دیابت و کنترلآن با وزنه زدن روزانه

ارتباط دیابت با وزنه زدن

هوالشافی

ارتباط دیابت با وزنه زدن

تحقیقات حاکیست که وزنه زدن به جلوگیری از دیابت نوع ۲ در مردان کمک می‌کند

ارتباط وزنه زدن با دیابت نوع 2 در مردان

محققان دریافتند که دمبل زدن مداوم این خطر را بیش از ۳۰ درصد کاهش می‌دهد

نتایج این مطالعه به روی بیش از ۳۲ هزار مرد در مجله “آرشیو پزشکی داخلی” منتشر شده است

از قبل معلوم بود که انجام ورزش به طور منظم می‌تواند از بیماری‌های مختلف جلوگیری کند

اما مطالعه تازه مهم تلقی می‌شود چون بلند کردن وزنه جایگزینی برای ورزش‌های پرتحرک مانند دویدن است

پژوهشگران دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد آمریکا و دانشگاه جنوبی دانمارک این گروه از مردان را طی یک دوره ۱۸ ساله بررسی کردند

در این مدت ۲۳۰۰ نفر به دیابت نوع ۲ مبتلا شدند

آن‌ها دریافتند که پنج روز وزنه زدن در هفته به مدت روزانه ۳۰ دقیقه می‌تواند خطر دیابت را ۳۴ درصد کاهش دهد

اما آنها همچنین گزارش می‌دهند که حتی ورزش کمتر، یعنی هفته‌ای یک ساعت، خطر ابتلا به دیابت را تا ۱۲ درصد کاهش داد

با این حال، ورزش‌های پرتحرک اگر به طور مستمر انجام شود تأثیر بیشتری داشت و خطر ابتلا به دیابت را پنجاه درصد کاهش داد

براساس این مطالعه ترکیب این دو نوع ورزش بیشترین تأثیر را داشت که معادل کاهشی ۵۹ درصدی بود

آندرس گرونتود نویسنده اصلی مقاله “آرشیوه پژشکی داخلی” گفت برای بسیاری از مردم شروع یا ادامه ورزش‌های پرتحرک سخت است

اما به گفته او نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که وزنه زدن را می‌توان تا حدود زیادی جایگزن آن ورزش‌ها کرد

معلوم نیست که این نتایج در مورد زنان هم صادق باشد

:نظریه دکتر اکبری

برای پیشگیری از بروز دیابت ورزش لازم هست ولی کافی نیست و حتماً باید همراه با رعایت کامل دستورات مثلث سلامت باشد

اصول تغذیه در سیره پیامبر

اصول تغذیه در سیره پیامبر اعظم (ص)

هوالشافی

اصول تغذیه در سیره پیامبر اعظم (ص)

شخصی به‌ پیامبر اکرم‌ (ص)‌ عرض‌ کرد: ما غذا مى‌خوریم‌، اما سیر نمى‌شویم‌! حضرت‌ فرمود: شاید به‌ صورت‌ متفرق‌ غذا مى‌خورید؛ هنگام غذا با هم‌ جمع‌ شوید و نام‌ خداى‌ بر زبان‌ آورید تا موجب‌ برکت‌ براى‌ شما شود

چکیده‌

تغذیه‌ از نیازهاى‌ اجتناب‌ناپذیر هر موجود زنده‌اى‌ است‌ و انسان‌ نیز از این‌ قانون‌، مستثنا نیست‌. از این‌ رو آگاهى‌ از روش‌ و شیوه‌ بزرگان‌ دین‌ در این‌ زمینه‌، شایان‌ توجه‌ و تأمل‌ است‌. نوشتار حاضر درصدد پاسخ‌گویى‌به‌ چند پرسش‌ محورى‌ و مهم‌ درباره‌ تغذیه‌، بر اساس‌ سیره‌ پیامبر اعظم (ص)‌ است‌. پرسش‌هایى‌ چون: چرا تغذیه،‌ نوع‌ تغذیه، تنوع‌ و مقدار آن‌، زمان‌ تغذیه‌، همراهى‌ با دیگران‌ در تغذیه‌ و بالاخره‌ چگونگى‌ انجام‌ تغذیه‌

در سیرة‌ نبوى غذا خوردن‌ با هدف‌ کسب‌ توان‌ براى‌ طاعت‌ و عبادت‌ بوده‌ است‌. غذاهاى‌ آن‌ حضرت‌، ویژگى‌هایى‌ چون‌ حلال‌ بودن‌، تنوع‌، سادگى‌، مضرّ نبودن‌ و سودمندى‌ را داشته‌ است‌. آن‌ حضرت‌ از صرف‌ بیش‌ از یک‌ نوع‌ غذا در یک‌ وعده‌ ـ به‌ منظور زهد ـ پرهیز داشته‌، مقدار غذاى‌مصرفى‌اش‌ نیز در حد نیاز بدن‌ بوده‌ است‌. وقت‌ غذاى‌ حضرت‌، هنگام‌ گرسنگى‌ بوده‌ و اصرار بر صرف‌ غذا به‌همراه‌ دیگران‌ داشته‌ است‌. نیز آن‌ حضرت‌ در شروع‌ و پایان‌ صرف‌ غذا نام‌ خدا را بر زبان‌ جارى‌ و در این‌زمینه‌، آداب‌ خاص‌ دیگرى‌ را رعایت‌ مى‌فرمود

مقدمه‌

خوردن‌ و آشامیدن‌ از لوازم‌ اصلى‌ استمرار حیات‌ مادى‌ انسان‌ است‌ و بدون‌ آن‌، هیچ‌ انسانى‌ قادر به‌ انجام‌ تکالیف‌اساسى‌ خویش‌ و حرکت‌ در مسیر کمال‌یابى‌ نخواهد شد. جسم‌ انسان‌، هم‌چون‌ مرکبى‌ است‌ که‌ روح‌ را حمل‌ مى‌کند و اختلال‌ در کار این‌ مرکب‌، اختلال‌ در کار روح‌ پدید مى‌آورد. این‌ حقیقت‌، اقتضاى‌ آن‌ داشته‌ که‌ حتى‌ برترین‌ موجودات‌نظام‌ هستى‌، یعنى‌ انبیا و اولیاى‌ الهى‌ نیز وجود را بى‌نیاز از خوردن‌ و آشامیدن‌ ندانند و با بهره‌گیرى‌ از شیوه‌هاى‌ صحیح‌و در عین‌ حال‌ ضرورى‌، لوازم‌ استمرار حیات‌ و حرکت‌ جسم‌ خویش‌ را فراهم‌ کرده‌ و آن‌ را در خدمت‌ روح‌ بلندشان‌قرار دهند

باتوجه‌ به‌ آن‌چه‌ گفته‌ شد، در این‌ نوشتار به‌ بررسى‌ روایات‌ حاکى‌ از سیره‌ نبوى‌ در این‌ باره‌ مى‌پردازیم‌. مجموع‌اطلاعات‌ موجود در این‌ زمینه‌، در حقیقت‌ پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌هاست‌ که‌ پیامبر اکرم (ص) چرا، چه‌ نوع‌، چند نوع‌، به‌ چه‌ میزان‌، چه‌ هنگام‌، تنها یا با دیگران‌، و چگونه‌ مى‌خورد و مى‌آشامید

چـرا؟

سخن‌ از چرایى‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ در سیره‌ نبوى، منطقاً باید پیش‌ از دیگر مسائل‌ مربوط‌ به‌ سیره‌آن‌ حضرت‌ در خوردن‌ و آشامیدن‌، مورد توجه‌ قرار گیرد. این‌که‌ چرا انسان‌ به‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ رو آورده‌، پرسشى‌است‌ که‌ پاسخ‌ آن‌ ابتدا بدیهى‌ مى‌نماید، زیرا به‌ محض‌ طرح‌ چنین‌ پرسشى‌، این‌ پاسخ‌ به‌ ذهن‌ مى‌رسد که‌ خوردن‌ وآشامیدن‌ لازمه‌ طبیعى‌ زندگى‌ بشر و زنده‌ ماندن‌ اوست‌. این‌ سخن‌ در عین‌ درستى‌، تمام‌ پاسخ‌ نیست‌، زیرا فلسفه‌خوردن‌ و آشامیدن‌ در نگاه‌ اولیاى‌ دین‌، صِرف‌ تأمین‌ نیازهاى‌ جسمانى‌ نیست‌، بلکه‌ مسئله‌اى‌ مهم‌تر و برتر مطرح‌است‌

طبق‌ این‌ دیدگاه‌، جسم‌، نقش‌ آلى‌ و ابزارى‌ براى‌ حقیقت‌ انسان‌، یعنى‌ روح‌ او دارد، از این‌ رو براى‌ این‌که‌ روح‌بتواند مسیر کمال‌یابى‌ خود را طى‌ کند باید نیازهاى‌ جسم‌ به‌ عنوان‌ مرکب‌ و ابزار روح‌، تأمین‌ شود. بر اساس‌ دیدگاه‌اول‌، انسان‌ و حیوان‌ مشترک‌ و هم‌سان‌ مى‌شوند، اما در این‌ نگاه‌، انسان‌ در تأمین‌ نیازهاى‌ جسم‌ در پى‌ تأمین‌ هدفى‌ بس‌والاست‌. در برخى‌ روایات‌ به‌ نقش‌ ابزارى‌ خوردن‌ در راستاى‌ عبادت‌ و انجام‌ فرائض‌ و تکالیف‌ اشاره‌ شده‌ است‌. درروایتى‌، از پیامبر اکرم‌…‌ چنین‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ خداوند عرضه‌ داشت‌

در نان‌ به‌ ما برکت‌ عطا کن‌، و بین‌ ما و نان‌ جدایى‌ میفکن‌، چرا که‌ اگر نان‌ نباشد قادر به‌ اداى‌ نماز و گرفتن‌ روزه‌ و انجام‌ فرایض‌پروردگارمان‌ نخواهیم‌ بود

و در روایت‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ نیز آمده‌ است‌: بنیان‌ جسم‌ بر نان‌ نهاده‌ شده‌ است‌

بنا بر روایتى‌ دیگر، هنگامى‌ که‌ مردى‌ از ابوذر درباره‌ برترین‌ اعمال‌ پس‌ از ایمان‌ پرسش‌ کرد وى‌ پاسخ‌ داد: «نماز و خوردن‌ نان‌!» و هنگامى‌ که‌ آن‌ مرد با شگفتى‌ به‌ ابوذر نگریست‌، وى‌ ادامه‌ داد: «اگر نان‌ نباشد خداوند عبادت‌ نمى‌شود». و مراد ابوذر این‌ بود که‌ انسان‌ براى‌ کسب‌ توانایى‌ انجام‌ عبادت‌ باید از نان‌ بهره‌ ببرد. با توجه‌ به‌ این‌ گونه‌ روایات‌، هدف‌ انسان‌ مؤمن‌ از خوردن‌ غذا، آماده‌سازى‌ جسم‌ براى‌ انجام‌ تکالیف‌ عبادى‌ وفرایض‌ دینى‌ است‌، و ـ چنان‌ که‌ گذشت‌ ـ این‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ خوردن‌، به‌ مراتب‌ والاتر از نگاه‌ طبیعى‌ به‌ آن‌ است‌

چه‌ نوع‌؟

پرسش‌ دیگر درباره‌ سیره‌ نبوى‌…‌ در خوردن‌ و آشامیدن‌، مربوط‌ به‌ نوع‌ غذاى‌ آن‌ حضرت‌ است‌. بنابر روایات‌ سیره‌ مى‌توان‌ ویژگى‌هایى‌ را در

: مورد غذاى‌ پیامبر اکرم‌…‌ استنباط‌ کرد که‌ عبارت‌اند از

حلال‌ بودن‌

از مهم‌ترین‌ این‌ ویژگى‌ها حلال‌ بودن‌ غذاست‌. طبیعى‌ است‌ پیامبر اکرم‌…‌ با توجه‌ به‌ جایگاه‌هدایتى‌اش‌ در میان‌ انسان‌ها، بارزترین‌ مصداق‌ براى‌ رعایت‌ این‌ اصل‌ است‌. در برخى‌ روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ آن‌حضرت‌ آن‌چه‌ را خداوند برایش‌ حلال‌ کرده‌ بود به‌ همراه‌ خانواده‌ و خدمتکار تناول‌ مى‌کرد

تنوع‌

ویژگى‌ دیگر در غذاهاى‌ پیامبر اکرم‌…‌ آن‌ بود که‌ اصرار بر نوع‌ خاص‌ و برجسته‌اى‌ از غذاها نداشت‌ وغذایى‌، هم‌چون‌ غذاى‌ متعارف‌ همه‌ مردم‌ را مصرف‌ مى‌کرد، و در این‌ میان‌، به‌ ساده‌ترین‌ نوع‌ آن‌ قناعت‌ مى‌کرد و بر آن‌شاکر بود. بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، آن‌ حضرت‌ گونه‌هاى‌ مختلف‌ از غذاها را مصرف‌ مى‌کرد. معناى‌ این‌ سخن‌مى‌تواند آن‌ باشد که‌ حضرت‌ اصرار بر نوع‌ خاصى‌ از غذاها نداشت‌ و در این‌ زمینه‌، تکلف‌ نمى‌ورزید و در صورت‌دست‌رسى‌ به‌ غذاهاى‌ نافع‌، براى‌ تأمین‌ نیاز جسم‌ از آن‌ها بهره‌ مى‌برد

سادگى‌

در بیشتر موارد، آن‌ حضرت‌ نان‌ جو، با آرد سبوس‌دار، و در حدّ عدم‌ سیرى‌ مصرف‌ مى‌کرد. در برخى‌ روایات‌، از نان‌جو به‌ عنوان‌ غذاى‌ انبیا یاد شده‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌ در روایتى‌، به‌ نقل‌ از امام‌ رضا (علیه السلام)‌ چنین‌ مى‌خوانیم‌: هیچ‌ پیامبرى‌ نبوده‌ جز آن‌ که‌ مردم‌ را به‌ خوردن‌ [نان‌] جو فرا خوانده‌ و براى‌ آن‌، برکت‌ طلبیده‌ است‌. و [این‌ غذا] در هیچ‌شکمى‌ داخل‌ نشده‌ جز آن‌ که‌ بیمارى‌ را از میان‌ برداشته‌ است‌. و این‌، غذاى‌ پیامبران‌ است‌ و طعام‌ نیکان‌. و خداوند اِبا کرده‌ ازاین‌که‌ غذاى‌ انبیا را چیزى‌ غیر از جو قرار دهد

از دیگر روایات‌ مربوط‌ به‌ سادگى‌ غذاى‌ پیامبر…‌، روایت‌ قتاده‌ است‌. وى‌ گوید: ما گاه‌ نزد انس‌ بن‌مالک‌ مى‌رفتیم‌ و مى‌دیدیم‌ که‌ خدمتکار او مشغول‌ پختن‌ نان‌ بود. روزى‌ انس‌ در همین‌ حال‌، رو به‌ ما کرده‌، گفت‌: [از این‌نان‌ها] بخورید، اما نسبت‌ به‌ پیامبر، من‌ سراغ‌ ندارم‌ که‌ حضرت‌ نان‌ با آرد الک‌ کرده‌ و بدون‌ سبوس‌، و گوشت‌ گوسفندکباب‌ شده‌ مصرف‌ کرده‌ باشد

خورش‌ِ غذاى‌ پیامبر…‌ نیز معمولاً بسیار ساده‌ بود. بنا به‌ نقل‌ کلینى‌ از امام‌ صادق ‌(علیه السلام)‌، روزى‌پیامبر اکرم‌…‌ به‌ حجره‌ ام‌سلمه‌ وارد شد. ام‌سلمه‌ قطعه‌ نانى‌ نزد حضرت‌ آورد. پیامبر فرمودند: آیاخورش‌ نیز دارى‌؟ گفت‌: خیر یا رسول‌ الله، جز سرکه‌ ندارم‌. فرمود: سرکه‌ خوب‌ خورشى‌ است‌، و خانه‌اى‌ که‌ سرکه‌ درآن‌ هست‌ بى‌چیز نیست‌

مضرّ نبودن‌

ویژگى‌ مهم‌ دیگر در غذاهاى‌ مورد استفاده‌ پیامبر اکرم‌…‌، مضرّ نبودن‌ است‌. از نظر آن‌ حضرت‌، گذشته‌ از مفید و نافع‌ بودن‌، یک‌ غذا ـ که‌ در ادامه‌، به‌ آن‌ خواهیم‌ پرداخت‌ ـ مى‌بایست‌ فاقد آثار منفى‌ بر بدن‌ باشد. به‌عنوان‌ مثال‌، بنا به‌ نقل‌ کلینى‌ از امام‌ صادق‌(علیه السلام)، و آن‌ حضرت‌ از امیرالمؤمنین‌(علیه السلام)‌، هنگامى‌ که‌ براى‌ پیامبراکرم‌…‌ غذاى‌ داغى‌ آوردند، فرمود: آن‌ را بگذارید تا سرد شود، خداوند آتش‌ را غذاى‌ ما قرار نداده‌ و برکت‌ در غذاى‌ غیر داغ‌ است‌

بنا بر بعضى‌ روایات‌، آن‌ حضرت‌ از خوردن‌ برخى‌ غذاها یا گیاهان‌ که‌ بوى‌ آن‌ها در دهان‌ مى‌ماند نیز اجتناب‌ مى‌کرد. البته‌ این‌ پرهیز، ناشى‌ از آثار خانوادگى‌ یا اجتماعى‌ بقاى‌ بوى‌ این‌ غذاها در دهان‌ بود و نه‌ به‌ سبب‌ ضرر آن‌ براى‌ بدن‌. بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پیامبر اکرم‌…‌ سیر، پیاز، تره‌ و عسلى‌ که‌ مغافیر در آن‌ بود تناول‌نمى‌کرد، زیرا بوى‌ آن‌ها در دهان‌ مى‌ماند

سودمندى‌

ویژگى‌ دیگر غذاهاى‌ مورد استفاده‌ پیامبر اکرم‌…‌، میزان‌ نافع‌ بودن‌ غذا براى‌ بدن‌ بود. بنا بر روایتى‌ که‌پیش‌ از این‌ گذشت‌، حضرت‌ سادگى‌ را در مجموع‌ زندگى‌ و از جمله‌ تغذیه‌، رعایت‌ مى‌کرد، اما این‌، منافات‌ با توجه‌ به‌سودمندى‌ غذاها ندارد و در مواردى‌ که‌ گشایش‌ اقتصادى‌ براى‌ مسلمانان‌ و خود حضرت‌ پدید مى‌آمد با تنوع‌بخشى‌به‌ غذاى‌ خود و خانواده‌، از غذاهاى‌ سودمند بهره‌ مى‌برد

در برخى‌ روایات‌، ضمن‌ اشاره‌ به‌ این‌ موارد، از زبان‌پیامبر…‌ و دیگر معصومان (علیهم السلام) فوایدى‌ براى‌ برخى‌ غذاها بیان‌ شده‌ است‌. مجموع‌ این‌روایات‌، حکایت‌ از آن‌ دارند که‌ پیامبر اکرم‌ …‌ به‌ علت‌ اتصال‌ به‌ منبع‌ علم‌ الهى‌ و آگاهى‌ از خواص‌غذاها، نافع‌ترین‌ آن‌ها را براى‌ بدن‌ ـ در صورت‌ دست‌رسى‌ به‌ آن‌ها ـ بر مى‌گزیده‌، ضمن‌ آن‌که‌ در میزان‌ مصرف‌ نیز اصول‌ سلامت‌ را رعایت‌ مى‌کرد

در روایتى‌ که‌ پیش‌ از این‌ از امام‌ رضا(علیه السلام)‌ نقل‌ کردیم‌، به‌ خاصیت‌ درمانى‌ نان‌ جو اشاره‌ شد. به‌ جز آن‌، در برخى‌ روایات‌، امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ شیر، سرکه‌، روغن‌ و سویق‌ (نوعى‌ حلیم‌ از گندم‌ یا جو، و شکر و خرما) را غذاى‌ پیامبران‌، و گوشت‌ و شیر را، شورباى‌ (آبگوشت‌) آنان‌ معرفى‌ کرده‌ است‌

هم‌چنین‌ گفته‌ شده‌ است‌ که‌ محبوب‌ترین‌ غذاها نزد پیامبر اکرم‌… گوشت‌ بود و مى‌فرمود: «گوشت‌ موجب‌ افزونى‌ قوه‌ شنوایى‌ و بینایى‌ مى‌شود». و در کلامى‌ دیگر فرمود: گوشت‌، سرآمد غذاها در دنیا و آخرت‌ است‌ و اگر از خدایم‌ مى‌خواستم‌ که‌ هر روز مرا با آن‌ اطعام‌ کند چنین‌مى‌کرد

آن‌ حضرت‌ گوشت‌ را گاه‌ به‌ صورت‌ پخته‌ [با آب‌] و گاه‌ به‌ صورت‌ کباب‌، همراه‌ نان‌ مصرف‌ مى‌کرد. بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پیامبر اکرم‌ …‌ تگرگ‌ را جمع‌ کرده‌ و تناول‌ مى‌کرد و مى‌فرمود: این‌ موجب‌نابودى‌ عوامل‌ فساد دندان‌ها مى‌شود

نیز از امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ پیامبر اکرم‌…‌ در صورت‌ دست‌رسى‌ به‌ شیرینى‌جات‌با آن‌ افطار مى‌کرد، و اگر بدان‌ دست‌رسى‌ نداشت‌ با آب‌ گرم‌ افطار مى‌کرد و مى‌فرمود: این‌ باعث‌ پاکسازى‌ کبد و معده‌، و موجب‌ خوشبو شدن‌ بوى‌ دهان‌، و سبب‌ تقویت‌ دندان‌ها و چشم‌، و عامل‌ تیزى‌ بینایى‌مى‌شود؛ و گناهان‌ را مى‌شوید و عروق‌ تحریک‌ شده‌ را ساکن‌، و تلخى‌ غالب‌ را از بین‌ مى‌برد و بلغم‌ را قطع‌ مى‌کند و حرارت‌ را ازمعده‌ فرو نشانده‌ و سردرد را زایل‌ مى‌کند

گفتنى‌ است‌، تأثیر افطار با آب‌ ولرم‌ در شسته‌ شدن‌ گناهان‌ مى‌تواند به‌ لحاظ‌ فضیلتى‌ باشد که‌ شخص‌ روزه‌دار در اثرگرسنگى‌ و سپس‌ افطار با نوشیدنى‌ ساده‌اى‌ چون‌ آب‌ به‌ دست‌ مى‌آورد. پیامبر اکرم‌…‌ عسل‌ را بسیار دوست‌ داشت‌ و خوردن‌ آن‌ را همراه‌ با قرائت‌ آیاتى‌ از قرآن‌ و جویدن‌کُندر موجب‌ زوال‌ بلغم‌ مى‌دانست‌

پیامبر اکرم‌…‌ مطلوبیت‌ بعضى‌ غذاها را گاه‌ با تعبیر «طیّب‌» تأیید مى‌کرد. به‌ عنوان‌ مثال‌، هنگامى‌که‌ یکى‌ از اصحاب‌ حضرت‌ فالوده‌اى‌ به‌ ایشان‌ هدیه‌ کرد و حضرت‌ قدرى‌ تناول‌ کردند، پرسیدند: «اى‌ ابا عبدالله، این‌را از چه‌ چیزى‌ فراهم‌ کرده‌اى‌؟» عرض‌ کرد: پدر و مادرم‌ فدایت‌، روغن‌ و عسل‌ را در ظرفى‌ سنگى‌ ریخته‌، با آتش‌ تفت‌مى‌دهیم‌ و سپس‌ مغز گندم‌ را آسیاب‌ کرده‌ و با آن‌ مخلوط‌ مى‌کنیم‌ تا به‌ خوبى‌ با هم‌ عجین‌ شوند و چنین‌ چیزى‌ فراهم‌آید. حضرت‌ فرمود: «این‌ غذایى‌ نیکو و گواراست‌»

چگونه؟

روح‌ ساده‌زیستى‌ در پیامبر اکرم‌…‌ مانع‌ از آن‌ بود که‌ بر سر سفره‌ غذاى‌ آن‌ حضرت‌ بیش‌ از یک‌ نوع‌غذا یافت‌ شود. علت‌ این‌ امر در روایت‌ صحیحة‌ کلینى‌ از امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ بیان‌ شده‌ است‌. بنا بر این‌ نقل‌، پیامبراکرم‌…‌ در شام‌گاه‌ پنجشنبه‌اى‌ که‌ در مسجد قبا حضور داشت‌، براى‌ افطار، نوشیدنى‌ طلب‌ کرد و اوس‌بن‌ خولى‌ انصارى‌ کاسة‌ بزرگى‌ حاوى‌ شیر مخلوط‌ با عسل‌ آورد

حضرت‌ چون‌ آن‌ را به‌ لب‌هاى‌ مبارک‌ رسانید ناگاه‌ آن‌را کنار نهاد و فرمود: این‌، دو نوع‌ نوشیدنى‌ است‌ که‌ به‌ یکى‌ از آن‌ها نیز مى‌توان‌ بسنده‌ کرد. من‌ آن‌ دو را با هم‌ نمى‌نوشم‌، اما تحریم‌ نیز نمى‌کنم‌، لکن‌ من‌ براى‌ تواضع‌ در برابر خداوند چنین‌ مى‌کنم‌، و هر کس‌ براى‌ خدا تواضع‌ کند خداوند او را بلند مرتبه‌ سازد، و هر کس‌تکبّر ورزد خداوند او را فرود آورد. و هر آن‌ کس‌ که‌ در معیشت‌، راه‌ میانه‌ برگزیند خداوند روزى‌اش‌ دهد، و هر آن‌ که‌ اهل‌ تبذیر باشد خداوند او را محروم‌ سازد، و هر آن‌ که‌ فراوان‌ یاد مرگ‌ کند خداوند دوستش‌ دارد

:این‌ روایت‌ چندین‌ پیام‌ دارد

قناعت‌ پیامبر اکرم‌…‌ بر یک‌ نوع‌ از نوشیدنى‌ و غذا؛

این‌ قناعت‌، بُعد استحباب‌ و ترجیح‌ داشته‌ و ترک‌ آن‌ حرام‌ نیست‌؛ و این‌ در حقیقت‌، ناشى‌ از شریعت‌ سهله‌اى‌است‌ که‌ پیامبر…‌ خود را مروّج‌ و آورنده‌ آن‌ معرفى‌ کرد. و از این‌ رو فرمود: من‌ این‌ دو نوشیدنى‌ را با هم‌ نمى‌نوشم‌، اما تحریم‌ نیز نمى‌کنم‌؛

زهد مثبت‌ در سیره‌ معصومان(علیهم السلام) و اولیاى‌ صالح‌ خداوند عبارت‌ از همین‌ است‌ که‌ با وجود دست‌رسى‌ به‌مواهب‌ دنیوى‌ جز در حد ضرورت‌، از آن‌ها چشم‌پوشى‌ مى‌کردند؛

پیامبر اکرم‌…‌ سرّ این‌ اقدام‌ خویش‌ را تواضع‌ در برابر خدا معرفى‌ مى‌کند، و این‌، جلوه‌اى‌ دیگر ازصفت‌ تواضع‌ است‌ که‌ عبارت‌ از تواضع‌ در برابر خداست‌. افراد متکبّر و دنیازده‌ با گردن‌ کشى‌ و روحیة‌ طلب‌ کارانه‌ دربرابر خداوند ظاهر شده‌ و نعمت‌هاى‌ الهى‌ را بى‌توجه‌ به‌ مُنْعِم‌ مصرف‌ مى‌کنند، در حالى‌ که‌ بندگان‌ حقیقى‌ خداوند با اظهار کوچکى‌ و تواضع‌ در برابر خداوند، خود را مستحق‌ کوچک‌ترین‌ نعمت‌ها نیز ندیده‌ و نسبت‌ به‌ توان‌ بر شکرگزارى‌ براى‌ کمترین‌ نعمت‌ نیز اظهار عجز مى‌کنند و درصدد افزون‌ خواهی‌ِ همراه‌ با ناسپاسى‌ نیستند؛

توصیه‌ کلى‌ پیامبر اکرم‌…‌ در این‌ حدیث‌، به‌ اعتدال‌ و میانه‌روى‌ در زندگى‌، و ترک‌ تبذیر است‌؛

و نهایتاً در راستاى‌ اصول‌ و سیره‌ و شیوه‌ تربیتى‌ پیامبر اکرم‌…، مسئله‌ یاد مرگ‌ مطرح‌ مى‌شود که‌بهترین‌ وسیله‌ حفظ‌ انسان‌ها از کژى‌ است‌

به‌ چـه‌ میزان‌؟

اولیاى‌ دین‌ و نیز حکیمان‌، همواره‌ به‌ کم‌خورى‌ و پرهیز از پرخورى‌ سفارش‌ اکید داشته‌اند. این‌ مسئله‌ امروزه‌ نیز مورد تأکید پژوهشگران‌ علوم‌ پزشکى‌ است‌ و به‌ عنوان‌ راز سلامت‌ و پیش‌گیرى‌ از بیمارى‌ها مطرح‌ است‌. در روایت‌ کلینى‌ از امام‌ باقر (علیه السلام)‌ آمده‌ است‌: چیزى‌ نزد خداوند، مبغوض‌تر و ناپسندتر از شکم‌ پر نیست‌

در روایتى‌ دیگر از آن‌ حضرت‌ آمده‌ است‌: آن‌ گاه‌ که‌ شکم‌ پر شود، ره‌ طغیان‌ در پیش‌ گیرد. و به‌ گفته‌ برخى‌ حکما: زیاد نخورید تا زیاد بنوشید تا زیاد بخوابید تا زیاد حسرت‌ بخورید. در روایات‌ نبوى‌…‌ نیز بر این‌ امر تأکید شده‌ است‌. آن‌ حضرت‌، پرخورى‌ را موجب‌ فساد بدن‌، بروز بیمارى‌، کسالت‌ در عبادت‌، قساوت‌ و مردن‌ قلب‌، دورى‌ از خدا، مبغوض‌ خداوند واقع‌ شدن‌، ضرر زدن‌ به‌ دین‌ فرد و از ویژگى‌هاى‌ افراد کافر و منافق‌ معرفى‌ فرموده‌ است‌

در بعضى‌ روایات‌، آن‌ حضرت‌ میزان‌ مناسب‌ براى‌خوردن‌ را چنین‌ تعیین‌ کرده‌ است‌: فرزند آدم‌! هیچ‌ ظرفى‌ بدتر از شکم‌ را پر نکرده‌، براى‌ او تنها چند لقمه‌ که‌ سبب‌ قوام‌ وجودش‌ شود کافى‌ است‌. و اگر ناچار ازغذا خوردن‌ شد، پس‌ ثلث‌ [معده‌] براى‌ غذایش‌، و ثلث‌ آن‌ براى‌ نوشیدنى‌اش‌، و ثلث‌ دیگر را براى‌ نفس‌ بگذارد. در این‌ زمینه‌، از بعضى‌ همسران‌ پیامبر اکرم‌…‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌: «هیچ‌گاه‌ شکم‌ پیامبرصلى‌ الله علیه‌ و آله‌و سلم‌ از غذا پر نشد»

 

 

چه‌ هنگام‌؟

پرسش‌ دیگر دربارة‌ سیره‌ نبوى‌…‌ در تغذیه‌، این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ در چه‌ اوقاتى‌ غذا صرف‌مى‌کرده‌ است‌؟ از برخى‌ روایات‌ مى‌توان‌ اصلى‌ کلى‌ در این‌ باره‌ استنباط‌ کرد و آن‌ این‌که‌ آن‌ حضرت‌ جز به‌ وقت‌گرسنگى‌ و احساس‌ نیاز بدن‌، اقدام‌ به‌ صرف‌ غذا نمى‌کرده‌ است‌. در روایتى‌ از آن‌ حضرت‌ نقل‌ شده‌ است‌که‌ فرمود: بخور در حالى‌ که‌ اشتها به‌ خوردن‌ دارى‌، و دست‌ بکش‌ در حالى‌ که‌ هنوز اشتها به‌ خوردن‌ دارى‌. و بنا به‌ نقل‌ انس‌ بن‌ مالک‌: هیچ‌ گاه‌ در روز یا شب‌، آن‌ حضرت‌ گوشت‌ یا نان‌ مصرف‌ نکرد مگر هنگامى‌ که‌ بدن‌ نیاز به‌ آن‌ داشت‌

بر این‌ اساس‌، نقل‌ شده‌ است‌ که‌ پیامبر اکرم‌…‌ شخصاً با مردم‌ مواسات‌ و همراهى‌ مى‌کرد، به‌ گونه‌اى‌که‌ ازار (لنگ‌) خود را با پوست‌ وصله‌ مى‌کرد و هیچ‌ گاه‌، هم‌ صبحانه‌ (یانهار) و هم‌ شام‌ نخورد تا این‌که‌ از دنیا رحلت‌فرمود. بنا بر بعضى‌ روایات‌، معصومان(علیهم السلام) دو وعده‌ غذایى‌ را در طول‌ شبانه‌ روز سفارش‌ مى‌کردند و از صرف‌ غذا بین‌ آن‌ دو وعده‌، نهى‌ مى‌کردند. و از برخى‌ روایات‌، بر مى‌آید که‌ معصومان(علیهم السلام) تأکید بر آن‌ داشتند که‌افراد، شب‌ هنگام‌ چیزى‌ خورده‌ و بخوابند، ولو بسیار اندک‌ باشد

امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ در این‌ زمینه‌ فرموده‌ است‌: خوردن‌ شام‌ را ترک‌ نکن‌، حتى‌ اگر سه‌ لقمه‌ به‌ همراه‌ نمک‌ باشد. و کسى‌ که‌ شام‌ خوردن‌ را [به‌ کلى‌] ترک‌ گوید رگى‌ در بدنش‌مى‌میرد که‌ هرگز احیا نخواهد شد. پیامبر اکرم‌…‌ نیز مى‌فرمود: شام‌ بخورید هر چند یک‌ مشت‌ خرماى‌ غیرمرغوب‌ باشد، چرا که‌ ترک‌ شام‌ خوردن‌ موجب‌ پیرى‌ است‌

تنها یا با دیگران‌؟

بخش‌ دیگرى‌ از روایات‌ سیره‌ نبوى‌…‌ در باب‌ خوردن‌ و آشامیدن‌، از آن‌ حکایت‌ دارد که‌ پیامبراکرم‌…‌ در حدّ امکان‌، به‌ تنهایى‌ غذا نمى‌خورد و مى‌فرمود: آیا شما را از بدترینتان‌ خبر دهم‌؟ کسى‌ که‌به‌ تنهایى‌ بخورد و برده‌اش‌ را بزند و میهمانش‌ را ردّ کند. آن‌ حضرت‌، غذا خوردن‌ جمعى‌، حلال‌ بودن‌ غذا، و گفتن‌ بسم‌ الله در ابتدا و حمد خدا در پایان‌ را از اسباب‌ کمال‌ در غذا خوردن‌ معرفى‌ مى‌فرمود. و نیز مى‌فرمود: بهترین‌ غذاها نزد خداوند آن‌ است‌ که‌ دستان‌ زیادى‌ آن‌ را بخورند. و بنا به‌ نقل‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ از امیرالمؤمنین‌(علیه السلام)‌، پیامبر اکرم‌…‌ مى‌فرمود: جماعت‌، موجب‌ برکت‌ است‌ و غذاى‌ یک‌ نفر، دو نفر را، و غذاى‌ دو نفر، چهار نفر را کفایت‌ مى‌کند

گفتنى‌ است‌ که‌ هر چند زیادتر شدن‌ افراد ممکن‌ است‌ سهم‌ هر فرد از غذا را کاهش‌ دهد، اما مراد پیامبر اکرم‌صلى‌ الله علیه‌و آله‌ و سلم‌ مى‌تواند آن‌ باشد که‌ حتى‌ با وجود عدم‌ سیرى‌، نیاز بدن‌ همراه‌ با کم‌ خورى‌ که‌ مطلوب‌ است‌، تأمین‌ مى‌شود و این‌ مى‌تواند در نتیجه‌ ایثار افراد در اختصاص‌ سهم‌ خود به‌ دیگران‌ باشد. امروزه‌ نیز ثابت‌ شده‌ است‌ که‌صرف‌ غذا با دیگران‌، همراه‌ با نشاط‌ و گوارایى‌ مى‌شود و این‌ امر، در جذب‌ نیکوى‌ غذا و تعادل‌ گوارش‌ نقش‌ مهمى‌دارد

بنا به‌ نقل‌ طبرسى‌، پیامبر اکرم‌…‌ آن‌چه‌ را خوردنش‌ بر وى‌ حلال‌ بود، همراه‌ اهل‌ و خادم‌ یا همراه‌کسانى‌ که‌ حضرت‌ را دعوت‌ به‌ غذا خوردن‌ مى‌کردند، روى‌ زمین‌ یا آن‌چه‌ دعوت‌ کنندگان‌ بر آن‌ غذا مى‌خوردند، و از آن‌چه‌ آنان‌ مى‌خوردند تناول‌ مى‌فرمود، مگر آن‌ که‌ میهمانى‌ بر حضرت‌ وارد مى‌شد که‌ در این‌ صورت‌، به‌ همراه‌ میهمان‌غذا مى‌خورد. بنا به‌ نقل‌ دیگر طبرسى‌، هنگامى‌ که‌ کسى‌ به‌ پیامبراکرم‌…‌ عرض‌ کرد: ما غذا مى‌خوریم‌، اما سیر نمى‌شویم‌! حضرت‌ فرمود: شاید به‌ صورت‌ متفرق‌ غذا مى‌خورید؛ در حال‌ غذا با هم‌ جمع‌ شوید و نام‌ خداى‌ بر زبان‌ آرید تا موجب‌ برکت‌ براى‌ شماشود

آن‌ حضرت‌، گاه‌ غذا را در میان‌ مساکین‌ و نیازمندان‌ و همراه‌ آنان‌ میل‌ مى‌کرد و از برکت‌ حضور حضرت‌، آنان‌ نیز سیر مى‌شدند، بنا به‌ نقل‌ حمیرى‌ از امام‌ باقر (علیه السلام)‌، شبى‌ پیامبر اکرم‌…‌ همراه‌ مساکینى‌ که‌ در مسجد مى‌خوابیدند در کنار منبر، روزه‌ خود را افطار کرد و از غذایى‌ که‌ در دیگى‌ سنگى‌ نهاده‌ شده‌ بود میل‌ فرمود، و به‌ برکت‌حضور حضرت‌، سى‌ نفر از آنان‌ از آن‌ غذا خورده‌ و سیر شدند، سپس‌ آن‌ ظرف‌ نزد همسران‌ حضرت‌ باز گردانده‌ شد و همه‌ آنان‌ نیز سیر شدند. این‌گونه‌ روایات‌ هرچند از یکى‌ از معجزات‌ آن‌ حضرت‌ حکایت‌ دارد، اما پیش‌ ازآن‌ ـ با توجه‌ به‌ آن‌چه‌ گذشت‌ ـ حاکى‌ از اهتمام‌ حضرت‌ بر ایثار و نیز توجه‌ به‌ غذا خوردن‌ در جمع‌ مى‌باشد

منبع: خبرگزاری فارس

لینک خبر: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13921024001355

:نظریه دکتر اکبری

رعایت دستورات اسلام عزیز شامل فرمایش های قران کریم و اهل بیت علیهم السلام و پیروی از عقل سلیم که ادامه اطاعت از دین الهی است، تنها راه نجات بشریت و سعادت اوست

کم خوری راز سلامتی انسان است

ساده خوری باعث سلامتی سلول های بدن انسان است

خوردن در جمع و نشستن سر سفره و با یاد خدا و برای خدا خوردن باعث برکت غذا ها می شود و خوردن را کاری مقدس می نماید

آرام غذا خوردن، خوب جویدن، مخلوط کردن غذا با بزاق و نخوردن آب و مایعات سرد مابین غذا ها، باعث هضم بهتر غذا و جلوگیری از ایجاد بیماریهای معده و نفخ می گردد

 

 

رژیم غذایی صحیح

ترکیب رژیم غذایی صحیح

هوالشافی

ترکیب رژیم غذایی صحیح

رژیم غذایی سالم

بقراط حکیم می فرماید: باید کاری کنی که غذای تو، تنها داروی تو باشد و داروی تو غذای مخصوص تو گردد

غذاها و داروها نیز مانند بدن انسان از موادی تشکیل یافته اند که موجب می شود آن ها نیز دارای کیفیت گرم یا سرد و تر یا خشک باشند. به طور کلی برای رعایت اصل تعادل لازم است فرد هر چه بیشتر خود را به اعتدال نگه دارد تا کارکرد اعضا و بافت های مختلف بدن متعادل باشد. به عنوان مثال فردی که دارای مزاج گرم و خشک است باید از افراط در خوردن مواد گرم و خشک مانند عسل و فلفل خودداری کند، زیرا این نوع غذاها اورا از حالت تعادل خارج می نمایند و علایم آزار دهنده مانند خشکی پوست و بی خوابی را افزایش می دهند ولی استفاده از خیار و هندوانه که سرد و تر هستند فرد را به حالت تعادل بازگردانده و  حال عمومی او را بهتر می کند

یکی از مهمترین مسائل روزمره انسان استفاده از انواع غذاها برای رفع گرسنگی و ادامه حیات است. به عنوان مثال، یکی از غذاهای سنتی ما ایرانی ها کشک و بادمجان است که غذای خوشمزه ای است، آیا تا بحال از خود پرسیده اید که چرا کشک را همراه بادمجان مصرف می کنند؟ علت آن است که چون مردم در قدیم مزاج خود را بهتر از امروز می شناختند و از این رو بعضی از آنان اصلاً بادمجان مصرف نمی کردند و بعضی دیگر هم که مصرف می کردند به صورت کشک همراه با بادمجان بود تا مزاج غذای خود را متعادل کنند

بادمجان سرخ کرده در روغن به تنهایی ایجاد سودا می کند. یعنی خلط سودا در بدن را افزایش می دهد و زیاد شدن این خلط در بدن موجب بیماری های پوستی، ناراحتی های اعصاب و روان می شود. همچنان استفاده از کشک به تنهایی موجی لختی بدن، بی خوابی و در بعضی از افراد موجب بروز بیماری هایی مانند صرع می شود

علاوه بر موارد ی که گفته شد بدن انسان به مواد زیادی مانند پروتئین، چربی، کربوهیدرات، آب، انواع ویتامین و انواع مواد معدنی نیاز دارد. بعضی از این مواد به مقدار زیادی در بدن وجود دارند و مقدار بعضی دیگر ناچیز است. این مواد از راه غذا خوردن به بدن انسان می رسند. غذای مناسب غذایی است که تمام این ترکیبات را به بدن انسان برساند

کم و زیاد شدن ترکیب مواد غذایی مورد نیاز بدن باعث به هم خوردن تعادل و نسبت مواد موجود در بدن می گردد و بیماری های زیادی بوجود میآورد

:ساختمان بدن انسان

امام صادق علیه السلام: انسان می خورد و می آشامد با آتش، می بیند و کار می کند با نور، می شنود و می بوید با باد، لذت غذا و نوشیدنی را درک می کند با آب و حرکت می کند با روح

و فرمود: اگر آتش در معده اش نبود غذا هضم نمی شد، اگر باد نمی شد آتش معده شعله ور نمی گشت و تفاله غذا از شکمش بیرون نمی شد، اگر روح نبود حرکت و ایاب و ذهاب نمی شد، اگر آب نبود آتش معده او را می سوخت، اگر نور نبود نمی دید و تعقل و تفکر نمی کرد، پس خاک صورت انسان است در زمین، و زمین قوام ندارد مگر با آب، جسم انسان نیز قوام ندارد مگر با خون و مخ انسان کف و چربی و پیه و خون است

چنان که انسان جهت دنیا و آخرت آفریده شده، موقعی که خداوند بین دنیا و آخرت را جمع کرد زندگیش در زمین برقرار شد، چون او از طرف آسمان به سوی دنیا نازل گشته و موقعی که خداوند میان آنها تفرقه انداخت این جدایی مرگ است و در نتیجه آسمان بر می گردد

خداوند داروی درمان بیماری ها را در وجود خود ما قرار داده است

از چه غذاهایی استفاده کنیم که تمام مواد غذایی را به اندازه ی مورد نیاز به بدن ما برساند

:گروه های غذایی

گروه نان و غلات: این گروه شامل غذاهایی است که از گندم، جو، ارزن و برنج تهیه می شوند. بعضی از غذاهای این گروه شامل نان گندم، نان جو، گندم پرک شده، برنج، ماکارونی، بیسکویت، کیک، کلوچه، رشته آش و … می باشد

این گروه تأمین کننده کربوهیدرات پیچیده، پروتئین، فیبر، آهن، منیزیم، ریبوفلاوین، تیامین و نیاسین هستند

گروه سبزی ها: این گروه شامل انواع سبزی ها مانند هویج، گوجه فرنگی، خیار، کدو، کلم، گل کلم، بادمجان، قمری، بامیه، سبزی خورش، سبزی خوردن، اسفناج، لوبیا سبز، نخود سبز و … می باشد.

این گروه تأمین کننده فیبر، پتاسیم، منیزیم، ویتامین A، ویتامین C و فولات هستند.

گروه میوه ها: این گروه شامل انواع میوه ها مانند پرتقال، سیب گلاب، گلابی، هندوانه، طالبی، هلو، لیموترش، موز، گریپ فروت، توت، کیوی ،انگور و … می باشد

این گروه تأمین کننده فیبر، پتاسیم، ویتامین A و ویتامین C می باشد

گروه گوشت ها: این گروه شامل انواع گوشت قرمز و سفید، مرغ، ماهی، تخم مرغ، سوسیس، کالباس و … می باشد

حبوبات مانند لوبیا، سویا، عدس، ماش و لپه هم جزء این گروه هستند، البته این مواد باید با غلاتی مانند برنج همراه شوند و یا چند تا از آنها با هم ترکیب شوند تا بطور کامل در این گروه قرار گیرند

همچنین سوسیس و کالباس در این گروه هستند ولی توصیه می شود از آنها استفاده نکنید

این گروه تأمین کننده پروتئین، فسفر، روی، منیزیم، آهن، ویتامین B6، ویتامین B12، نیاسین و تیامین می باشد

گروه شیر و لبنیات ها: این گروه شامل شیر و غذاهای تهیه شده از آن مانند ماست، دوغ، کشک، پنیر و بستنی می باشد

کشک و پنیر در بسیاری از منابع جزء گروه گوشت ها حساب می شوند، همچنین بستنی به علت داشتن شکر نباید به مقدار زیادی جایگزین شیر و لبنیات شود

این گروه تأمین کننده کلسیم، پروتئین، ریبوفلاوین و ویتامین B12 می باشد

گروه چربی و قند ها: این گروه شامل انواع چربی، روغن، قند، آب نبات، شکلات، شیرینی، شربت، ژله، مربا، شکر، عسل، خامه، سرشیر، نوشابه های گازدار، کره، مارگارین، انواع سس و … می باشد

این گروه تأمین کننده انرژی هستند و مواد غذایی چندانی ندارند

:استفاده از همه گروه های غذایی

:شما باید هر روز از تمام گروه های غذایی گفته شده استفاده کنید، تا ترکیب صحیح غذایی داشته باشید، به شکل زیر توجه کنید

جدول گروه های غذایی مادران باردار و شیرده | دارالشفاء امام رضا (ع) ، موسسه درمانی آستان قدس رضوی

به این شکل هرم گرو ه های غذایی گفته می شود. این هرم مقدار مصرف هر یک از گروه ها را مشخص می کند

غذای شما بیش از هر چیز باید دارای نان و غلات باشد، میوه ها و سبزی ها به اندازه ی هم مصرف شوند و مصرف آنها از نان و غلات کمتر باشد، مصرف شیر و لبنیات و گروه گوشت ها کمتر از سبزی و میوه ها است، قند و چربی باید در مقدار کمی مصرف شوند

البته باید به مزاج های گوناگون مواد غذایی نیز توجه داشته باشید و بیشتر غذاهایی استفاده کنید که با طبع شما سازگارند

منبع: برگرفته از کتاب ” مجموعه کامل دائرة المعارف تغذیه” از آقای داریوش صالحی

چاقی ولاغری

چاقی و لاغری چیست؟

هوالشافی

چاقی و لاغری چیست؟

چگونه وزن و اندام متناسب داشته باشیم؟

:تعریف چاقی در طب غربی

چاقی و لاغری

بر اساس نظریه دانشمند فرانسوی به نام بروکای، وزن متناسب برای هر فرد شامل، قد منهای عدد صد می باشد. بطور مثال با قد 170 سانتیمتر بهترین وزن حدود 70 کیلوگرم خواهد بود، البته باید بدانیم که این عدد در آقایان معمولاً باید منهای 10 درصد باشد، یعنی 10 درصد کمتر از خانم ها

:در طب غربی چاقی یعنی افزایش توده چربی بدن و برای سنجش میزان چربی بدن متدهای مختلفی مانند

دانسیتومتری

اولتراسونوگرافی

بررسی میزان پتاسیم بدن

بررسی کل آب موجود در بدن

و روش های دیگر وجود دارد که این متد ها گران و بسیار زمان بر می باشند

متد دیگر محاسبه BMI (Body Mass Index) یا ایندکس توده بدن می باشد، که به وسیله تقسیم کردن وزن فرد به مجذور قد او به متر حساب می گردد. فعلاً سازمان بهداشت جهانی، BMI را بهترین معیار تشخیص وزن متناسب می داند به این ترتیب که اگر BMI کمتر از 5/18 است کمبود وزن وجود دارد و اگر بین 25- 5/18 است فرد با وزن طبیعی است و اگر بین 30- 25 است اضافه وزن وجود دارد و فرد با BMI بالای 30 مبتلا به چاقی است

:نکته مهم این است که در همین فرمول ساده BMI، عواملی چون سن و جنس دخیل هستند بطور مثال

* BMI برابر 21 برای سن 17 تا 19 سالگی مناسب است

* BMI برابر 22 برای سن 19 تا 24 سالگی مناسب است

* BMI برابر 23 برای سن 24 تا 34 سالگی مناسب است

* BMI برابر 24 برای سن 34 تا 44 سالگی مناسب است

* BMI برابر 25 برای سن 44 تا 54 سالگی مناسب است

* BMI برابر 26 برای سن 54 تا 64 سالگی مناسب است

* BMI برابر 27 برای سن 64 سال به بالا مناسب است

:مثال محاسبه BMI

آقایی با قد 1.7 متر و وزن 90 کیلوگرم با سن 54 سال

پس این آقای 54 ساله اضافه وزن دارد و چاق است

نکته مهم این است که در این فرمول اصلا به این توجه نشده که افرادی بصورت ژنتیکی عضلات بزرگ و قوی دارند و یا افرادی بدن شل و وارفته ای دارند، آیا باز با همین فرمول می توان همه را به درستی ارزیابی کرد؟

واقعیت این است که ما لازم است یک تقسیم بندی کامل تر انجام دهیم تا بتوانیم بین افراد چاقی مرضی و افراد سالم با اندام عضلانی تنومند افتراق قائل شویم

پس در واقع ما می توانیم یک چاقی طبیعی داشته باشیم که ژنتیکی است و به اصطلاح عده ای هستند که هیکل پهلوانی دارند و بیماری در سلول هایشان وجود ندارد و یک نوع چاقی مرضی داریم که عمده افراد چاق از این نوع هستند و ریشه این نوع چاقی زیاد بودن توده عضلات و قوی بودن قدرت بدنی فرد و پهلوانی وی نیست و فقط بعلت بیماری سلولی دچار تورم سلولی و اضافه وزن مرضی شده اند و این افراد هرچه غذاهای با کالری کمتر میل کنند بیشتر چاق می شوند و حتی برخی از این افراد می گویند که ما حتی اگر با هم بخوریم مرتباً چاق می شویم!!!

:ریشه سلولی مولکولی این اضافه وزن و چاقی مرضی در کجاست

در سطح سلول های بدن ما تعداد زیادی دریچه های سدیم و پتاسیم بصورتی ترکیبی وجود دارد که این دریچه ها با مصرف انرژی بصورت مولکول ATP یون سدیم را دایماً به خارج سلول و یون پتاسیم را به داخل سلول حرکت می دهند، حال تصور کنید فردی فقط از غذاهای با برآیند انرژی پایین مثل روغن های نباتی (جامد، مایع و مخصوص سرخ کردنی)، گوشت گاو، ماست، دوغ، گوجه فرنگی و رب گوجه فرنگی، انواع سس قرمز و سفید و آب سرد و چای (سبز و سیاه) و … (مراجعه به مثلث سلامت) استفاده کند، میزان ATP سلول های او کم می شود و سدیم در داخل سلول حبس می گردد و لذا آب با خاصیت اسمزی غشاءهای نیمه تراوا، خود به خود وارد سلول ها می شود و سلول باد می کند، و فرد در نهایت با 10 تا 30 کیلوگرم اضافه وزن روبرو می شود، این افراد دایماً با احساس سستی، خواب زیاد و نرم بودن بدن و عضلات روبرو هستند، برعکس افراد با هیکل پهلوانی که همیشه احساس قدرت و قوت دارند

پس راه درمان برخلاف طب غربی کم کردن کالری و زیاد دادن آب سرد و سالاد نیست، چون همه اینها باز هم میزان انرژی سلولی را کم می کنند و مرتباً میزان ورم سلولی این افراد بیشتر می شود و اگر احیاناً چند کیلویی با کم کردن بسیار زیاد غذای مصرفی حاصل شود همراه با افتادگی صورت و پیری زود رس و از بین رفتن میل جنسی و افسردگی خواهد بود به طوری که یک خانم 40 ساله پس از مدتی قیافه یک زن 50 ساله را به خود خواهد گرفت

در افراد لاغر هم که عمدتاً افرادی هستند که از لحاظ ژنتیکی صفراوی یا سودایی هستند با همان رژیم غذایی فوق الذکر که شامل غذاهای انرژی گیر است بدنشان در عین لاغری شل است و حتی شکم مختصری هم دارند که بسیار بد شکل می شود یعنی بدن لاغر و شکم بزرگ

راه چاره چیست؟

با رعایت کامل مثلث سلامت اجازه بدهیم بدن ما براساس ژنتیک خود تنظیم شود، چون مسلماً وقتی تغذیه سلولی درست و کامل باشد پمپ های سدیم و پتاسیم سلول ها در سراسر بدن درست کار می کنند، آنچه تعیین کننده وزن بدن ما خواهد بود ،ژنتیک ما است. در واقع همه ما در آن صورت براساس ژنتیک مان ممکن است هیکل پهلوانی داشته باشیم که به این افراد دموی گفته می شود و یا هیکل لاغر داشته باشیم ولی سالم و چابک و بدون شکم که به این افراد صفراوی گفته می شود و افرادی که بشتر لاغر هستند و خیلی دقیق و موشکاف و پیگیر هستند که اینها به این افراد سودایی گفته می شود و افرادی که دارای غلبه آب هستند که به این افراد بلغمی گفته می شود ولی با اصلاح نوع غذاها با توجه به طبع افراد می تواند افراد را سالم دریک تعادل وزن و تناسب اندام با توجه به ژنتیک آنها نگه دارد

 

دکتر حسن اکبری

متخصص آسیب شناسی، دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

www.drakbary.com

 

چرا آسم میگیریم

چرا آسم می گیریم؟

هوالشافی

چرا آسم می گیریم؟

چرا آسم میگیریم

بطور کلی دو نوع آسم وجود دارد، نوع شناخته شدۀ آسم، در اثر حساسیت به مواد آنتی ژنیک خاص است که بدن یک بار با آنها مواجه شده و بر علیه آن مواد پادتن یا آنتی بادی ساخته است و در تماس بعدی با فعال شدن و اتصال آنتی ژن ها و آنتی بادی های قبلاً ساخته شده برخی سلولهای سیستم ایمنی موادی از خود آزاد می کنند که این مواد باعث انقباض راههای هوایی باریک شده و بیمار در فرایند بازدم دچار مشکل شدید می شود و تنگی نفس به همراه سرفه مکرر دست می دهد که به این حالت حملۀ آسم خارجی گفته می شود

نوع ناشناخته آسم، آسم اولیه است که علت آن در طب جدید مکتب غربی است که به آن اسم درونزاد یا داخلی گفته می شود که البته آسم درونزاد در طب اسلامی ایرانی کاملاً شناخته شده و درمان آن نه استفاده از گشاد کننده های راههای هوایی که بعضاً اوضاع را خرابتر می کند بلکه اصلاح عملکرد مختل شدۀ سلولهای راههای تنفسی می باشد

.لازم به ذکر است که برای آسم برونزاد نیز درمان مؤثر در طب اسلامی ایرانی وجود دارد که در مقالۀ دیگر انشاءا… بحث خواهد شد

:حال ببینیم آسم اولیه یا درونزاد چگونه ایجاد می شود

وقتی بیمار تغذیه نامناسب و نامتعادل برخلاف مثلث سلامت دستورات طب اسلامی ایرانی دارد سلولهای مخاط دستگاه تنفس در چند عمل خود دچار مشکل می شوند

 ترشح بیش از حد مواد موکوسی توسط سلولهای پوشانندۀ دستگاه تنفس

 تورم سلولی سلولهای پوشانندۀ دستگاه تنفس که موجب تنگی راههای هوایی باریک می شود

 کاهش عملکرد مژک های سطح سلولهای پوشانندۀ دستگاه تنفس بعلت کاهش انرژی سلولی در اثر مصرف غذاهای نامتعادل و نامناسب با طبع سرد مانند: ماست بدون مصلح، دوغ، شیر سرد، آب سرد فراوان، گوشت گاو، مرغ و ماهی فراوان

حال تصور کنید وقتی در راههای هوایی باریک، سلولهای متورم و بی قوام که مواد موسین فراوان ترشح می کنند و مژک ها که باید مواد موسین را به خارج هدایت کنند درست کار نمی کنند، مواد موسین زیادی تولید شده و مرتباً در حال پایین رفتن و انسداد راههای هوایی بیمار یعنی خفه شدن بیمار هستند

پس بدن باید بطور خودکار چه کاری انجام دهد که این ترشحات پایین تر نروند؟ معلوم است انقباض راهها. انقباض راه نیز خود یک نوع انسداد نسبی است پس باید رفلکس سرفه عمل کند تا ترشحات به سمت خارج رانده شوند و موقتاً مشکل لحظه ای تنفس حل شود. اما در طب جدید مکتب غربی به جای مشکل تغذیه سلولی، اقدام به تجویز داروهائی می شود که راههای هوایی را گشاد می کنند در نتیجه ترشحات به نواحی پائین حرکت می کنند و از طرف دیگر داروهایی داده می شود که رفلکس سرفه را از بین ببرد در نتیجه باعث تجمع ترشحات غلیظ در قسمت های عمیق و تغلیظ بیش تر و ایجاد پلاک های موسینی سفت می شود که تماماً وضعیت را برای ایجاد یک مرحلۀ آسم مداوم وخیم فراهم می نماید

در طب اسلامی ایرانی با اصلاح وضعیت تغذیه سلولی و اصلاح عملکرد سلولی، ترشح موکوس به حد نرمال باز می گردد، ورم سلولها بعلت اصلاح پمپ های سدیم و پتاسیم سطح سلولها، اصلاح می گردد و قوام سلولها به حال طبیعی برمی گردد در نتیجه انقباض و انسداد نسبی راههای هوایی به حالت طبیعی باز می گردد و به تدریج پلاک ها و توپی های موسینی تغلیظ شده توسط سیستم ایمنی برداشته می شود و آسم بطور واقعی و دائمی درمان می شود به شرطی که بیمار مجدداً تغذیه صنعتی غربی را جایگزین تغذیه اسلامی ایرانی نکند

برای مثال: یکی از بیماران که به مدت پانزده سال سرفه داشت و سالها بعنوان آسم دارو مصرف کرده بود پس از مدتی با رعایت رژیم مثلث سلامت و سایر دستورات آمده در وب سایت به حالت طبیعی بازگشت نمود

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناس سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

عوامل ایجاد تشنج

چرا تشنج می کنیم؟

هوالشافی

چرا تشنج می کنیم؟

عوامل بروز تشنج

Seizure تشنج 

تشنج علامت یک نوع عملکرد غیر طبیعی و غیر عادی مغز است که می تواند ایجاد علائمی مانند: حرکات غیر ارادی بدن و باز و بسته شدن اندامها به همراه بیهوشی موقتی شود. حمله ی تشنج می تواند به علّت عوامل صرعی یا غیر صرعی باشد که در اینجا منظور، علل صرعی است نه غیر صرعی

:علل غیر صرعی تشنج

افت قند خون، تب بالا، عفونت های مغزی، افت فشار خون، میگرن شدید، تومورهای مغزی، کمبود کلسیم خون و ضربه به سر

 

.حال ببینیم تشنج صرعی چه پایه و اساس سلولی دارد و چگونه می توان آنرا درمان کرد یا لااقل تحت کنترل درآورد

:تعریف صرع

صرع به حالتی گفته می شود که فرد بدون عامل غیر صرعی خاص مکرراً دچار حملات تشنج شود، لذا نمی شود گفت هر کسی که یک بار تشنج کرده، پس بیماری صرع دارد

صرع می تواند انواع کوچک و بزرگ داشته باشد نوع بزرگ صرع همراه حرکات بدنی است

در سطح سلولی متاسفانه به علّت اینکه طب امروزی هنوز دلیل صرع را نشناخته است برای جلوگیری از بروز تشنج از داروهایی استفاده می کند که میزان فعالیّت سلول های مغزی را کم می کند و در واقع آنها را به نوعی کرختی و عدم پاسخ به محرک ها وادار می نماید و آنها را فلج می کند تا بیمار دیگر تشنج نکند ولی در واقع اتّفاقی که در سلولها از نظر سلولی و مولکولی می افتد به قرار زیر است

هر سلول، بصورت یک باطری است، به این صورت که در اثر کار کرد پمپ های سدیم و پتاسیم سطح سلولها دائماً سه عدد یون سدیم را از سلول خارج و به ازای آن دو عدد یون پتاسیم را وارد سلول می کند و یک اختلاف پتانسیل حدود منهای شصت و پنج میلی ولت بین داخل و خارج سلولها ایجاد می شود بدین صورت که در خارج سلول بار مثبت و در داخل سلول بار منفی تجمع می یابد و این حالت را پتانسیل استراحت سلول های عصبی می گویند، چون این پمپ های سدیم – پتاسیم برای حفظ اختلاف پتانسیل مذکور دائماً انرژی مصرف می کنند و این انرژی در سلولها از مصرف غذاها بدست می آیند حال اگر فردی مرتباً از غذاهای با تعادل انرژی پایین مثل: ماست، دوغ، آب سرد، خیار، گوجه، ترشی و … استفاده نماید، این پمپ ها انرژی کافی برای ایجاد اختلاف پتانسیل مذکور را نخواهند داشت و لذا آستانه تحریک پذیری سلول ها بسیار کاهش می یابد و در نتیجه سلولها با کوچکترین تحریکات شروع به صادر کردن تکانه های عصبی می کنند که به صورت صرع خود را نشان می دهد

من تاکنون مواردی از تشنج های شدید را با اصلاح رژیم غذایی و دستورات دیگر درمان کرده ام که یک مورد بصورت مقاله در کنگره قرآن پژوهی و طب ارایه گردیده است البته اصل و پایه درمان همان رعایت کامل مثلث سلامت می باشد که واقعا اثرات معجزه آسایی دارد، امتحان کنید

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناس سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی – ایرانی

 

دلایل ابتلا به خشکی چشم

چرا خشکی چشم می گیریم؟

هوالشافی

چرا خشکی چشم می گیریم؟

قبل از ورود به مبحث خشکی چشم باید ساختمان چشم را در قسمت ضمیمه ای خوب بشناسیم تا سپس بدانیم چگونه چشم ما خشک می شود

خشکی چشم

:ملتحمه (Conjunctiva)

ملتحمه یک پرده مخاطیِ پوشاننده ی شفاف و بسیار نازک است که در قسمت جلویی چشم روی صلبیه و سطح داخلی پلک ها را می پوشاند، این پرده شامل سلول های پوشاننده از جنس استوانه ای طبقه طبقه و تعداد زیادی سلول های جامی شکل مترشحه ی موسین لزج و یک آستر مخاط از جنس بافت همبندی شل می باشد

ملتحمه دارای یک نوع سلول است، سلول های کوچک استوانه ای شبیه سلول های جامی که ماده لغزنده موسین ترشح می کنند، در سطح داخلی پلک، سلول های بزرگی در غدد آسینی به نام غدد تارسال دیده می شوند که این سلول ها همراه با ترشح خود، به داخل مجرا می افتند و این سلولها ماده چربی به نام سبوم ترشح می کنند که ادغام این ماده چرب همراه با اشک هم کمک به لغزنده بودن سطح چشم می کند و هم موجب می شود که سطح چشم رطوبت خود را به راحتی از دست ندهد و یک نوع روغن کاری دائمی سطح چشم داشته باشیم و همچنین این سبوم چرب یک محافظ فیزیکی بسیار عالی برای جلوگیری از خراش های مکانیکی چشم می باشد

غدد دیگری که در لایه داخلی پلک ها وجود دارند غدد میبومین (Meibomian) هستند که آنها نیز ترشحات چرب دارند و لذا یک لایه سطحی چرب را بر روی لایه اشک ایجاد می کنند (چربی روی آب می ایستد) و لذا میزان تبخیر اشک را کاهش و میزان لغزندگی آنرا افزایش می دهد

:غدد اشکی (Lacrimal glands)

غدد اشکی بطور مداوم تولید اشک می نمایند، اشک دارای متابولیت های متنوع به همراه الکترولیت های مهم و همچنین آنزیم هایی مثل لیزوزیم است، این لیزوزیم قادر است دیواره بعضی از باکتری ها را حل کرده و آنها را نابود نماید، پس اشک فقط مثل آب برف پاک کن خودرو نیست، بلکه مایعی محافظ در برابر میکروب ها نیز می باشد، غدد اصلی اشکی در قسمت گیجگاهی بالایی حدقه ی چشم قرار گرفته اند و از طریق مجاری ترشحی غدد اشکی به داخل فضای بین پلک و چشم تخلیه می شوند، این مایع گرانبها پس از شستشوی چشم از طریق دو سوراخ بسیار ریز در قسمت داخلی چشم ها به سمت کیسه اشکی رفته و در نهایت از طریق مجرای اشکی دَماغی (بینی) به داخل حفره ی بینی تخلیه می شوند و علت آبریزش بینی در هنگام گریه همین موضوع است

سلولهای مترشحه ی اشک، سلول های استوانه ای بلندی هستند که هسته ی آنها در قاعده ی سلول ها قرار گرفته است

 

:حال ببینیم چه می شود که چشم ما خشک می شود

وقتی در طول سالیان طولانی غذاهایی با کیفیت نامناسب مثل گوشت گاو، مرغ، رب گوجه و گوجه فرنگی، روغن های نباتی صنعتی و آب مملو از کلر سمی را مصرف می کنیم به تدریج در داخل سلول های مترشحه ی اشک و همچنین سلول های مترشحه سبوم و موسین موادی رسوب می کند که موجب اختلال عملکرد این سلولها شده و دیگر این سلول ها نمی تواند اشک گهربار طبیعی را تولید نمایند و همچنین در اثر رسوب مواد در سلول های مجاری اشکی، این سلول ها متورم می شوند و مجاری تنگ می گردد و در نتیجه عبور اشک از مجاری کاهش می یابد و نتیجه ی این وقایع، خنک شدن سطح چشم ها و خراش های ریز میکروسکوپی روی آنهاست و متعاقب آن حتی می توان زخم ها و عفونت های چشمی و در نهایت نابینایی را شاهد بود

:راه درمان

– رعایت کامل و 100% مثلث سلامت

– مصرف نمک ارگانیک (سنگ نمک آسیاب شده به جای نمک تصفیه شده ید دار)

– مصرف آب جوشیده ولرم به جای آب لوله کشی کلر دار و یا آب سرد

– مصرف انواع دمنوش های ایرانی به جای چای که چای برای سلول ها سمی است

– مصرف روغن های کنجد، زیتون و حیوانی به جای روغن های نباتی صنعتی

– مصرف گوشت گوسفند به جای گوشت مرغ و گاو

– چرب نگه داشتن چشم ها با ویتامین آ چشمی شبها، تا اثر کردن رعایت تغذیه

– ریختن یک قطره عسل 3/1 رقیق شده به چشم ها روزی یک بار

– حجامت عام که موجب خونرسانی بهتر به غدد اشکی می شود

دکتر حسن اکبری

،متخصص آسیب شناسی سلولی

،دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

www.drakbary.com

نقرس

چرا نقرس می گیریم ؟

هوالشافی

چرا نقرس می گیریم ؟

نقرس

برای درک بیماری نقرس باید اول فرآیند متابولیسم پروتئین ها را در سلول ها بشناسیم

پورین چیست؟ یک مولکول آلی دارای کربن، نیتروژن و هیدروژن است و به صورت یک ساختمان حلقوی می باشد که دارای دو حلقه است. پورین جزء اصلی ساختمان دی ان ای و آر ان ای هسته سلول ها می باشد. یعنی دو تا از چهار تا اسید نوکلئیک شامل آدنین و گرانین از جنس پورین هستند

اسید اوریک چیست؟ اسید اوریک یک مولکول آلی است که دارای کربن، نیتروژن، اکسیژن و هیدروژن است که یون ها و نمک هایی را می سازد به نام اورات و اسید اوریک. اسید اوریک یک محصول سوخت و ساز و پورین می باشد

بالا بودن میزان اسید اوریک در خون می تواند همراه با کریستالیزه شدن آنها در مفاصل بدن شود و ایجاد یک التهاب حاد به نام نقرس نماید که معمولا همراه با اختلالات متابولیک دیگر در سلول هاست از جمله دیابت

در طب جدید به جای حل اساسی مشکل سوخت و ساز سلول ها که عامل اصلی افزایش اسید اوریک در خون است و این اختلال بخصوص در سلول های توبولهای کلیوی وجود دارد که باعث دفع ناقص و ناکافی اسید اوریک از کلیه ها می شود و حدود 90% علت بالا رفتن اسید اوریک در خون را تشکیل می دهد، اقدام به تجویز داروهای شیمیایی مثل هیدروکلرتیازید، آلوپرینیول، اسید سالیسیلیک و حتی گاهی داروهای ایمونوساپرسیو که در درمان سرطان ها استفاده می شود مانند سیکلوسپورین !!! استفاده می شود

در طب اسلامی – ایرانی درمان نقرس یک درمان ریشه ای و اساسی است که در درجه اول در این طب توصیه اکید بر روی مصرف متعادل گوشت است که در روایات حداکثر میزان مصرف گوشت دو تا سه بار در هفته است و حداقل مصرف چهل روز یک بار است، بنا بر این الگو ، امکان بروز نقرس به علت پر مصرفی پروتئین ها بوجود نمی آید

نکته دوم نوع گوشت مصرفی است که در طب اسلامی – ایرانی تاکید بر عدم مصرف گوشت گاو می باشد که حاوی بیشترین میزان اسید اوریک است و همچنین به ترک مصرف گوشت مرغ و کم مصرف کردن گوشت ماهی توصیه گردیده است و از طرف دیگر به مصرف گوشت شتر و گوسفند و گوشت خروس محلی توصیه شده است که تماما انرژی لازم برای عملکرد سلول های توبولهای کلیه جهت دفع کامل اسید اوریک را در ادرار فراهم می آورند

نکته دیگر این است که با رعایت کامل مثلث سلامت و سایر دستورات اصلاح سلولی سایت به تدریج تمام سلول ها عملکرد درست و واقعی خود را باز می یابند و در نتیجه متابولیسم کلی بدن چه در مورد پروتئین ها و چه در مورد قند و چربی ها به حالت طبیعی خود باز می گردد و احتمال بروز بیماریهای همراه مثل دیابت و افزایش چربی های خون و خطر سکته قلبی و مغزی نیز کاهش می یابد

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناسی سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی – ایرانی

مرگ سریع و تدریجی

مرگ سریع و مرگ تدریجی

هوالشافی

مرگ سریع و مرگ تدریجی

مقاله مربوط به قحطی تحمیلی سال های 1917 تا 1919 در ایران، دارای آمار وحشت آوری است که صحت آن را به متخصصین مربوطه واگذار می کنم ولی آنچه مسلم است اتفاق بسیار مهمی روی داده است که باید از لحاظ انسانی، حقوقی و جنایات جنگی مورد بررسی قرار گیرد

متاسفانه به دنبال مقاومت قهرمانانه مردم کشورمان در برابر نفوذ نامشروع قوای بیگانه به ایران، ظاهراً ملت شریف ایران در آن زمان مورد انتقام سختي قرار گرفته اند و دچار کشتاری سریع شده اند و به دنبال آن تهاجمی مرموزانه با اهداف شیطانی در فرهنگ و تغذیه مردم ایران صورت گرفته که آن را مرگ تدریجی می نامم و در ادامه به مواردی از آن اشاره می نمایم

الف: ورود و توسعه سریع چای و عمومی شدن آن در کشور از اواخر دوره قاجار و جایگزینی اغلب دمجوش های سنتی مفید شامل گل گاو زبان، زعفران، دارچین، عناب، زنجبیل، چای کوهی و … و حتی تأسیس سازمانی به نام سازمان چای کشور در سال 1337 برای حمایت و توسعه روز افزون این داروی گیاهی مضر برای سلامت که کمترین مضرات مورد توافق طب جدید و قدیم عبارت است از

یبوست (مادر تمام بیماری ها)*

تداخل با جذب یون آهن در بدن و دفع این یون گرانبها از بدن*

ایجاد ریفلکس معده*

تداخل های هورمونی با هورمون های تیروئیدی و پرولاکتین*

ب: توسعه و رواج گوجه فرنگی و رب گوجه فرنگی و جایگزین کردن آن به جای زردچوبه و زعفران در غذاها که هر دوی این محصولات (گوجه فرنگی و رب گوجه فرنگی) حاوی سمی به نام گلیکو آلکالوئید می باشند و در طولانی مدت به اختلال عملکرد سلول های بدن به ویژه سلول های سیستم ایمنی بدن منجر می شوند

ج: توسعه و رواج مصرف روغن های تقلبی شیمیایی با منشاء پارافینی (اصطلاحا روغن هاي نباتي) به جای روغن های طبیعی مثل روغن کنجد، روغن زیتون، روغن دنبه، روغن حیوانی، روغن کوهان شتر و شحم گاو برای طبخ غذاها که این روغن های صنعتی برای سلول های بدن بیماری زا می باشند و باعث اختلال عملکرد سلول ها می گردند

د: توسعه و رواج مصرف گوشت گاو، مرغ و مصرف ماهی فراوان که در روایات ما گوشت گاو را سم و عامل درد و گوشت مرغ را همچون گوشت خوک دربين پرندگان خوانده اند. در حالی که گوشت گوسفند، شتر و خروس و سایر پرندگان بسیار توصیه شده است

ه: توسعه و رواج قند و شکر سفید شده با اسید به جای مصرف خرما، کشمش، توت خشک و انجیر و شکر سرخ که موجب خرابی مینای دندان و آسیب جدی به سلول های بدن می گردند

و: توسعه و رواج مصرف نوشابه های کولادار و بدون کولای گاز دار حاوی گاز کربنیک که به علت داشتن خاصیت اسیدی موجب کنده شدن کلسیم از استخوان ها و پوکی استخوان ها و آسیب سلولی به تمام سلول های بدن بخصوص سلول های سیستم ایمنی می گردد

ز: توسعه و رواج مصرف آرد گندم بدون سبوس و مصرف برنج بدون سبوس که خود موجب بروز بیماری های کمبود ویتامین های گروه «ب» و دیابت می باشد (تأمل کنید چه کسی در شصت سال پيش دستور داده که سبوس گندم و برنج گرفته شود)

ح: توسعه و رواج مصرف مواد مخدر از تریاک، سوخته، شیره قدیم تا هروئین، شیشه و کراک و اکس جدید برای نابودی نسل جوان و خانواده ها

ط: توسعه و رواج مصرف سیگار که سرطان زا بودن و بیماری زا بودن آن بر همه آشکار است

ی: توسعه و رواج مصرف مشروبات الکلی برای نابودی جوانان و خانواده ها

ک: توسعه و رواج مصرف آب سرد فراوان در حد افراطی تا روزی هشت لیوان یا شانزده لیوان، در حالی که مصرف آب فراوان کراهت دارد و در روایات به عنوان ضایع کننده بدن ذکر شده است

ل: توسعه و مصرف انواع فست فود ها مانند سوسیس، کالباس، پنیر پخته در پیتزا و مصرف مخلوطی از غذاهای با طبع شدیداً سرد به همراه نوشابه های یخ که همگی با هم اثر تجمعی منفی در جهت اختلال عملکرد سلولی دارد و می توانند منجر به بروز بیماری های خطرناکی مثل لوپوس، روماتوئید آرتریت و ام اس شوند

ن: توسعه و رواج مصرف موادی مانند چیپس، پفک، آدامس صنعتی و انواع شکلات ها و آب نبات های صنعتی به جای مصرف نخود چی، کشمش، شاه دانه، کنجد، قاووت و انواع آجيل و مواد غذایی بسیار مفید دیگر

ف: توسعه و رواج نمک های تصفیه شده ید دار سمی به جای نمک های طبیعی مفید برای بدن

س: توسعه و رواج فرهنگ سر پا غذا خوردن به جای نشستن سر سفره و لقمه های بسیار بزرگ گرفتن و گاز زدن (ساندويج)و خوردن نوشابه ها و آب و دوغ سرد مابین غذا که همگی باعث سوء هاضمه و عدم جذب غذاها و ایجاد نفخ شدید می گردد و کراهت نیز دارد

ع: توسعه و رواج ظروف آلومینیومی مضر به جای ظروف مسی مفید

حال بیایید با بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی خودمان سلامت را به خانواده ها باز گردانیم و توطئه دشمنان را خنثی نمائیم

دکتر حسن اکبری

متخصص آسیب شناسی، دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

www.drakbary.com

تشخیص مزاج

مزاج خود را تشخیص دهید

هوالشافی

مزاج خود را تشخیص دهید

:بلغم

هیکل بlch[لغمی ها معمولاً درشت است و افرادی چاق هستند و بدن پر چربی دارند. پوست سفید رنگ دارند و در لمس، پوست بدنشان سرد و مرطوب و نرم است. موهای کم پشت دارند. دهانشان مرطوب است. تشنه نمی شوند. خواب آن ها سنگین و زیاد است. احساس کسلی و بیحالی دارند. تمایل به خوردن شیرینی و ادویه جات و گرمی جات دارند. در فصل زمستان خیلی اذیت می شوند. با خوردن سردی ها دچار مشکل می شوند. نبض ضعیف دارند. کم انرژی و کم جنب و جوش هستند و در کارها کند هستند. خیلی دیر عصبانی می شوند. فراموش کار و کند ذهن هستند

:علائم غلبه خلط بلغم

سفیدی رنگ پوست*

نرمی و سردی پوست*

کندی حواس*

زیادشدن خواب*

مدفوع بدبو*

فراموشی و کند فهمی*

ترشحات پشت حلق و بلغمی و سرفه زیاد*

ضعف هضم و آروغ ترش زدن*

افزایش آب دهان*

افزایش اشتها*

تجمع چربی شکمی*

عدم تشنگی*

ادرار سفیدرنگ*

احساس کسلی و بی حالی*

:دم

این افراد هیکل درشت و بدنی عضلانی دارند و لاغر نیستند. پوستی سرخ و سفید رنگ دارند. موهای پر پشت دارند، نبض پر و قوی دارند. خوب می خوابند و تحمل بی خوابی را نیز دارند. پوست اینها گرم و مرطوب و نرم است. نه گرمایی هستند و نه سرمایی، اما به نسبت تحمل سرما برایشان راحت تر است. میل به شیرینی و ترشی دارند. همه نوع غذا را می توانند بخورند. هوش و حافظه بالایی دارند. سریع و پر انرژی هستند. میل و توان جنسی بالایی دارند استعداد ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و فشار خون بالا دارند. عروق روی دست ها برجسته است نبض آنان پر و قوی است

:علایم غلبه خلط دم

پری رگها و پری نبض*

سر درد و احساس سنگینی سر*

سرخی چشم ها در صورت و بدن*

ایجاد دمل و جوش و بثورات پوستی و خارش (بیشتر در تنه و کتف)*

زیاد شدن خواب*

احساس کسالت و خمیازه*

احساس مزه شیرین در دهان*

خون ریزی لثه و بینی*

خارش محل حجامت و فصد قبلی*

افزایش فشار خون*

:سودا

اغلب افرادی هستند لاغر با استخوانهای نازک و کشیده. پوست سوداوی ها خشک و رنگ آن از حالت سفید تا سبزه و تیره متغیر است. موی بدن سوداوئی ها کم است و موی سرشان به علت سردی و خشکی زودتر دچار سفیدی یا حالت گندمگون می شود. نبض آن ها تقریباً کند اما سفت و باریک است. در لمس بدنشان سرد و خشک و پوستشان سفت است. بینی آنان خشک است. خواب کم دارند. تحمل هوای سرد را ندارند و در هوای گرم و فصل بهار راحت ترند. در فصل پاییز خیلی اذیت می شوند. تمایل به خوردن شیرینی و گرمی ها دارد. اینها افراد دقیق و منظم، دور اندیش و محاسبه گر هستند و محتاط می باشند

:علائم غلبه خلط سودا

لاغری وخشکی وسفتی پوست*

دو نیم شدن انتهای موهای سر (موخوره)*

سوزش سر دل*

اشتهای کاذب(گرسنگی زودرس)*

سیاه وتیره شدن رنگ پوست بخصوص تیرگی زیر چشم*

فکر وخیال زیاد (وسواس)*

خواب سبک و پریدن مکرر از خواب*

اضطراب و تشویش خاطر (افسردگی)*

سیری زود رس*

:صفرا

این افراد لاغر اندام هستند اما مفاصل و استخوان بندی درشت و برجسته دارند. پوست گرم و خشکی دارند. رنگ پوست و سفیدی چشم آنها کمی به زردی می زند. موهای پر پشت و سیاه و گاهی مجعد دارند و به علت حرارت و خشکی زیاد بیشتر مستعد تاسی سرند. خشکی دهان و عطش فراوان دارند. خیلی گرمایی هستند و در تابستان اذیت می شوند. استعداد این را دارند که با خوردن خوراکیهای خیلی گرم دچار خارش و کهیر شوند. افراد باهوش و زیرک هستند و هم چنین پر حرف. در کارها چالاک و سریع هستند. افراد دقیق، منظم و تیز بین هستند. میل بالای جنسی و توان جنسی متغیر دارند. روابط اجتماعی آن ها قوی است. عجول و بی قرارند

:علائم  غلبه خلط صفرا

زردی رنگ چشم و پوست

خشکی دهان و بینی

عطش زیاد

جوش و آکنه در سر وصورت

خشکی پوست و اگزما

تلخی دهان

کاهش اشتها به غذا

احساس گز گز و سوزن سوزن شدن بدن

نبض سریع

احساس تهوع

 

تصحیح و خلاصه سازی توسط دکتر حسن اکبری 

برگرفته از وب سایت http://ravazadeh.com/fa