عالم هستی

عالم هستی

منشاءِ عالم هستی

چون انسان خلاصه جهان هستی است بنابراین شناخت منشاءِ عالم هستی برای شناخت انسان لازم و ضروری است و تا طبیبی ماهیت انسان را .نشناسد نمی تواند علت بیماری ها را درک کند و تا علت بیماری ها را درک نکند نمی تواند آنها را درمان نما

اگر از خود سئوال کنیم که جسم، از چه چیزی تشکیل شده؟ خواهیم گفت از اعضاءِ و اگر سئوال کنیم اعضاءِ از چه چیزی بوجود آمده؟ خواهیم گفت از بافت ها و همینطور اگر بپرسیم بافت از چه چیز تشکیل یافته؟ خواهیم گفت سلولها و اگر سئوال نمائیم سلولها از چه چیزی به وجود آمده؟ خواهیم گفت مولکولها و اگر سئوال شود مولکولها از چه چیزی بوجود آمده؟ خواهیم گفت از اتم ها و اگر سئوال شود اتمها از چه چیزی ساخته شده؟ خواهیم گفت از پروتون، نوترون و الکترون حال اگر سئوال شود پروتون، نوترون و الکترون ها از چه چیز تشکیل شده اند؟ دانشمندان می گویند از پوزیترون و اگر سئوال شود پوزیترون ها از چه چیزی بوجود آمده اند؟ خواهند گفت از بسته های انرژی و اگر سئوال شود این بسته ها انرژی اگر !!!باز شوند چه چیزی هستند؟ خواهند گفت از نور

!!!!پس جسم ما و تمام این عالم در واقع از نور درست شده اند ولی نوری که بسیار بسیار متراکم شده تا بسته های انرژی را بوجود آورده است

تصاویر واضح‌تری از دورترین جرم هستی منتشر شد+ عکس - پایگاه اطلاع رسانی  دیارمیرزا پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا

.پس هر ذرۀ پوزیترون باید حاوی میزان بسیار زیادی انرژی درونی باشد، بله واقعاً همین  گونه است

امروزه ثابت شده که در واقع تمام مواد و اشیاءِ اطراف ما از بهم فشرده شدن میزان بسیار زیادی نور که لطیف ترین نوع انرژی است، تشکیل یافته است و همانگونه که می دانیم خود نور مرئی حداقل از یک طیف هفت رنگ تشکیل شده است که به خاطر اختلاف در میزان انرژی و طول موج از هم قابل تفکیک هستند و به رنگ های مختلف در می آیند یعنی هر چه به سمت رنگ قرمز حرکت می کنیم طول موج بیشتر می شود و هر چه به سمت نور بنفش حرکت می کنیم طول موج کمتر می شود و انرژی و فرکانس بالاتر می رود آیا کار همین جا تمام می شود؟ خیر نورهای .لطیفتر که قابل رویت هم نیستند در پائین قرمز و بالای بنفش وجود دارند که به نام مادون قرمز و ماورای بنفش خوانده می شو

سئوال اینجاست که آیا ماده در همین جا تمام می شود؟ و یا لطیف تر شده می تواند بصورت لایه لایه ادامه یابد؟

ما می توانیم به مرحله ای برسیم که ماده بسیار لطیف تر از آنچه فکر می کردیم باشد و بیشتر و وسیع تر از آنچه فکر می کردیم وجود داشته باشد، که هر مرحلۀ لطیف تر بوسیلۀ متراکم شدن سازندۀ قسمت غلیظ تر خواهد بود و جالب این است که این پدیده از هر دو طرف طیف نور مرئی به هم می رسد یعنی از پائین و بالا، از دو طرف نورهای رقیق غیر قابل دیدن متراکم می شوند و نور قابل رویت را می سازند، بعد همین نورهای خیلی غلیظ که الان قابل دیدن هستند به میزان زیادی با هم ترکیب و بسیار بسیار فشرده می شوند و پوزیترون ها را می سازند و پوزیترون ها به میزان بسیار بسیار زیادی با هم جمع می شوند و فشرده می شوند تا اجرای اتم ها شامل پروتون، نوترون و الکترونها را می سازند و اتم ها مولکول ها و مولکولها عناصر و آنها هم مواد را می سازند

ثابت شده اگر یک سانتیمتر مکعب از هر ماده ای کامل شکافته شود و به انرژی تبدیل شود می تواند یک لامپ 100 وات را بمدت 100 سال روشن نگه دارد

البته شاید این مثال تبدیل کامل ماده به انرژی نباشد و شاید اگر ابزار کاملتری داشتیم، متوجه می شدیم که ماده به میزان بسیار بیشتری به انرژی تبدیل می شود

!!!راستی منشاءِ تمام این همه نور و انرژی که گیتی را ساخته است چیست؟

و منشاءِ اینهمه حکمت و زیبائی و تعادل و همنوایی و هماهنگی کجاست؟

!!!آیا می شود همۀ اینها اتفاقی بوجود آمده باشند؟

شاید اگر ما درک درستی از انرژی ها و بویژه نور داشته باشیم بتوانیم مرز تبدیل طبیعت مادی و ماوراءِ آن را بهتر بفهمیم، پس شاید بتوانیم بگوئیم که ریشۀ همه مواد انرژی و نور است و ریشۀ نور، روح است و باز خود روح می تواند از حالت های غلیط مثالی تا روح های بسیار لطیف تر تشکیل شده باشد

بنابراین می بینیم که انسان موجودی است که در عین حال که در یک سوی طیف از ماده تشکیل شده است در سوی دیگر اصل و ذات وی از نور و روح می باشد و لذا بیماریهای انسان نمی تواند فقط مادی باشد و به همین علت است که بدون درمان معنوی و گرایش واقعی به سمت عبادت کامل و مخلصانه بسوی ذات اقدس الهی امکان ندارد کسی بطور کامل درمان گردد

پس طبیب باید هم به درمان جسم و هم روح بیمار توجه نماید، در مثلث سلامت بجز اشاره به تغذیه و داروهای گیاهی و اعمال درمانی دستی مثل دلک (ماساژ)، بادکش، حجامت، فصد و جراحی به اصلاح رفتار معنوی نیز اشاره شده که در یک جمله کلی انجام واجبات و ترک محرمات الهی می باشد که می تواند روح انسان را اصلاح نماید و چون جسم انسان تابع روح اوست، می تواند منجر به اصلاح کامل جسم انسان گردد

بطور مثال حسادت می تواند روح انسان را نابود کند لذا فرد حسود مسلماً نمی تواند آرامش جسمی و سلولی نیز داشته باشد و چه بسا بیمار قلبی که هر کاری از طب جدید و قدیم برایش می شود درمان نمی شود، ممکن است با ترک گناه کبیره حسد، بیماری قلبی وی نیز کاملاً درمان شود

گاهی آثار غذاها و داروهای گیاهی که با میزان اندک آنها اثرات عظیمی ظاهر می گردد می تواند با دانستن نکات در خصوص منابع عظیم انرژی و نور و روح در مواد توجیه گردد، پس میزان کمی از مواد اگر به درستی و با روش صحیح و بموقع به بدن بیمار برسد می تواند اثرات شگرفی داشته باشد و بر عکس ممکن است میزان زیادی از مواد غذایی یا دارویی که به روش ناصحیح و در غیر زمان خود و بی جا مصرف شود ممکن است اثر معکوس هم داشته باشد.

بنابراین بیمار باید بطور کامل به دستورات طبیب حاذق خود گوش فرا دهد و عمل نماید و از تغییرات خود سرانه در دستورات پرهیز نماید تا آثار مثبت درمان های طبیب بتدریج ظاهر گردد

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناسی سلولی

و محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *