیچ سلامتی چون سلامت دل است (کتاب احادیث پزشکی ج1 ق پیشگفتار)

رسول اکرم (ص) می فرمایند: دانش بر دو گونه است، دانش دین ها و دانش بدن ها (کتاب احادیث پزشکی ج1 ق پیشگفتار)

در دین اسلام طبابت واقعی به دست خود خداوند است

در قرآن کریم حضرت ابراهیم (ع) می فرمایند: وَ اِذا مَرَضتُ فَهُوَ یَشفین، و چون بیمار شوم او (خداوند) شفایم می دهد (سوره شعراء آیه 80)

و این مطلب با بحث طب غربی متفاوت است که طبیب را یک انسان دانش آموخته صرف می داند و نه اینکه خداوند تعالی را طبیب واقعی و اصلی بداند

بنابر مطالب گفته شده از دیدگاه اسلام، پزشک و دارو چه برای درمان روان و چه برای درمان جسم، فقط و فقط یک وسیله در نظام خلقت هستند و تنها خداوند است که درمان کننده بیماری ها و درد هاست

بحث: بزرگترین نعمت الهی از دیدگاه اسلام، سلامت بدن انسان و بالاتر از آن سلامت روان است

امام علی (ع) می فرمایند: یکی از بلاها فقر است و سخت تر از آن مرض جسم است و سخت تر از آن مرض قلب (روح و روان) است

و امام در تکمیل مطلب می فرمایند: همانا از نعمت ها وسعت روزی است و بالاتر از آن سلامت جسم انسان است و بالاتر از آن تقوای قلوب و پرهیزگاری است

پس خداوند طب را در زمره حقوق و روزی مردم قرار داده و احکام و دستورات لازم برای سلامت و سعادت انسان ها را از طریق وحی یا از زبان انبیاء و اوصیا و اولیای خود به مردم رسانده است و لذا علت بیماری ها عدم رعایت همین دستورات و قوانین الهی است

:امام رضا (ع) درباره حکمت مقررات الهی می فرمایند

ما درمی یابیم تمام حلال های خداوند تبارک و تعالی را پس در آنها صلاح بندگان و بقای آن ها قرار داده شده و به آن ها نیازی گریز ناپذیر دارند و می بینیم همه آنچه که حرام شده است بندگان خدا به آن ها نیازی ندارند و در می یابیم آن ها همگی موجب فنا و نابودی هستند (کتاب علل الشرایع ص 592)

نتیجه گیری: در اسلام طبابت کردن واجب کفافی است یعنی مادامیکه نیاز وجود دارد بر همه مسلمانان واجب است که طب را فرا گیرند و مردم را درمان نمایند

در اسلام طبیب می تواند حق العلاج دریافت کند ولی کار طبابت را برای رضایت خداوند انجام دهد، بنابراین هدف طبیب کسب درآمد و جمع ثروت نیست بلکه هدف انجام وظیفه الهی و خدمتگذاری به بندگان خداست و در این میان کسب درآمد حلال مطابق شرع و عرف بلامانع می باشد

طبیب در اسلام موظف به درمان بیماران مسلمان نیست بلکه موظف به درمان تمام انسان های بیمار با هر عقیده و با هر رنگ و نژادی است و طبیب مسلمان لازم است کار درمانی خود را بدون در نظر گرفتن تمام ملاحظات سیاسی، اجتماعی، نژادی و اقتصادی انجام دهد، حتی اگر بیمار جزء دشمنان هم باشد باید وقتی بیمار یا مجروح است مداوا شود و یا حتی اگر بیمار یک جنایت کار است طبیب مسلمان لازم است او را درمان نماید

طبیب در اسلام در مقابل انجام اقدامات درمانی خود چنانچه مهارت کافی نداشته باشد ضامن است

طبیب در اسلام حق ندارد بیش از حد مورد لزوم به عضوی از بیمار لمس یا نگاه کند ولی اگر لازم باشد معاینه کامل بلامانع است

طبیب در اسلام موظف است اسرار بیمار را حفظ نماید و حق فاش کردن اطلاعات پزشکی بیمار را ندارد

طبیب در اسلام حق ناامید کردن بیمار را ندارد و همواره لازم است به بیمار امید داده شود چون درمان کننده اصلی خداوند تبارک و تعالی است و چه بسا بیماری که الان لاعلاج است فردا درمان پذیر شود

 

دکتر حسن اکبری

،متخصص آسیب شناسی سلولی

،دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

www.drakbary.com

ساعت کاری نامنظم

احتمال افزایش سکته قلبی برای افرادی که کار نامنظم دارند

هوالشافی

احتمال افزایش سکته قلبی برای افرادی که کار نامنظم دارند

ساعت کاری نامنظم

تحقیقات نشان داده است که افرادی که ساعت کار منظم و ثابتی ندارند، بیشتر از افرادی که در ساعات مشخص و منظم روز کار می کنند در معرض خطر سکته قلبی قرار دارند

یک بررسی تحلیلی از مطالعاتی که پیشتر در مورد بیش از دو میلیون فرد شاغل در بریتانیا انجام شده بودند نشان می دهد که کار کردن در شیفت‌های متفاوت سبب بر هم خوردن ساعت طبیعی بدن شده و بر شیوه زندگی چنین کارکنانی تاثیر منفی می گذارد

پیشتر نشان داده شده بود که کار کردن در شیفت‌های متفاوت خطر افزایش فشار خون و ابتلا به بیماری دیابت را به همراه دارد

تحقیقات اخیر نشان داده است که محدود کردن تعداد شیفت‌های کار در شب می تواند خطر ابتلا به ناراحتی های قلبی را کاهش دهد

محققانی از کانادا و نروژ نتایج ۳۴ پژوهش قبلی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و یافته های خود را در نشریه پزشکی بریتانیا (British Medical Journal) منتشر کرده اند

در مجموع، ۱۷,۳۵۹ عارضه قلبی، ۶,۵۹۸ سکته قلبی و ۱,۸۵۴ سکته مغزی به دلیل نرسیدن خون به مغز روی داده بود. اکثر آنها مربوط به افرادی بودند که ناچار بودند در شیفت‌های متفاوت کار کنند

تحقیق منتشر شده در نشریه پزشکی بریتانیا نشان می دهد که کار کردن غیر منظم سبب ۲۳ درصد افزایش احتمال ابتلا به سکته قلبی، ۲۴ درصد افزایش احتمال ابتلا به عارضه قلبی و پنج درصد افزایش احتمال ابتلا به سکته مغزی می شود

در بررسی وضعیت کارکنان، میزان سلامت، رژیم غذایی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی آنها نیز مد نظر قرار گرفته بود

دن هاکام، استاد دانشگاه وسترن در ایالت اونتاریو کانادا گفته است افرادی که شیفت‌های نامنظم کار می کنند بیش از افرادی که ساعات کار ثابت و منظم دارند بدخواب و بدغذا هستند

او می گوید افرادی که شب کار می کنند به دلیل فعالیت دائمی سیستم عصبی بدن خود دچار اضافه وزن و افزایش کلسترول خون می شوند

جین وایت، مدیر تحقیقات و اطلاع رسانی در موسسه ایمنی و سلامت شغلی نیز می گوید شیفت‌های نامتعارف مثل شب‌کاری می تواند سبب به هم ریختن اشتها و قوه هاضمه افراد شود

برای افرادی که ناچارند در شیفت‌های متفاوت، به خصوص شب‌ها کار کنند، خوردن غدای مناسب، ترک سیگار و افزایش فعالیت بدنی می تواند در حفظ سلامت قلبی بسیار موثر باشد

برای مشاهده مرجع این خبر کلیک کنید

اصول تغذیه در سیره پیامبر

اصول تغذیه در سیره پیامبر اعظم (ص)

هوالشافی

اصول تغذیه در سیره پیامبر اعظم (ص)

شخصی به‌ پیامبر اکرم‌ (ص)‌ عرض‌ کرد: ما غذا مى‌خوریم‌، اما سیر نمى‌شویم‌! حضرت‌ فرمود: شاید به‌ صورت‌ متفرق‌ غذا مى‌خورید؛ هنگام غذا با هم‌ جمع‌ شوید و نام‌ خداى‌ بر زبان‌ آورید تا موجب‌ برکت‌ براى‌ شما شود

چکیده‌

تغذیه‌ از نیازهاى‌ اجتناب‌ناپذیر هر موجود زنده‌اى‌ است‌ و انسان‌ نیز از این‌ قانون‌، مستثنا نیست‌. از این‌ رو آگاهى‌ از روش‌ و شیوه‌ بزرگان‌ دین‌ در این‌ زمینه‌، شایان‌ توجه‌ و تأمل‌ است‌. نوشتار حاضر درصدد پاسخ‌گویى‌به‌ چند پرسش‌ محورى‌ و مهم‌ درباره‌ تغذیه‌، بر اساس‌ سیره‌ پیامبر اعظم (ص)‌ است‌. پرسش‌هایى‌ چون: چرا تغذیه،‌ نوع‌ تغذیه، تنوع‌ و مقدار آن‌، زمان‌ تغذیه‌، همراهى‌ با دیگران‌ در تغذیه‌ و بالاخره‌ چگونگى‌ انجام‌ تغذیه‌

در سیرة‌ نبوى غذا خوردن‌ با هدف‌ کسب‌ توان‌ براى‌ طاعت‌ و عبادت‌ بوده‌ است‌. غذاهاى‌ آن‌ حضرت‌، ویژگى‌هایى‌ چون‌ حلال‌ بودن‌، تنوع‌، سادگى‌، مضرّ نبودن‌ و سودمندى‌ را داشته‌ است‌. آن‌ حضرت‌ از صرف‌ بیش‌ از یک‌ نوع‌ غذا در یک‌ وعده‌ ـ به‌ منظور زهد ـ پرهیز داشته‌، مقدار غذاى‌مصرفى‌اش‌ نیز در حد نیاز بدن‌ بوده‌ است‌. وقت‌ غذاى‌ حضرت‌، هنگام‌ گرسنگى‌ بوده‌ و اصرار بر صرف‌ غذا به‌همراه‌ دیگران‌ داشته‌ است‌. نیز آن‌ حضرت‌ در شروع‌ و پایان‌ صرف‌ غذا نام‌ خدا را بر زبان‌ جارى‌ و در این‌زمینه‌، آداب‌ خاص‌ دیگرى‌ را رعایت‌ مى‌فرمود

مقدمه‌

خوردن‌ و آشامیدن‌ از لوازم‌ اصلى‌ استمرار حیات‌ مادى‌ انسان‌ است‌ و بدون‌ آن‌، هیچ‌ انسانى‌ قادر به‌ انجام‌ تکالیف‌اساسى‌ خویش‌ و حرکت‌ در مسیر کمال‌یابى‌ نخواهد شد. جسم‌ انسان‌، هم‌چون‌ مرکبى‌ است‌ که‌ روح‌ را حمل‌ مى‌کند و اختلال‌ در کار این‌ مرکب‌، اختلال‌ در کار روح‌ پدید مى‌آورد. این‌ حقیقت‌، اقتضاى‌ آن‌ داشته‌ که‌ حتى‌ برترین‌ موجودات‌نظام‌ هستى‌، یعنى‌ انبیا و اولیاى‌ الهى‌ نیز وجود را بى‌نیاز از خوردن‌ و آشامیدن‌ ندانند و با بهره‌گیرى‌ از شیوه‌هاى‌ صحیح‌و در عین‌ حال‌ ضرورى‌، لوازم‌ استمرار حیات‌ و حرکت‌ جسم‌ خویش‌ را فراهم‌ کرده‌ و آن‌ را در خدمت‌ روح‌ بلندشان‌قرار دهند

باتوجه‌ به‌ آن‌چه‌ گفته‌ شد، در این‌ نوشتار به‌ بررسى‌ روایات‌ حاکى‌ از سیره‌ نبوى‌ در این‌ باره‌ مى‌پردازیم‌. مجموع‌اطلاعات‌ موجود در این‌ زمینه‌، در حقیقت‌ پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌هاست‌ که‌ پیامبر اکرم (ص) چرا، چه‌ نوع‌، چند نوع‌، به‌ چه‌ میزان‌، چه‌ هنگام‌، تنها یا با دیگران‌، و چگونه‌ مى‌خورد و مى‌آشامید

چـرا؟

سخن‌ از چرایى‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ در سیره‌ نبوى، منطقاً باید پیش‌ از دیگر مسائل‌ مربوط‌ به‌ سیره‌آن‌ حضرت‌ در خوردن‌ و آشامیدن‌، مورد توجه‌ قرار گیرد. این‌که‌ چرا انسان‌ به‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ رو آورده‌، پرسشى‌است‌ که‌ پاسخ‌ آن‌ ابتدا بدیهى‌ مى‌نماید، زیرا به‌ محض‌ طرح‌ چنین‌ پرسشى‌، این‌ پاسخ‌ به‌ ذهن‌ مى‌رسد که‌ خوردن‌ وآشامیدن‌ لازمه‌ طبیعى‌ زندگى‌ بشر و زنده‌ ماندن‌ اوست‌. این‌ سخن‌ در عین‌ درستى‌، تمام‌ پاسخ‌ نیست‌، زیرا فلسفه‌خوردن‌ و آشامیدن‌ در نگاه‌ اولیاى‌ دین‌، صِرف‌ تأمین‌ نیازهاى‌ جسمانى‌ نیست‌، بلکه‌ مسئله‌اى‌ مهم‌تر و برتر مطرح‌است‌

طبق‌ این‌ دیدگاه‌، جسم‌، نقش‌ آلى‌ و ابزارى‌ براى‌ حقیقت‌ انسان‌، یعنى‌ روح‌ او دارد، از این‌ رو براى‌ این‌که‌ روح‌بتواند مسیر کمال‌یابى‌ خود را طى‌ کند باید نیازهاى‌ جسم‌ به‌ عنوان‌ مرکب‌ و ابزار روح‌، تأمین‌ شود. بر اساس‌ دیدگاه‌اول‌، انسان‌ و حیوان‌ مشترک‌ و هم‌سان‌ مى‌شوند، اما در این‌ نگاه‌، انسان‌ در تأمین‌ نیازهاى‌ جسم‌ در پى‌ تأمین‌ هدفى‌ بس‌والاست‌. در برخى‌ روایات‌ به‌ نقش‌ ابزارى‌ خوردن‌ در راستاى‌ عبادت‌ و انجام‌ فرائض‌ و تکالیف‌ اشاره‌ شده‌ است‌. درروایتى‌، از پیامبر اکرم‌…‌ چنین‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ خداوند عرضه‌ داشت‌

در نان‌ به‌ ما برکت‌ عطا کن‌، و بین‌ ما و نان‌ جدایى‌ میفکن‌، چرا که‌ اگر نان‌ نباشد قادر به‌ اداى‌ نماز و گرفتن‌ روزه‌ و انجام‌ فرایض‌پروردگارمان‌ نخواهیم‌ بود

و در روایت‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ نیز آمده‌ است‌: بنیان‌ جسم‌ بر نان‌ نهاده‌ شده‌ است‌

بنا بر روایتى‌ دیگر، هنگامى‌ که‌ مردى‌ از ابوذر درباره‌ برترین‌ اعمال‌ پس‌ از ایمان‌ پرسش‌ کرد وى‌ پاسخ‌ داد: «نماز و خوردن‌ نان‌!» و هنگامى‌ که‌ آن‌ مرد با شگفتى‌ به‌ ابوذر نگریست‌، وى‌ ادامه‌ داد: «اگر نان‌ نباشد خداوند عبادت‌ نمى‌شود». و مراد ابوذر این‌ بود که‌ انسان‌ براى‌ کسب‌ توانایى‌ انجام‌ عبادت‌ باید از نان‌ بهره‌ ببرد. با توجه‌ به‌ این‌ گونه‌ روایات‌، هدف‌ انسان‌ مؤمن‌ از خوردن‌ غذا، آماده‌سازى‌ جسم‌ براى‌ انجام‌ تکالیف‌ عبادى‌ وفرایض‌ دینى‌ است‌، و ـ چنان‌ که‌ گذشت‌ ـ این‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ خوردن‌، به‌ مراتب‌ والاتر از نگاه‌ طبیعى‌ به‌ آن‌ است‌

چه‌ نوع‌؟

پرسش‌ دیگر درباره‌ سیره‌ نبوى‌…‌ در خوردن‌ و آشامیدن‌، مربوط‌ به‌ نوع‌ غذاى‌ آن‌ حضرت‌ است‌. بنابر روایات‌ سیره‌ مى‌توان‌ ویژگى‌هایى‌ را در

: مورد غذاى‌ پیامبر اکرم‌…‌ استنباط‌ کرد که‌ عبارت‌اند از

حلال‌ بودن‌

از مهم‌ترین‌ این‌ ویژگى‌ها حلال‌ بودن‌ غذاست‌. طبیعى‌ است‌ پیامبر اکرم‌…‌ با توجه‌ به‌ جایگاه‌هدایتى‌اش‌ در میان‌ انسان‌ها، بارزترین‌ مصداق‌ براى‌ رعایت‌ این‌ اصل‌ است‌. در برخى‌ روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ آن‌حضرت‌ آن‌چه‌ را خداوند برایش‌ حلال‌ کرده‌ بود به‌ همراه‌ خانواده‌ و خدمتکار تناول‌ مى‌کرد

تنوع‌

ویژگى‌ دیگر در غذاهاى‌ پیامبر اکرم‌…‌ آن‌ بود که‌ اصرار بر نوع‌ خاص‌ و برجسته‌اى‌ از غذاها نداشت‌ وغذایى‌، هم‌چون‌ غذاى‌ متعارف‌ همه‌ مردم‌ را مصرف‌ مى‌کرد، و در این‌ میان‌، به‌ ساده‌ترین‌ نوع‌ آن‌ قناعت‌ مى‌کرد و بر آن‌شاکر بود. بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، آن‌ حضرت‌ گونه‌هاى‌ مختلف‌ از غذاها را مصرف‌ مى‌کرد. معناى‌ این‌ سخن‌مى‌تواند آن‌ باشد که‌ حضرت‌ اصرار بر نوع‌ خاصى‌ از غذاها نداشت‌ و در این‌ زمینه‌، تکلف‌ نمى‌ورزید و در صورت‌دست‌رسى‌ به‌ غذاهاى‌ نافع‌، براى‌ تأمین‌ نیاز جسم‌ از آن‌ها بهره‌ مى‌برد

سادگى‌

در بیشتر موارد، آن‌ حضرت‌ نان‌ جو، با آرد سبوس‌دار، و در حدّ عدم‌ سیرى‌ مصرف‌ مى‌کرد. در برخى‌ روایات‌، از نان‌جو به‌ عنوان‌ غذاى‌ انبیا یاد شده‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌ در روایتى‌، به‌ نقل‌ از امام‌ رضا (علیه السلام)‌ چنین‌ مى‌خوانیم‌: هیچ‌ پیامبرى‌ نبوده‌ جز آن‌ که‌ مردم‌ را به‌ خوردن‌ [نان‌] جو فرا خوانده‌ و براى‌ آن‌، برکت‌ طلبیده‌ است‌. و [این‌ غذا] در هیچ‌شکمى‌ داخل‌ نشده‌ جز آن‌ که‌ بیمارى‌ را از میان‌ برداشته‌ است‌. و این‌، غذاى‌ پیامبران‌ است‌ و طعام‌ نیکان‌. و خداوند اِبا کرده‌ ازاین‌که‌ غذاى‌ انبیا را چیزى‌ غیر از جو قرار دهد

از دیگر روایات‌ مربوط‌ به‌ سادگى‌ غذاى‌ پیامبر…‌، روایت‌ قتاده‌ است‌. وى‌ گوید: ما گاه‌ نزد انس‌ بن‌مالک‌ مى‌رفتیم‌ و مى‌دیدیم‌ که‌ خدمتکار او مشغول‌ پختن‌ نان‌ بود. روزى‌ انس‌ در همین‌ حال‌، رو به‌ ما کرده‌، گفت‌: [از این‌نان‌ها] بخورید، اما نسبت‌ به‌ پیامبر، من‌ سراغ‌ ندارم‌ که‌ حضرت‌ نان‌ با آرد الک‌ کرده‌ و بدون‌ سبوس‌، و گوشت‌ گوسفندکباب‌ شده‌ مصرف‌ کرده‌ باشد

خورش‌ِ غذاى‌ پیامبر…‌ نیز معمولاً بسیار ساده‌ بود. بنا به‌ نقل‌ کلینى‌ از امام‌ صادق ‌(علیه السلام)‌، روزى‌پیامبر اکرم‌…‌ به‌ حجره‌ ام‌سلمه‌ وارد شد. ام‌سلمه‌ قطعه‌ نانى‌ نزد حضرت‌ آورد. پیامبر فرمودند: آیاخورش‌ نیز دارى‌؟ گفت‌: خیر یا رسول‌ الله، جز سرکه‌ ندارم‌. فرمود: سرکه‌ خوب‌ خورشى‌ است‌، و خانه‌اى‌ که‌ سرکه‌ درآن‌ هست‌ بى‌چیز نیست‌

مضرّ نبودن‌

ویژگى‌ مهم‌ دیگر در غذاهاى‌ مورد استفاده‌ پیامبر اکرم‌…‌، مضرّ نبودن‌ است‌. از نظر آن‌ حضرت‌، گذشته‌ از مفید و نافع‌ بودن‌، یک‌ غذا ـ که‌ در ادامه‌، به‌ آن‌ خواهیم‌ پرداخت‌ ـ مى‌بایست‌ فاقد آثار منفى‌ بر بدن‌ باشد. به‌عنوان‌ مثال‌، بنا به‌ نقل‌ کلینى‌ از امام‌ صادق‌(علیه السلام)، و آن‌ حضرت‌ از امیرالمؤمنین‌(علیه السلام)‌، هنگامى‌ که‌ براى‌ پیامبراکرم‌…‌ غذاى‌ داغى‌ آوردند، فرمود: آن‌ را بگذارید تا سرد شود، خداوند آتش‌ را غذاى‌ ما قرار نداده‌ و برکت‌ در غذاى‌ غیر داغ‌ است‌

بنا بر بعضى‌ روایات‌، آن‌ حضرت‌ از خوردن‌ برخى‌ غذاها یا گیاهان‌ که‌ بوى‌ آن‌ها در دهان‌ مى‌ماند نیز اجتناب‌ مى‌کرد. البته‌ این‌ پرهیز، ناشى‌ از آثار خانوادگى‌ یا اجتماعى‌ بقاى‌ بوى‌ این‌ غذاها در دهان‌ بود و نه‌ به‌ سبب‌ ضرر آن‌ براى‌ بدن‌. بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پیامبر اکرم‌…‌ سیر، پیاز، تره‌ و عسلى‌ که‌ مغافیر در آن‌ بود تناول‌نمى‌کرد، زیرا بوى‌ آن‌ها در دهان‌ مى‌ماند

سودمندى‌

ویژگى‌ دیگر غذاهاى‌ مورد استفاده‌ پیامبر اکرم‌…‌، میزان‌ نافع‌ بودن‌ غذا براى‌ بدن‌ بود. بنا بر روایتى‌ که‌پیش‌ از این‌ گذشت‌، حضرت‌ سادگى‌ را در مجموع‌ زندگى‌ و از جمله‌ تغذیه‌، رعایت‌ مى‌کرد، اما این‌، منافات‌ با توجه‌ به‌سودمندى‌ غذاها ندارد و در مواردى‌ که‌ گشایش‌ اقتصادى‌ براى‌ مسلمانان‌ و خود حضرت‌ پدید مى‌آمد با تنوع‌بخشى‌به‌ غذاى‌ خود و خانواده‌، از غذاهاى‌ سودمند بهره‌ مى‌برد

در برخى‌ روایات‌، ضمن‌ اشاره‌ به‌ این‌ موارد، از زبان‌پیامبر…‌ و دیگر معصومان (علیهم السلام) فوایدى‌ براى‌ برخى‌ غذاها بیان‌ شده‌ است‌. مجموع‌ این‌روایات‌، حکایت‌ از آن‌ دارند که‌ پیامبر اکرم‌ …‌ به‌ علت‌ اتصال‌ به‌ منبع‌ علم‌ الهى‌ و آگاهى‌ از خواص‌غذاها، نافع‌ترین‌ آن‌ها را براى‌ بدن‌ ـ در صورت‌ دست‌رسى‌ به‌ آن‌ها ـ بر مى‌گزیده‌، ضمن‌ آن‌که‌ در میزان‌ مصرف‌ نیز اصول‌ سلامت‌ را رعایت‌ مى‌کرد

در روایتى‌ که‌ پیش‌ از این‌ از امام‌ رضا(علیه السلام)‌ نقل‌ کردیم‌، به‌ خاصیت‌ درمانى‌ نان‌ جو اشاره‌ شد. به‌ جز آن‌، در برخى‌ روایات‌، امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ شیر، سرکه‌، روغن‌ و سویق‌ (نوعى‌ حلیم‌ از گندم‌ یا جو، و شکر و خرما) را غذاى‌ پیامبران‌، و گوشت‌ و شیر را، شورباى‌ (آبگوشت‌) آنان‌ معرفى‌ کرده‌ است‌

هم‌چنین‌ گفته‌ شده‌ است‌ که‌ محبوب‌ترین‌ غذاها نزد پیامبر اکرم‌… گوشت‌ بود و مى‌فرمود: «گوشت‌ موجب‌ افزونى‌ قوه‌ شنوایى‌ و بینایى‌ مى‌شود». و در کلامى‌ دیگر فرمود: گوشت‌، سرآمد غذاها در دنیا و آخرت‌ است‌ و اگر از خدایم‌ مى‌خواستم‌ که‌ هر روز مرا با آن‌ اطعام‌ کند چنین‌مى‌کرد

آن‌ حضرت‌ گوشت‌ را گاه‌ به‌ صورت‌ پخته‌ [با آب‌] و گاه‌ به‌ صورت‌ کباب‌، همراه‌ نان‌ مصرف‌ مى‌کرد. بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پیامبر اکرم‌ …‌ تگرگ‌ را جمع‌ کرده‌ و تناول‌ مى‌کرد و مى‌فرمود: این‌ موجب‌نابودى‌ عوامل‌ فساد دندان‌ها مى‌شود

نیز از امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ پیامبر اکرم‌…‌ در صورت‌ دست‌رسى‌ به‌ شیرینى‌جات‌با آن‌ افطار مى‌کرد، و اگر بدان‌ دست‌رسى‌ نداشت‌ با آب‌ گرم‌ افطار مى‌کرد و مى‌فرمود: این‌ باعث‌ پاکسازى‌ کبد و معده‌، و موجب‌ خوشبو شدن‌ بوى‌ دهان‌، و سبب‌ تقویت‌ دندان‌ها و چشم‌، و عامل‌ تیزى‌ بینایى‌مى‌شود؛ و گناهان‌ را مى‌شوید و عروق‌ تحریک‌ شده‌ را ساکن‌، و تلخى‌ غالب‌ را از بین‌ مى‌برد و بلغم‌ را قطع‌ مى‌کند و حرارت‌ را ازمعده‌ فرو نشانده‌ و سردرد را زایل‌ مى‌کند

گفتنى‌ است‌، تأثیر افطار با آب‌ ولرم‌ در شسته‌ شدن‌ گناهان‌ مى‌تواند به‌ لحاظ‌ فضیلتى‌ باشد که‌ شخص‌ روزه‌دار در اثرگرسنگى‌ و سپس‌ افطار با نوشیدنى‌ ساده‌اى‌ چون‌ آب‌ به‌ دست‌ مى‌آورد. پیامبر اکرم‌…‌ عسل‌ را بسیار دوست‌ داشت‌ و خوردن‌ آن‌ را همراه‌ با قرائت‌ آیاتى‌ از قرآن‌ و جویدن‌کُندر موجب‌ زوال‌ بلغم‌ مى‌دانست‌

پیامبر اکرم‌…‌ مطلوبیت‌ بعضى‌ غذاها را گاه‌ با تعبیر «طیّب‌» تأیید مى‌کرد. به‌ عنوان‌ مثال‌، هنگامى‌که‌ یکى‌ از اصحاب‌ حضرت‌ فالوده‌اى‌ به‌ ایشان‌ هدیه‌ کرد و حضرت‌ قدرى‌ تناول‌ کردند، پرسیدند: «اى‌ ابا عبدالله، این‌را از چه‌ چیزى‌ فراهم‌ کرده‌اى‌؟» عرض‌ کرد: پدر و مادرم‌ فدایت‌، روغن‌ و عسل‌ را در ظرفى‌ سنگى‌ ریخته‌، با آتش‌ تفت‌مى‌دهیم‌ و سپس‌ مغز گندم‌ را آسیاب‌ کرده‌ و با آن‌ مخلوط‌ مى‌کنیم‌ تا به‌ خوبى‌ با هم‌ عجین‌ شوند و چنین‌ چیزى‌ فراهم‌آید. حضرت‌ فرمود: «این‌ غذایى‌ نیکو و گواراست‌»

چگونه؟

روح‌ ساده‌زیستى‌ در پیامبر اکرم‌…‌ مانع‌ از آن‌ بود که‌ بر سر سفره‌ غذاى‌ آن‌ حضرت‌ بیش‌ از یک‌ نوع‌غذا یافت‌ شود. علت‌ این‌ امر در روایت‌ صحیحة‌ کلینى‌ از امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ بیان‌ شده‌ است‌. بنا بر این‌ نقل‌، پیامبراکرم‌…‌ در شام‌گاه‌ پنجشنبه‌اى‌ که‌ در مسجد قبا حضور داشت‌، براى‌ افطار، نوشیدنى‌ طلب‌ کرد و اوس‌بن‌ خولى‌ انصارى‌ کاسة‌ بزرگى‌ حاوى‌ شیر مخلوط‌ با عسل‌ آورد

حضرت‌ چون‌ آن‌ را به‌ لب‌هاى‌ مبارک‌ رسانید ناگاه‌ آن‌را کنار نهاد و فرمود: این‌، دو نوع‌ نوشیدنى‌ است‌ که‌ به‌ یکى‌ از آن‌ها نیز مى‌توان‌ بسنده‌ کرد. من‌ آن‌ دو را با هم‌ نمى‌نوشم‌، اما تحریم‌ نیز نمى‌کنم‌، لکن‌ من‌ براى‌ تواضع‌ در برابر خداوند چنین‌ مى‌کنم‌، و هر کس‌ براى‌ خدا تواضع‌ کند خداوند او را بلند مرتبه‌ سازد، و هر کس‌تکبّر ورزد خداوند او را فرود آورد. و هر آن‌ کس‌ که‌ در معیشت‌، راه‌ میانه‌ برگزیند خداوند روزى‌اش‌ دهد، و هر آن‌ که‌ اهل‌ تبذیر باشد خداوند او را محروم‌ سازد، و هر آن‌ که‌ فراوان‌ یاد مرگ‌ کند خداوند دوستش‌ دارد

:این‌ روایت‌ چندین‌ پیام‌ دارد

قناعت‌ پیامبر اکرم‌…‌ بر یک‌ نوع‌ از نوشیدنى‌ و غذا؛

این‌ قناعت‌، بُعد استحباب‌ و ترجیح‌ داشته‌ و ترک‌ آن‌ حرام‌ نیست‌؛ و این‌ در حقیقت‌، ناشى‌ از شریعت‌ سهله‌اى‌است‌ که‌ پیامبر…‌ خود را مروّج‌ و آورنده‌ آن‌ معرفى‌ کرد. و از این‌ رو فرمود: من‌ این‌ دو نوشیدنى‌ را با هم‌ نمى‌نوشم‌، اما تحریم‌ نیز نمى‌کنم‌؛

زهد مثبت‌ در سیره‌ معصومان(علیهم السلام) و اولیاى‌ صالح‌ خداوند عبارت‌ از همین‌ است‌ که‌ با وجود دست‌رسى‌ به‌مواهب‌ دنیوى‌ جز در حد ضرورت‌، از آن‌ها چشم‌پوشى‌ مى‌کردند؛

پیامبر اکرم‌…‌ سرّ این‌ اقدام‌ خویش‌ را تواضع‌ در برابر خدا معرفى‌ مى‌کند، و این‌، جلوه‌اى‌ دیگر ازصفت‌ تواضع‌ است‌ که‌ عبارت‌ از تواضع‌ در برابر خداست‌. افراد متکبّر و دنیازده‌ با گردن‌ کشى‌ و روحیة‌ طلب‌ کارانه‌ دربرابر خداوند ظاهر شده‌ و نعمت‌هاى‌ الهى‌ را بى‌توجه‌ به‌ مُنْعِم‌ مصرف‌ مى‌کنند، در حالى‌ که‌ بندگان‌ حقیقى‌ خداوند با اظهار کوچکى‌ و تواضع‌ در برابر خداوند، خود را مستحق‌ کوچک‌ترین‌ نعمت‌ها نیز ندیده‌ و نسبت‌ به‌ توان‌ بر شکرگزارى‌ براى‌ کمترین‌ نعمت‌ نیز اظهار عجز مى‌کنند و درصدد افزون‌ خواهی‌ِ همراه‌ با ناسپاسى‌ نیستند؛

توصیه‌ کلى‌ پیامبر اکرم‌…‌ در این‌ حدیث‌، به‌ اعتدال‌ و میانه‌روى‌ در زندگى‌، و ترک‌ تبذیر است‌؛

و نهایتاً در راستاى‌ اصول‌ و سیره‌ و شیوه‌ تربیتى‌ پیامبر اکرم‌…، مسئله‌ یاد مرگ‌ مطرح‌ مى‌شود که‌بهترین‌ وسیله‌ حفظ‌ انسان‌ها از کژى‌ است‌

به‌ چـه‌ میزان‌؟

اولیاى‌ دین‌ و نیز حکیمان‌، همواره‌ به‌ کم‌خورى‌ و پرهیز از پرخورى‌ سفارش‌ اکید داشته‌اند. این‌ مسئله‌ امروزه‌ نیز مورد تأکید پژوهشگران‌ علوم‌ پزشکى‌ است‌ و به‌ عنوان‌ راز سلامت‌ و پیش‌گیرى‌ از بیمارى‌ها مطرح‌ است‌. در روایت‌ کلینى‌ از امام‌ باقر (علیه السلام)‌ آمده‌ است‌: چیزى‌ نزد خداوند، مبغوض‌تر و ناپسندتر از شکم‌ پر نیست‌

در روایتى‌ دیگر از آن‌ حضرت‌ آمده‌ است‌: آن‌ گاه‌ که‌ شکم‌ پر شود، ره‌ طغیان‌ در پیش‌ گیرد. و به‌ گفته‌ برخى‌ حکما: زیاد نخورید تا زیاد بنوشید تا زیاد بخوابید تا زیاد حسرت‌ بخورید. در روایات‌ نبوى‌…‌ نیز بر این‌ امر تأکید شده‌ است‌. آن‌ حضرت‌، پرخورى‌ را موجب‌ فساد بدن‌، بروز بیمارى‌، کسالت‌ در عبادت‌، قساوت‌ و مردن‌ قلب‌، دورى‌ از خدا، مبغوض‌ خداوند واقع‌ شدن‌، ضرر زدن‌ به‌ دین‌ فرد و از ویژگى‌هاى‌ افراد کافر و منافق‌ معرفى‌ فرموده‌ است‌

در بعضى‌ روایات‌، آن‌ حضرت‌ میزان‌ مناسب‌ براى‌خوردن‌ را چنین‌ تعیین‌ کرده‌ است‌: فرزند آدم‌! هیچ‌ ظرفى‌ بدتر از شکم‌ را پر نکرده‌، براى‌ او تنها چند لقمه‌ که‌ سبب‌ قوام‌ وجودش‌ شود کافى‌ است‌. و اگر ناچار ازغذا خوردن‌ شد، پس‌ ثلث‌ [معده‌] براى‌ غذایش‌، و ثلث‌ آن‌ براى‌ نوشیدنى‌اش‌، و ثلث‌ دیگر را براى‌ نفس‌ بگذارد. در این‌ زمینه‌، از بعضى‌ همسران‌ پیامبر اکرم‌…‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌: «هیچ‌گاه‌ شکم‌ پیامبرصلى‌ الله علیه‌ و آله‌و سلم‌ از غذا پر نشد»

 

 

چه‌ هنگام‌؟

پرسش‌ دیگر دربارة‌ سیره‌ نبوى‌…‌ در تغذیه‌، این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ در چه‌ اوقاتى‌ غذا صرف‌مى‌کرده‌ است‌؟ از برخى‌ روایات‌ مى‌توان‌ اصلى‌ کلى‌ در این‌ باره‌ استنباط‌ کرد و آن‌ این‌که‌ آن‌ حضرت‌ جز به‌ وقت‌گرسنگى‌ و احساس‌ نیاز بدن‌، اقدام‌ به‌ صرف‌ غذا نمى‌کرده‌ است‌. در روایتى‌ از آن‌ حضرت‌ نقل‌ شده‌ است‌که‌ فرمود: بخور در حالى‌ که‌ اشتها به‌ خوردن‌ دارى‌، و دست‌ بکش‌ در حالى‌ که‌ هنوز اشتها به‌ خوردن‌ دارى‌. و بنا به‌ نقل‌ انس‌ بن‌ مالک‌: هیچ‌ گاه‌ در روز یا شب‌، آن‌ حضرت‌ گوشت‌ یا نان‌ مصرف‌ نکرد مگر هنگامى‌ که‌ بدن‌ نیاز به‌ آن‌ داشت‌

بر این‌ اساس‌، نقل‌ شده‌ است‌ که‌ پیامبر اکرم‌…‌ شخصاً با مردم‌ مواسات‌ و همراهى‌ مى‌کرد، به‌ گونه‌اى‌که‌ ازار (لنگ‌) خود را با پوست‌ وصله‌ مى‌کرد و هیچ‌ گاه‌، هم‌ صبحانه‌ (یانهار) و هم‌ شام‌ نخورد تا این‌که‌ از دنیا رحلت‌فرمود. بنا بر بعضى‌ روایات‌، معصومان(علیهم السلام) دو وعده‌ غذایى‌ را در طول‌ شبانه‌ روز سفارش‌ مى‌کردند و از صرف‌ غذا بین‌ آن‌ دو وعده‌، نهى‌ مى‌کردند. و از برخى‌ روایات‌، بر مى‌آید که‌ معصومان(علیهم السلام) تأکید بر آن‌ داشتند که‌افراد، شب‌ هنگام‌ چیزى‌ خورده‌ و بخوابند، ولو بسیار اندک‌ باشد

امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ در این‌ زمینه‌ فرموده‌ است‌: خوردن‌ شام‌ را ترک‌ نکن‌، حتى‌ اگر سه‌ لقمه‌ به‌ همراه‌ نمک‌ باشد. و کسى‌ که‌ شام‌ خوردن‌ را [به‌ کلى‌] ترک‌ گوید رگى‌ در بدنش‌مى‌میرد که‌ هرگز احیا نخواهد شد. پیامبر اکرم‌…‌ نیز مى‌فرمود: شام‌ بخورید هر چند یک‌ مشت‌ خرماى‌ غیرمرغوب‌ باشد، چرا که‌ ترک‌ شام‌ خوردن‌ موجب‌ پیرى‌ است‌

تنها یا با دیگران‌؟

بخش‌ دیگرى‌ از روایات‌ سیره‌ نبوى‌…‌ در باب‌ خوردن‌ و آشامیدن‌، از آن‌ حکایت‌ دارد که‌ پیامبراکرم‌…‌ در حدّ امکان‌، به‌ تنهایى‌ غذا نمى‌خورد و مى‌فرمود: آیا شما را از بدترینتان‌ خبر دهم‌؟ کسى‌ که‌به‌ تنهایى‌ بخورد و برده‌اش‌ را بزند و میهمانش‌ را ردّ کند. آن‌ حضرت‌، غذا خوردن‌ جمعى‌، حلال‌ بودن‌ غذا، و گفتن‌ بسم‌ الله در ابتدا و حمد خدا در پایان‌ را از اسباب‌ کمال‌ در غذا خوردن‌ معرفى‌ مى‌فرمود. و نیز مى‌فرمود: بهترین‌ غذاها نزد خداوند آن‌ است‌ که‌ دستان‌ زیادى‌ آن‌ را بخورند. و بنا به‌ نقل‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ از امیرالمؤمنین‌(علیه السلام)‌، پیامبر اکرم‌…‌ مى‌فرمود: جماعت‌، موجب‌ برکت‌ است‌ و غذاى‌ یک‌ نفر، دو نفر را، و غذاى‌ دو نفر، چهار نفر را کفایت‌ مى‌کند

گفتنى‌ است‌ که‌ هر چند زیادتر شدن‌ افراد ممکن‌ است‌ سهم‌ هر فرد از غذا را کاهش‌ دهد، اما مراد پیامبر اکرم‌صلى‌ الله علیه‌و آله‌ و سلم‌ مى‌تواند آن‌ باشد که‌ حتى‌ با وجود عدم‌ سیرى‌، نیاز بدن‌ همراه‌ با کم‌ خورى‌ که‌ مطلوب‌ است‌، تأمین‌ مى‌شود و این‌ مى‌تواند در نتیجه‌ ایثار افراد در اختصاص‌ سهم‌ خود به‌ دیگران‌ باشد. امروزه‌ نیز ثابت‌ شده‌ است‌ که‌صرف‌ غذا با دیگران‌، همراه‌ با نشاط‌ و گوارایى‌ مى‌شود و این‌ امر، در جذب‌ نیکوى‌ غذا و تعادل‌ گوارش‌ نقش‌ مهمى‌دارد

بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پیامبر اکرم‌…‌ آن‌چه‌ را خوردنش‌ بر وى‌ حلال‌ بود، همراه‌ اهل‌ و خادم‌ یا همراه‌کسانى‌ که‌ حضرت‌ را دعوت‌ به‌ غذا خوردن‌ مى‌کردند، روى‌ زمین‌ یا آن‌چه‌ دعوت‌ کنندگان‌ بر آن‌ غذا مى‌خوردند، و از آن‌چه‌ آنان‌ مى‌خوردند تناول‌ مى‌فرمود، مگر آن‌ که‌ میهمانى‌ بر حضرت‌ وارد مى‌شد که‌ در این‌ صورت‌، به‌ همراه‌ میهمان‌غذا مى‌خورد. بنا به‌ نقل‌ دیگر طبرسى‌، هنگامى‌ که‌ کسى‌ به‌ پیامبراکرم‌…‌ عرض‌ کرد: ما غذا مى‌خوریم‌، اما سیر نمى‌شویم‌! حضرت‌ فرمود: شاید به‌ صورت‌ متفرق‌ غذا مى‌خورید؛ در حال‌ غذا با هم‌ جمع‌ شوید و نام‌ خداى‌ بر زبان‌ آرید تا موجب‌ برکت‌ براى‌ شماشود

آن‌ حضرت‌، گاه‌ غذا را در میان‌ مساکین‌ و نیازمندان‌ و همراه‌ آنان‌ میل‌ مى‌کرد و از برکت‌ حضور حضرت‌، آنان‌ نیز سیر مى‌شدند، بنا به‌ نقل‌ حمیرى‌ از امام‌ باقر (علیه السلام)‌، شبى‌ پیامبر اکرم‌…‌ همراه‌ مساکینى‌ که‌ در مسجد مى‌خوابیدند در کنار منبر، روزه‌ خود را افطار کرد و از غذایى‌ که‌ در دیگى‌ سنگى‌ نهاده‌ شده‌ بود میل‌ فرمود، و به‌ برکت‌حضور حضرت‌، سى‌ نفر از آنان‌ از آن‌ غذا خورده‌ و سیر شدند، سپس‌ آن‌ ظرف‌ نزد همسران‌ حضرت‌ باز گردانده‌ شد و همه‌ آنان‌ نیز سیر شدند. این‌گونه‌ روایات‌ هرچند از یکى‌ از معجزات‌ آن‌ حضرت‌ حکایت‌ دارد، اما پیش‌ ازآن‌ ـ با توجه‌ به‌ آن‌چه‌ گذشت‌ ـ حاکى‌ از اهتمام‌ حضرت‌ بر ایثار و نیز توجه‌ به‌ غذا خوردن‌ در جمع‌ مى‌باشد

منبع: خبرگزاری فارس

لینک خبر: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13921024001355

:نظریه دکتر اکبری

رعایت دستورات اسلام عزیز شامل فرمایش های قران کریم و اهل بیت علیهم السلام و پیروی از عقل سلیم که ادامه اطاعت از دین الهی است، تنها راه نجات بشریت و سعادت اوست

کم خوری راز سلامتی انسان است

ساده خوری باعث سلامتی سلول های بدن انسان است

خوردن در جمع و نشستن سر سفره و با یاد خدا و برای خدا خوردن باعث برکت غذا ها می شود و خوردن را کاری مقدس می نماید

آرام غذا خوردن، خوب جویدن، مخلوط کردن غذا با بزاق و نخوردن آب و مایعات سرد مابین غذا ها، باعث هضم بهتر غذا و جلوگیری از ایجاد بیماریهای معده و نفخ می گردد

 

 

ابن بیطار

ابن بیطار

هوالشافی

ابن بیطار

ضیاء الدّین ابو محمّد عبدالله احمد بن محمّد مالکی، مشهور به ابن بیطار، اواخر قرن ششم هجری قمری در مالقه ی اسپانیا متولّد شد و در سال 646 ه.ق از دنیا رفت. او تحصیلات عالیه‌اش را در اشبیایه به پایان رساند و در گیاه شناسی و دارو شناسی زیر نظر معلّمان برجسته تخصّص یافت

وی با همراهی و سرپرستی اساتیدش، گیاهان مناطق اطراف محلّ اقامتش را جمع آوری کرد و روی تک تک آنها تحقیقات متعدّدی را انجام می‌داد

او برای تحقیق بیشتر بعد از مدّتی شروع به سفر کرد و از مغرب (مراکش، الجزیره و تونس) و کشورهای یونان و روم و آسیای صغیر و سوریه، در مشرق دیدن کرد. وی در دمشق به همراه شاگردش ابن ابی اصبیعه مجموعه‌های زیادی از گیاهان را جمع آوری نمود و به واقع بزرگترین صاحب نظر در زمینه دانش گیاهان بود

او از سوریه به مصر بازگشت و توسّط سلطان ایّوبیان،‌ ملک کامل، به عنوان مدیر اجرایی همه گیاه شناسان منصوب شد

ابن ابیطار در طیّ انجام مسئولیّتش از قاهره به چند سفر علمی رفت و اطّلاعات ارزشمندی جمع آوری کرد که او را قادر ساخت دو کتاب مهم بنویسد

کتاب اوّل «المغنی فی الادویه المفرده» بود که در آن گیاهان دارویی را متناسب با هر بیماری فهرست کرد و کتاب دیگر «الجامع» بود. اثر دیگر او رساله‌ای به نام «میزان الطبیب» در رژیم‌ها و داروها، یک تک پژوهش در مورد لیمو بود

مشهورترین اثر او «الجامع المفردات و الادویه و الاغذیه» است که آن را در سال 646 ه.ق کامل کرد. او در اثرش بیش از 1400 نمونه دارویی را به صورت الفبایی فهرست کرد، که سیصد تای آن‌ها برای اولین بار توسّط خود او فهرست شده بود

او این اثر را بر اساس مشاهده‌های خود و نظرهای 150 نویسنده معتبر نوشت که شامل آثار دیسقوریس، جالینوس، رازی، ابن سینا، قافیقی و … بود

برگرفته از بولتن نمایشگاه گیاهان دارویی تهران – خرداد 91

اثرات اعراض نفسانی بر سلامت قلب

اثرات اعراض نفسانی بر قلب

هوالشافی

اثرات اعراض نفسانی بر قلب

تاثیر اعراض نفسانی بر بیماری قلبی

اعراض نفسانی به معنی حالات روحی مانند هیجانها، غم، شادی، خشم و غضب می باشد، همانگونه که همه ما تجربه کرده ایم، حالات روحی و روانی ذکر شده می توانند بطور مستقیم روی ضربان قلب، قدرت و عملکرد آن تأثیر بگذارد، برای مثال یک حرف نامناسب از سوی یک فرد می تواند ضربان قلب را از 70 ضربان در دقیقه تا 150 ضربان در دقیقه افزایش دهد و یا دیدن یک صحنه خاص ممکن است با افزایش ضربان قلب و در نتیجه نرسیدن موقت خون به سلول های قلبی و درد همراه شود

از این دسته عوامل محرک می توان به گوش دادن به موسیقی های خاص و دیدن عکس ها و یا تماشای فیلم ها اشاره نمود که همه این ها به نوبه خود می توانند اثرات سوئی بر روی قلب داشته باشند

از نظر طب سنتی بیشترین اثرات منفی روی قلب از طریق دیدن اتفاق می افتد و جالب است که ما در روایات اسلامی نگاه ناروا را تیری زهرآگین از تیرهای شیطان می یابیم و همچنین می بینیم برای جلوگیری از اصابت این تیرهای زهرآگین به قلب انسان ها در احکام مقدس اسلامی تأکید بر رعایت پوشش مناسب برای مردان و زنان شده است و از مومنین و مومنات خواسته شده تا چشم های خود را محافظت نمایند

قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها

به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزه‏تر است، خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند

امروزه به علت توسعه فراوان رسانه های جمعی و سوء استفاده دولت های استثمارگر از آن ها متاسفانه به قلب انسان ها و بخصوص جوانان مرتباً آماج تیرهای زهرآگین شیطانی می گردند و همچنین توسعه روز افزون موسیقی های محرک اعصاب متاسفانه موجب ضعف قلب های افراد جامعه می گردد و به دنبال ضعف قلب تمام سامانه های بدن دچار ضعف می گردند

یکی از علایم ضعف قلبی وجود تپش قلب است که به علت بالا رفتن ضربان قلب نیاز به مصرف اکسیژن را در سلولهای قلبی افزایش می دهد و عروق قلبی کفاف طولانی مدت این افزایش نیاز را نمی دهد و نرسیدن خون کافی موجب درد می گردد

بنابراین هر استرسی را که موجب افزایش بی مورد ضربان قلب می گردد که از مهمترین عوامل آن اعراض نفسانی است، بخصوص آنهایی که در اثر گناهان بوجود می آیند، پس بیائید با رعایت دستورات الهی جامعه ای سالم و عاری از ناپاکی برای داشتن قلب هایی سالم برای هم فراهم نمائیم

دکتر حسن اکبری

،متخصص آسیب شناسی

،دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

www.drakbary.com

 

رژیم غذایی صحیح

ترکیب رژیم غذایی صحیح

هوالشافی

ترکیب رژیم غذایی صحیح

رژیم غذایی سالم

بقراط حکیم می فرماید: باید کاری کنی که غذای تو، تنها داروی تو باشد و داروی تو غذای مخصوص تو گردد

غذاها و داروها نیز مانند بدن انسان از موادی تشکیل یافته اند که موجب می شود آن ها نیز دارای کیفیت گرم یا سرد و تر یا خشک باشند. به طور کلی برای رعایت اصل تعادل لازم است فرد هر چه بیشتر خود را به اعتدال نگه دارد تا کارکرد اعضا و بافت های مختلف بدن متعادل باشد. به عنوان مثال فردی که دارای مزاج گرم و خشک است باید از افراط در خوردن مواد گرم و خشک مانند عسل و فلفل خودداری کند، زیرا این نوع غذاها اورا از حالت تعادل خارج می نمایند و علایم آزار دهنده مانند خشکی پوست و بی خوابی را افزایش می دهند ولی استفاده از خیار و هندوانه که سرد و تر هستند فرد را به حالت تعادل بازگردانده و  حال عمومی او را بهتر می کند

یکی از مهمترین مسائل روزمره انسان استفاده از انواع غذاها برای رفع گرسنگی و ادامه حیات است. به عنوان مثال، یکی از غذاهای سنتی ما ایرانی ها کشک و بادمجان است که غذای خوشمزه ای است، آیا تا بحال از خود پرسیده اید که چرا کشک را همراه بادمجان مصرف می کنند؟ علت آن است که چون مردم در قدیم مزاج خود را بهتر از امروز می شناختند و از این رو بعضی از آنان اصلاً بادمجان مصرف نمی کردند و بعضی دیگر هم که مصرف می کردند به صورت کشک همراه با بادمجان بود تا مزاج غذای خود را متعادل کنند

بادمجان سرخ کرده در روغن به تنهایی ایجاد سودا می کند. یعنی خلط سودا در بدن را افزایش می دهد و زیاد شدن این خلط در بدن موجب بیماری های پوستی، ناراحتی های اعصاب و روان می شود. همچنان استفاده از کشک به تنهایی موجی لختی بدن، بی خوابی و در بعضی از افراد موجب بروز بیماری هایی مانند صرع می شود

علاوه بر موارد ی که گفته شد بدن انسان به مواد زیادی مانند پروتئین، چربی، کربوهیدرات، آب، انواع ویتامین و انواع مواد معدنی نیاز دارد. بعضی از این مواد به مقدار زیادی در بدن وجود دارند و مقدار بعضی دیگر ناچیز است. این مواد از راه غذا خوردن به بدن انسان می رسند. غذای مناسب غذایی است که تمام این ترکیبات را به بدن انسان برساند

کم و زیاد شدن ترکیب مواد غذایی مورد نیاز بدن باعث به هم خوردن تعادل و نسبت مواد موجود در بدن می گردد و بیماری های زیادی بوجود میآورد

:ساختمان بدن انسان

امام صادق علیه السلام: انسان می خورد و می آشامد با آتش، می بیند و کار می کند با نور، می شنود و می بوید با باد، لذت غذا و نوشیدنی را درک می کند با آب و حرکت می کند با روح

و فرمود: اگر آتش در معده اش نبود غذا هضم نمی شد، اگر باد نمی شد آتش معده شعله ور نمی گشت و تفاله غذا از شکمش بیرون نمی شد، اگر روح نبود حرکت و ایاب و ذهاب نمی شد، اگر آب نبود آتش معده او را می سوخت، اگر نور نبود نمی دید و تعقل و تفکر نمی کرد، پس خاک صورت انسان است در زمین، و زمین قوام ندارد مگر با آب، جسم انسان نیز قوام ندارد مگر با خون و مخ انسان کف و چربی و پیه و خون است

چنان که انسان جهت دنیا و آخرت آفریده شده، موقعی که خداوند بین دنیا و آخرت را جمع کرد زندگیش در زمین برقرار شد، چون او از طرف آسمان به سوی دنیا نازل گشته و موقعی که خداوند میان آنها تفرقه انداخت این جدایی مرگ است و در نتیجه آسمان بر می گردد

خداوند داروی درمان بیماری ها را در وجود خود ما قرار داده است

از چه غذاهایی استفاده کنیم که تمام مواد غذایی را به اندازه ی مورد نیاز به بدن ما برساند

:گروه های غذایی

گروه نان و غلات: این گروه شامل غذاهایی است که از گندم، جو، ارزن و برنج تهیه می شوند. بعضی از غذاهای این گروه شامل نان گندم، نان جو، گندم پرک شده، برنج، ماکارونی، بیسکویت، کیک، کلوچه، رشته آش و … می باشد

این گروه تأمین کننده کربوهیدرات پیچیده، پروتئین، فیبر، آهن، منیزیم، ریبوفلاوین، تیامین و نیاسین هستند

گروه سبزی ها: این گروه شامل انواع سبزی ها مانند هویج، گوجه فرنگی، خیار، کدو، کلم، گل کلم، بادمجان، قمری، بامیه، سبزی خورش، سبزی خوردن، اسفناج، لوبیا سبز، نخود سبز و … می باشد.

این گروه تأمین کننده فیبر، پتاسیم، منیزیم، ویتامین A، ویتامین C و فولات هستند.

گروه میوه ها: این گروه شامل انواع میوه ها مانند پرتقال، سیب گلاب، گلابی، هندوانه، طالبی، هلو، لیموترش، موز، گریپ فروت، توت، کیوی ،انگور و … می باشد

این گروه تأمین کننده فیبر، پتاسیم، ویتامین A و ویتامین C می باشد

گروه گوشت ها: این گروه شامل انواع گوشت قرمز و سفید، مرغ، ماهی، تخم مرغ، سوسیس، کالباس و … می باشد

حبوبات مانند لوبیا، سویا، عدس، ماش و لپه هم جزء این گروه هستند، البته این مواد باید با غلاتی مانند برنج همراه شوند و یا چند تا از آنها با هم ترکیب شوند تا بطور کامل در این گروه قرار گیرند

همچنین سوسیس و کالباس در این گروه هستند ولی توصیه می شود از آنها استفاده نکنید

این گروه تأمین کننده پروتئین، فسفر، روی، منیزیم، آهن، ویتامین B6، ویتامین B12، نیاسین و تیامین می باشد

گروه شیر و لبنیات ها: این گروه شامل شیر و غذاهای تهیه شده از آن مانند ماست، دوغ، کشک، پنیر و بستنی می باشد

کشک و پنیر در بسیاری از منابع جزء گروه گوشت ها حساب می شوند، همچنین بستنی به علت داشتن شکر نباید به مقدار زیادی جایگزین شیر و لبنیات شود

این گروه تأمین کننده کلسیم، پروتئین، ریبوفلاوین و ویتامین B12 می باشد

گروه چربی و قند ها: این گروه شامل انواع چربی، روغن، قند، آب نبات، شکلات، شیرینی، شربت، ژله، مربا، شکر، عسل، خامه، سرشیر، نوشابه های گازدار، کره، مارگارین، انواع سس و … می باشد

این گروه تأمین کننده انرژی هستند و مواد غذایی چندانی ندارند

:استفاده از همه گروه های غذایی

:شما باید هر روز از تمام گروه های غذایی گفته شده استفاده کنید، تا ترکیب صحیح غذایی داشته باشید، به شکل زیر توجه کنید

جدول گروه های غذایی مادران باردار و شیرده | دارالشفاء امام رضا (ع) ، موسسه درمانی آستان قدس رضوی

به این شکل هرم گرو ه های غذایی گفته می شود. این هرم مقدار مصرف هر یک از گروه ها را مشخص می کند

غذای شما بیش از هر چیز باید دارای نان و غلات باشد، میوه ها و سبزی ها به اندازه ی هم مصرف شوند و مصرف آنها از نان و غلات کمتر باشد، مصرف شیر و لبنیات و گروه گوشت ها کمتر از سبزی و میوه ها است، قند و چربی باید در مقدار کمی مصرف شوند

البته باید به مزاج های گوناگون مواد غذایی نیز توجه داشته باشید و بیشتر غذاهایی استفاده کنید که با طبع شما سازگارند

منبع: برگرفته از کتاب ” مجموعه کامل دائرة المعارف تغذیه” از آقای داریوش صالحی

چاقی ولاغری

چاقی و لاغری چیست؟

هوالشافی

چاقی و لاغری چیست؟

چگونه وزن و اندام متناسب داشته باشیم؟

:تعریف چاقی در طب غربی

چاقی و لاغری

بر اساس نظریه دانشمند فرانسوی به نام بروکای، وزن متناسب برای هر فرد شامل، قد منهای عدد صد می باشد. بطور مثال با قد 170 سانتیمتر بهترین وزن حدود 70 کیلوگرم خواهد بود، البته باید بدانیم که این عدد در آقایان معمولاً باید منهای 10 درصد باشد، یعنی 10 درصد کمتر از خانم ها

:در طب غربی چاقی یعنی افزایش توده چربی بدن و برای سنجش میزان چربی بدن متدهای مختلفی مانند

دانسیتومتری

اولتراسونوگرافی

بررسی میزان پتاسیم بدن

بررسی کل آب موجود در بدن

و روش های دیگر وجود دارد که این متد ها گران و بسیار زمان بر می باشند

متد دیگر محاسبه BMI (Body Mass Index) یا ایندکس توده بدن می باشد، که به وسیله تقسیم کردن وزن فرد به مجذور قد او به متر حساب می گردد. فعلاً سازمان بهداشت جهانی، BMI را بهترین معیار تشخیص وزن متناسب می داند به این ترتیب که اگر BMI کمتر از 5/18 است کمبود وزن وجود دارد و اگر بین 25- 5/18 است فرد با وزن طبیعی است و اگر بین 30- 25 است اضافه وزن وجود دارد و فرد با BMI بالای 30 مبتلا به چاقی است

:نکته مهم این است که در همین فرمول ساده BMI، عواملی چون سن و جنس دخیل هستند بطور مثال

* BMI برابر 21 برای سن 17 تا 19 سالگی مناسب است

* BMI برابر 22 برای سن 19 تا 24 سالگی مناسب است

* BMI برابر 23 برای سن 24 تا 34 سالگی مناسب است

* BMI برابر 24 برای سن 34 تا 44 سالگی مناسب است

* BMI برابر 25 برای سن 44 تا 54 سالگی مناسب است

* BMI برابر 26 برای سن 54 تا 64 سالگی مناسب است

* BMI برابر 27 برای سن 64 سال به بالا مناسب است

:مثال محاسبه BMI

آقایی با قد 1.7 متر و وزن 90 کیلوگرم با سن 54 سال

پس این آقای 54 ساله اضافه وزن دارد و چاق است

نکته مهم این است که در این فرمول اصلا به این توجه نشده که افرادی بصورت ژنتیکی عضلات بزرگ و قوی دارند و یا افرادی بدن شل و وارفته ای دارند، آیا باز با همین فرمول می توان همه را به درستی ارزیابی کرد؟

واقعیت این است که ما لازم است یک تقسیم بندی کامل تر انجام دهیم تا بتوانیم بین افراد چاقی مرضی و افراد سالم با اندام عضلانی تنومند افتراق قائل شویم

پس در واقع ما می توانیم یک چاقی طبیعی داشته باشیم که ژنتیکی است و به اصطلاح عده ای هستند که هیکل پهلوانی دارند و بیماری در سلول هایشان وجود ندارد و یک نوع چاقی مرضی داریم که عمده افراد چاق از این نوع هستند و ریشه این نوع چاقی زیاد بودن توده عضلات و قوی بودن قدرت بدنی فرد و پهلوانی وی نیست و فقط بعلت بیماری سلولی دچار تورم سلولی و اضافه وزن مرضی شده اند و این افراد هرچه غذاهای با کالری کمتر میل کنند بیشتر چاق می شوند و حتی برخی از این افراد می گویند که ما حتی اگر با هم بخوریم مرتباً چاق می شویم!!!

:ریشه سلولی مولکولی این اضافه وزن و چاقی مرضی در کجاست

در سطح سلول های بدن ما تعداد زیادی دریچه های سدیم و پتاسیم بصورتی ترکیبی وجود دارد که این دریچه ها با مصرف انرژی بصورت مولکول ATP یون سدیم را دایماً به خارج سلول و یون پتاسیم را به داخل سلول حرکت می دهند، حال تصور کنید فردی فقط از غذاهای با برآیند انرژی پایین مثل روغن های نباتی (جامد، مایع و مخصوص سرخ کردنی)، گوشت گاو، ماست، دوغ، گوجه فرنگی و رب گوجه فرنگی، انواع سس قرمز و سفید و آب سرد و چای (سبز و سیاه) و … (مراجعه به مثلث سلامت) استفاده کند، میزان ATP سلول های او کم می شود و سدیم در داخل سلول حبس می گردد و لذا آب با خاصیت اسمزی غشاءهای نیمه تراوا، خود به خود وارد سلول ها می شود و سلول باد می کند، و فرد در نهایت با 10 تا 30 کیلوگرم اضافه وزن روبرو می شود، این افراد دایماً با احساس سستی، خواب زیاد و نرم بودن بدن و عضلات روبرو هستند، برعکس افراد با هیکل پهلوانی که همیشه احساس قدرت و قوت دارند

پس راه درمان برخلاف طب غربی کم کردن کالری و زیاد دادن آب سرد و سالاد نیست، چون همه اینها باز هم میزان انرژی سلولی را کم می کنند و مرتباً میزان ورم سلولی این افراد بیشتر می شود و اگر احیاناً چند کیلویی با کم کردن بسیار زیاد غذای مصرفی حاصل شود همراه با افتادگی صورت و پیری زود رس و از بین رفتن میل جنسی و افسردگی خواهد بود به طوری که یک خانم 40 ساله پس از مدتی قیافه یک زن 50 ساله را به خود خواهد گرفت

در افراد لاغر هم که عمدتاً افرادی هستند که از لحاظ ژنتیکی صفراوی یا سودایی هستند با همان رژیم غذایی فوق الذکر که شامل غذاهای انرژی گیر است بدنشان در عین لاغری شل است و حتی شکم مختصری هم دارند که بسیار بد شکل می شود یعنی بدن لاغر و شکم بزرگ

راه چاره چیست؟

با رعایت کامل مثلث سلامت اجازه بدهیم بدن ما براساس ژنتیک خود تنظیم شود، چون مسلماً وقتی تغذیه سلولی درست و کامل باشد پمپ های سدیم و پتاسیم سلول ها در سراسر بدن درست کار می کنند، آنچه تعیین کننده وزن بدن ما خواهد بود ،ژنتیک ما است. در واقع همه ما در آن صورت براساس ژنتیک مان ممکن است هیکل پهلوانی داشته باشیم که به این افراد دموی گفته می شود و یا هیکل لاغر داشته باشیم ولی سالم و چابک و بدون شکم که به این افراد صفراوی گفته می شود و افرادی که بشتر لاغر هستند و خیلی دقیق و موشکاف و پیگیر هستند که اینها به این افراد سودایی گفته می شود و افرادی که دارای غلبه آب هستند که به این افراد بلغمی گفته می شود ولی با اصلاح نوع غذاها با توجه به طبع افراد می تواند افراد را سالم دریک تعادل وزن و تناسب اندام با توجه به ژنتیک آنها نگه دارد

 

دکتر حسن اکبری

متخصص آسیب شناسی، دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

www.drakbary.com

 

اضافه وزن

چرا اضافه وزن داریم؟

هوالشافی

چرا اضافه وزن داریم؟

اضافه وزن

بدن، از حدود چهارده هزار میلیارد سلول تشکیل شده است و در سطح هر کدام از سلول های بدن ما، بین سیصد تا پنج هزار عدد پمپ سدیم پتاسیم ATPase بر حسب نوع و عملکرد سلول ها وجود دارد

کار این پمپ ها خارج کردن یون های سدیم از سلول و وارد کردن یون های پتاسیم به سلول بر خلاف جریان غلظت است، که بعضاً این اختلاف غلظت در بعضی سلول های جانداران به هزار برابر می رسد، انگار که این پمپ ها قرار است از چاه هزار متری آب استخراج کنند، پس این پمپ ها خیلی انرژی صرف می کنند و این  انرژی از سوختن مواد غذایی بدست می آید، فرایندی که به آن متابولیسم می گوئیم. حال اگر نوع و ترکیب غذاهای مصرف شده طوری باشد که جمع جبری و برآیند آنها همراه با مصرف زیاد انرژی و تولید کم انرژی توام باشد، یعنی بدن برای گرفتن انرژی از مواد غذایی و شکستن مولکولهای آن برای تولید انرژی، توان زیادی را صرف کند، آنگاه عملکرد پمپ های سدیم- پتاسیم ATPase، ضعیف می شود و در نتیجه یون سدیم در داخل سلول حبس می شود و آب که همیشه به دنبال سدیم حرکت می کند با خاصیت اسمز از دیواره سلول که غشاء نیمه تراوا است وارد سلول میشود، در نتیجه سلول متورم می شود و مثلاً قطر سلول که در حالت طبیعی 10 میکرون بود میشود 13 میکرون و چون این اتّفاق در تمام سلول های بدن رخ داده است فرد ظاهراً تپل دیده می شود ولی در واقع این چاقی ناشی از افزایش عضله یا چربی نیست و فقط ورم سلولی وجود دارد لذا این ورم موجب نقص عملکرد سلولهای مختلف بدن می شود و فرد ظاهرا چاق، بی رمق و سست است

اغلب اضافه وزن های امروزه مردم از این نوع است و این اصطلاح خیلی رایج است که فرد می گوید: من آب هم می خورم چاق می شوم و اتّفاقاً این جمله کاملاً درست است و فرد نباید آب فراوان بنوشد و برعکس لازم است از مواد غذایی پر انرژی مانند خرما و عسل استفاده کند تا سلول ها انرژی لازم برای به راه انداختن مجدد پمپ های سدیم-پتاسیم را داشته باشند و با روشن شدن این پمپ ها، سدیم از سلول دفع شود و آب هم به دنبال سدیم سلول را ترک کند و فرد کاهش وزن صحیح و واقعی پیدا کند

 

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناس سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی – ایرانی

چرا آسم میگیریم

چرا آسم می گیریم؟

هوالشافی

چرا آسم می گیریم؟

چرا آسم میگیریم

بطور کلی دو نوع آسم وجود دارد، نوع شناخته شدۀ آسم، در اثر حساسیت به مواد آنتی ژنیک خاص است که بدن یک بار با آنها مواجه شده و بر علیه آن مواد پادتن یا آنتی بادی ساخته است و در تماس بعدی با فعال شدن و اتصال آنتی ژن ها و آنتی بادی های قبلاً ساخته شده برخی سلولهای سیستم ایمنی موادی از خود آزاد می کنند که این مواد باعث انقباض راههای هوایی باریک شده و بیمار در فرایند بازدم دچار مشکل شدید می شود و تنگی نفس به همراه سرفه مکرر دست می دهد که به این حالت حملۀ آسم خارجی گفته می شود

نوع ناشناخته آسم، آسم اولیه است که علت آن در طب جدید مکتب غربی است که به آن اسم درونزاد یا داخلی گفته می شود که البته آسم درونزاد در طب اسلامی ایرانی کاملاً شناخته شده و درمان آن نه استفاده از گشاد کننده های راههای هوایی که بعضاً اوضاع را خرابتر می کند بلکه اصلاح عملکرد مختل شدۀ سلولهای راههای تنفسی می باشد

.لازم به ذکر است که برای آسم برونزاد نیز درمان مؤثر در طب اسلامی ایرانی وجود دارد که در مقالۀ دیگر انشاءا… بحث خواهد شد

:حال ببینیم آسم اولیه یا درونزاد چگونه ایجاد می شود

وقتی بیمار تغذیه نامناسب و نامتعادل برخلاف مثلث سلامت دستورات طب اسلامی ایرانی دارد سلولهای مخاط دستگاه تنفس در چند عمل خود دچار مشکل می شوند

 ترشح بیش از حد مواد موکوسی توسط سلولهای پوشانندۀ دستگاه تنفس

 تورم سلولی سلولهای پوشانندۀ دستگاه تنفس که موجب تنگی راههای هوایی باریک می شود

 کاهش عملکرد مژک های سطح سلولهای پوشانندۀ دستگاه تنفس بعلت کاهش انرژی سلولی در اثر مصرف غذاهای نامتعادل و نامناسب با طبع سرد مانند: ماست بدون مصلح، دوغ، شیر سرد، آب سرد فراوان، گوشت گاو، مرغ و ماهی فراوان

حال تصور کنید وقتی در راههای هوایی باریک، سلولهای متورم و بی قوام که مواد موسین فراوان ترشح می کنند و مژک ها که باید مواد موسین را به خارج هدایت کنند درست کار نمی کنند، مواد موسین زیادی تولید شده و مرتباً در حال پایین رفتن و انسداد راههای هوایی بیمار یعنی خفه شدن بیمار هستند

پس بدن باید بطور خودکار چه کاری انجام دهد که این ترشحات پایین تر نروند؟ معلوم است انقباض راهها. انقباض راه نیز خود یک نوع انسداد نسبی است پس باید رفلکس سرفه عمل کند تا ترشحات به سمت خارج رانده شوند و موقتاً مشکل لحظه ای تنفس حل شود. اما در طب جدید مکتب غربی به جای مشکل تغذیه سلولی، اقدام به تجویز داروهائی می شود که راههای هوایی را گشاد می کنند در نتیجه ترشحات به نواحی پائین حرکت می کنند و از طرف دیگر داروهایی داده می شود که رفلکس سرفه را از بین ببرد در نتیجه باعث تجمع ترشحات غلیظ در قسمت های عمیق و تغلیظ بیش تر و ایجاد پلاک های موسینی سفت می شود که تماماً وضعیت را برای ایجاد یک مرحلۀ آسم مداوم وخیم فراهم می نماید

در طب اسلامی ایرانی با اصلاح وضعیت تغذیه سلولی و اصلاح عملکرد سلولی، ترشح موکوس به حد نرمال باز می گردد، ورم سلولها بعلت اصلاح پمپ های سدیم و پتاسیم سطح سلولها، اصلاح می گردد و قوام سلولها به حال طبیعی برمی گردد در نتیجه انقباض و انسداد نسبی راههای هوایی به حالت طبیعی باز می گردد و به تدریج پلاک ها و توپی های موسینی تغلیظ شده توسط سیستم ایمنی برداشته می شود و آسم بطور واقعی و دائمی درمان می شود به شرطی که بیمار مجدداً تغذیه صنعتی غربی را جایگزین تغذیه اسلامی ایرانی نکند

برای مثال: یکی از بیماران که به مدت پانزده سال سرفه داشت و سالها بعنوان آسم دارو مصرف کرده بود پس از مدتی با رعایت رژیم مثلث سلامت و سایر دستورات آمده در وب سایت به حالت طبیعی بازگشت نمود

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناس سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی