سلامت سلولها

توجیه سلولی مولکولی مزاج ها و عوامل مؤثر بر سلامت سلولها 

توجیه سلولی مولکولی مزاج ها و عوامل مؤثر بر سلامت سلولها

سلامت سلولها 

اینکه هر فردی دارای مزاج خاصی است، یعنی گرم و تر، سرد و تر و یا سرد و خشک، باید یک توجیه علمی داشته باشد، واقعاً در درون و بیرون سلولها چه فرایندی رخ می دهد که فرد به حسب رفتاری، فیزیکی، صفراوی، دموی، بلغمی یا سوداوی است؟

همانگونه که می دانیم بدن ما تماماً از سلولها تشکیل شده است و هیچ قسمتی از بدن از این قاعده مستثنی نمی باشد، اساس عملکرد سلولی، همودینامیک وابسته به عملکرد غشاءِ سلولی و پمپ های سدیم و پتاسیم سطح سلولها می باشد و عملکرد این پمپ ها وابسته به انرژی سلولی می باشد و انرژی سلولی نیز از سوخت و ساز مواد غذایی بخصوص قندها و چربی ها تأمین می شود، حال اگر فردی به طور ژنتیکی متابلیسم پایه بالاتری در سلولهای خود داشته باشد در نتیجه در واکنش های داخل سلولی و عبور الکترون ها از مولکولهای حامل الکترون سریعتر و قوی تر خواهد بود، چنین فردی به علت دارا بودن انرژی سلولی بیشتر عملکرد بهتری در پمپ های سدیم- پتاسیم سطح سلولها، خواهد داشت در واقع اختلاف در نوع متابلیسم پایه در افراد مختلف با منشأءِ ژنتیکی که نیمی از مادر به ارث می رسد و نیمی از پدر، مشخص کنندۀ اختلاف های افراد در بسیاری از مشخصه های فیزیکی و روحی روانی و رفتاری آنها می باشد، همانگونه که بعنوان یک واقعیت همه ما با آن برخورد می کنیم، بطور مثال: همزمان فردی در یک محیط احساس گرما می کند و فرد دیگری احساس سرما می کند و فرد سوم در حالت متعادل به سر می برد

مسلماً نیازهای سلولی در این افراد نیز با هم متفاوت هستند، یعنی فردی که بیشتر انرژی سلولی در واحد زمان تولید می کند بطور طبیعی نیاز به مصرف مواد غذایی بیشتری نیز دارد و فردی که سلولهایش با متابلیسم پایه پائین تری کار می کنند، شاید کم اشتهاتر هم باشد و دیرتر گرسنه شود

نکتۀ دیگر اینکه چون پمپ های سدیم – پتاسیم سطح غشاءِ سلولهای بدن دائماً یون های سدیم را از سلول خارج و یون پتاسیم را وارد سلول می کنند و این فرایند بطور لحظه ای و دایمی انرژی مصرف می نماید، در افراد با متابلیسم پایۀ بالاتر، بعلت خروج بیشتر و کاملتر یون های سدیم از سلولها، آب به دنبال سدیم از سلول خارج می شود و به اصطلاح، در این افراد سلولها لاغرتر هستند و این موضوع چون در تمام بدن فرد عمومیت دارد، موجب لاغری بدن فرد می شود و این همان نکته ای است که در افراد صفراوی مشاهده می شود یعنی افراد با اشتهای بالا، پر انرژی و لاغر و دقیقاً در افراد با طبع بلغم این قضیه بر عکس است، یعنی بعلت عدم خروج کافی یون های سدیم از سلول ها، به علت کمبود انرژی، آب وارد سلولها شده و لذا این افراد نرم، پف آلود، کم انرژی، سرد و ظاهراً چاق هستند، البته همین افراد ممکن است بعلت اختلال مکانیسم های سیری در اثر اختلال عملکرد سلولهای تولید کننده هورمون سیری، زیاد هم بخورند، ولی تولید انرژی از مواد خورده شده پایین است، و لذا کم انرژی و بی حال و بی رمق خواهند بود

البته چون نیمی از فرایندهای سلولی ژنتیکی و نیم دیگر می تواند تحت تأثیر محیط باشد، لذا عومل محیطی مانند: هوا، آب، تغذیه، آشامیدنی ها، خواب و بیداری، حرکت وسکون، استفراغ و احتباس، حالات نفسانی و عبادت و معنویات می تواند وضعیت متابلیسم پایه سلولی را تغییر دهد، بنابراین یک فرد بلغمی می تواند با ایجاد تغییر در محیط بخصوص تغذیه، میزان انرژی سلولی را افزایش داده، و با افزایش برایند عملکرد سلولی موجب افزایش عملکرد پمپ های سدیم و پتاسیم شده و ضمن خروج یون سدیم از سلول، و خروج آب از سلول سبب بهبود کلی انرژی سلولی گردد و علائم بلغم برطرف شود

عامل دیگر هوای خوب است که باید دارای حدود بیست درصد اکسیژن، حدود هفتاد درصد نیتروژن و حدود ده درصد هیدروژن، هلیم، دی اکسید کربن و سایر گازهای کمیاب باشد، اگر این ترکیب به هر دلیلی بهم بخورد، حتی افزایش بیش از حد اکسیژن می تواند منجر به آسیب سلولی بخصوص از طریق ایجاد رادیکالهای آزاد که به شدت تمایل به ترکیب با سایر مولکولها و تخریب سلولی و به هم خوردن سازمان فیزیکی و شیمیایی مولکولها دارند، شود

هوا باید عاری از هر گونه آلودگی اعم از فلزات سنگین مثل سرب و سایر آلوده کننده ها باشد چون هر آلودگی می تواند در روند سوخت و ساز یا متابولییسم سلولی ایجاد مشکل ایجاد نماید یا به قسمتی و یا تمام مولکولها آسیب جدی وارد نماید

عامل بعدی آب خوب است که باید عاری از هر گونه آلودگی فیزیکی، شیمیایی میکروبی باشد، متاسفانه امروزه به آب مواد شیمیایی توسط مراکز مسئول اضافه می شود که این مواد برای سلامت سلولها بسیار مضرند

البته دلیل اضافه کردن موادی مثل کلر به آب از بین بردن میکروب های آب است ولی متأسفانه این مواد همانگونه که برای باکتری ها سمی هستند و آنها را می کشند، برای سلولهای بدن ما  هم سمی هستند لذا پیشنهاد ما جوشاندن هر آبی است که قرار است خورده شود، لازم به یاد آوری است که زمان جوشیدن به اندازۀ چند ثانیه کافی است و حتی آب معدنی های درون بطری و آب دستگاههای تصفیه کن نیز از این قاعده مستثنی نیستند

مصرف آب جوشیدۀ گرم یا ولرم مفید و مصرف آب یخ و همچنین زیاد آب خوردن و خوردن آب همراه با غذا مضر می باشد

دلیل سلولی مولکولی مضر بودن آب یخ این است که آب یخ انرژی سلولها و مولکولهای آن را می گیرد تا به دمای تعادل بدن برسد لذا در طولانی مدت موجب اختلال عملکرد سلولها و بروز بیماری در اعضای بدن می گردد و می تواند اخلاط فاسد در بدن ایجاد نماید

عامل دیگر خواب و بیداری است اگر اخلاط بدن در حالت تعادل باشند، خواب نیز در حالت تعادل خواهد بود از نظر سلولی انرژی کافی اعمال حیاتی سلولها باعث اختلال های خواب می گردد، که ناشی از بد عمل کردن سلولهای مغزی می باشد

و هر چه میزان انرژی سلولهای بدن کم شود خواب سنگین تر می شود که بعلت ورم سلولی و افزایش آب داخل سلولی است و اگر سلولها به هر دلیلی خشک شوند خواب سبک می شود

در مجموع خواب جبران کنندۀ آنچه در بدن تحلیل رفته است و ضروری است، می باشد و موجب تجدید قوا می گردد و لذا سلولها پس از مدتی که بی وقفه کار کرده اند می توانند انرژی از دست رفته را بازیابی نمایند، البته میزان زیاد خواب بعلت بی حرکتی و سکون سلول می تواند منجر به آسیب سلولی و کم شدن عمر شود

عامل بعدی حرکت و سکون است، آنچه مسلم است تحرک کافی بدن موجب بهبود گردش خون و رسیدن خون دارای اکسیژن و غذا به تمام سلولها و دفع مواد زاید سلولها از بدن می شود لذا به تمام افراد جامعه توصیه می شود فعالیت بدنی مناسب و ورزش کافی در برنامه زندگی باشد چون سکون و بی حرکتی سلولهای بدن انسان را خیلی زود فرسوده می نماید

عامل بعدی برونداد و نگهداشت است یعنی سلولها آنچه نیاز دارند در سلول ها حفظ شود و آنچه محصول سوخت و ساز است و مواد سمی برای سلول است از سلولها دفع شود. در طب سنتی برونداد یا استفراغ به معنی پاک کردن بدن از اخلاط فاسد و زائد است

:انواع بروندادها شامل

ادرار کردن*

 اجابت مزاج*

تعریق*

 قی کردن*

حجامت*

فصد کردن*

 زالو انداختن*

سرفه*

 عطسه*

 باد کش کردن*

 حقنه کردن (استفاده از دارو بصورت شیاف برای دفع اخلاط)

عامل بعدی که روی سلولهای بدن اثر میگذارد اعراض نفسانی (حالات نفسانی) مثل شادی، غم، لذت، خشم، امید، عشق و مانند آنها که تماماً در میزان و نحوۀ ترشح هورمون های مختلف روی سلولها اثر می گذارد و می تواند موجب سلامت یا بیماری سلولها و نهایتاً بدن انسان گردد

عامل آخر مؤثر بر سلامت سلولها عبادت است که غذای روح است و موجب اثرات مثبت روح روی جسم انسان از طریق اثر بر سلولها می گردد

اصولاً روح انسان بر جسم احاطه دارد و چون عبادت و پرستش به معنای بندگی و وابستگی مطلق به ذات اقدس الهی و آزادی و آزادگی از تمام هر آنچه که در عالم هست، موجب آرامش کامل انسان می گردد، مسلماً جسم نیز بصورت هدفمند در آرامش قرار می گیرد، بنابراین انسانهای با ایمان بعلت حکیم و با هدف دانستن منشاءِ هستی، همیشه در سلامت روحی هستند، حتی در سختی ها و این موضوع اثر مستقیمی روی سلامت جسم آنهاخواهد داشت

تمام کارهای سلولها توسط انرژی انجام می شود

بدن، از حدود چهارده هزار میلیارد سلول تشکیل شده است و هیچ قسمتی از بدن نیست که از سلول تشکیل نشده باشد، اگر قسمت های مختلف سلول و عملکرد آنها را یک بار با هم مرور نمائیم، می بینیم که تمام اعمال سلولی بلااستثناء با مصرف انرژی صورت می پذیرد یعنی هیچ کاری در سلولها مجانی انجام نمی شود و منشأ تمام این انرژی ها غذایی است که ما می خوریم

از مهمترین قسمت های سلول، دیواره ی سلول است که مرز بین حیات و مرگ سلول است، کوچکترین آسیب منجر به پاره شدن دیواره سلولی و مرگ سلول می شود

عمل دیگر دیواره سلول، تعادل سدیم و پتاسیم داخل و خارج سلول است که توسط پمپ سدیم- پتاسیم صورت می گیرد و بطور لحظه ای و دایمی در حال مصرف انرژی است

عملکرد دیگر دیواره سلول، انتقال مواد لازم به سلول و اخراج مواد سمی حاصل از سوخت و ساز به بیرون سلول است، که با انرژی فراوان انجام می گیرد

عملکرد دیگر دیواره سلول، وارد کردن مولکول های شیمیایی حامل پیام های خاص عملکردی می باشد که در قالب گیرنده های هورمونی صورت می گیرد و باز هم وابسته به، تأمین انرژِی لازم از طریق غذاهای مصرفی می باشد

از اجزای دیگر سلولی که نقش بسیار حیاتی در زندگی و اعمال سلولی دارد، هسته ی سلول است که خود شامل دیواره ی دو جداره ی هسته، کروماتین، پاراکروماتین و هستک می باشد؛ تمام اعمال دیواره ی دو جداره ی هسته با مصرف انرژی فراوان صورت می گیرد، همچنین دوام و قوام و قدرت ترمیم و یکپارچگی دی ان ای در کروماتین و پاراکروماتین وابستگی شدید به انرژی دارد و کمبود انرژی می تواند موجب بروز جهش های پایدار در دی ان ای سلول ها شده و باعث بروز اختلالات عملکرد و همچنین پدیدار شدن سرطان ها شود

ارگان دیگری که هم خود انرژی تولید می کند و هم انرژی زیادی مصرف می کند میتوکندری است که بطور فعال با سوزاندن مواد غذایی تولید ای تی پی  می کند که بعنوان بنزین سلولی در تمام فعل و انفعالات عملکردی سلول مسئولیت تأمین انرژی را به عهده دارد

در داخل سلول رشته های باریکی وجود دارند که در واقع لوله های باریکی هستند و بسیاری از اعمال سلولی توسط همین میکروتوبولها انجام می شود و این فرایندها تماماً با مصرف انرژی انجام می پذیرند

اندامک دیگر داخل سلولی که در پدیده ی هضم داخل سلولی نقش اساسی بازی می کند لیزوزوم است که بعنوان معده ی داخل سلولی برای هضم پروئیتن های پیچیده عمل می کند و همچنین با فرایند هضم، میکروب ها را داخل سلول منهدم می نماید و در این عملکرد ها تماماً انرژی مصرف می شود

پدیده ی دیگر انرژی بر سلول، تقسیم سلولی است که تمام مراحل آن شامل پسوفاز، متافاز، آنافاز و تلوفاز و تشکیل دوک میتوزی و جدا شدن کروموزم ها از هم بوسیلهء مصرف انرژی صورت می گیرد و هر گونه کاهش انرژی سلولی می تواند به جدا شدن کروموزم ها، جابجایی قطعه ای کروموزم ها، حذف قسمتی از کروموزوم ها و اضافه شدن کروموزم ها منجر شده و باعث بروز ناهنجاری های مختلف ژنتیکی شود.

:بنابراین تأمین انرژی کافی برای سلول های بدن فوق العاده دارای اهمیت است و این مهم وابسته به سه نکته است

نوع غذا

 ترکیب غذاهای مصرفی

 نحوه ی غذا خوردن برای تعیین نوع غذاها مثلث سلامت طراحی شده و در دسترس است که بیش از نود درصد مطالب آن برگرفته از آیات و روایات می باشد

برای ترکیب غذا ها باید همواره اصل تعادل گرمی و سردی رعایت شود و از غذاهای مضر که مصلح ندارند باید پرهیز گردد و نحوه ی غذا خوردن در روایات بسیار تشریح شده است که در آینده به تبیین دین مهم خواهم پرداخت ولی در مجموع بد نیست سری به رساله عملیه بزنید و آداب خوردنی ها و آشامیدنی ها را یک نگاهی بیاندازید

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناسی سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی- ایرانی

پیوند عضو

پیوند عضو

هوالشافی

نظریه پردازی زهراوی درباره پیوند اعضاء

یکی از نظریه های زهراوی، پیوند عضوی از بدن شخصی به دیگری است. آن پزشک مسلمان دراین مورد هزار سال از عصر خود جلو تر بوده و در اندیشه با این عصر هم فکر بوده است با این تفاوت که در عصر حاضر با پیوند تمام اعضای بدن موافق هستند، امّا وی با پیوند اعضای اصلی بدن موافقت نمی کرد و می گفت: گر چه آدمی از خاک به وجود آمده و خمیر مایه اوّلیّه تمام ابنای بشر خاک است، امّا هر کالبد دارای قالبی است که با قلب کالبد دیگر تفاوت دارد بنابراین، نمی توان اعضای اصلی بدن را بین افراد بشر مبادله کرد، امّا ممکن است بعضی اعضای فرعی را از یکی با دیگری، با در نظر گرفتن شرطی، پیوند زد و آن شرط این است که پیوند دهنده و پیوند گیرنده از لحاظ مزاجی و خلطی متساوی باشند.

امروزه همه تصوّر می کنند که پدیده پیوند عضو از یک نفر به دیگری پدیده جرّاحی قرن بیستم است، در صورتی که ابوالقاسم زهراوی و ابن سینا در هزار سال قبل  به این موضوع توجّه داشته اند. پیوند زدن اعضای بدن انسانها به یکدیگر اندیشه قرن بیستم نیست، بلکه پزشکان ایران و اسلام در ده قرن پیش آن اندیشه را داشته اند.

فوت روزانه ۱۲ بیمار در انتظار پیوند عضو / تاثیر "کرونا" بر روند اهدای عضو - ایسنا

 

پزشکان قدیم عقیده داشتند که در بدن آدمی چهار خلط وجود دارد (در اینجا از اخلاط فرعی نام نمی بریم) که عبارتند از: سودا، صفرا، بلغم و خون. در قدیم خون را هم جزو اخلاط محسوب می کردند و چون آدمی را دارای چهار خلط اصلی می دانستند عقیده داشتند که اشخاص از لحاظ مختصات مزاجی، به چهار طبقه تقسیم می شوند که عبارتند از: سودایی مزاجها، بلغمی مزاجها، صفراوی مزاجها، ودموی (خونی) مزاجها، کسی که سودایی مزاج است، بنابر عقیده پزشکان قدیم، سه خلط دیگر هم در بدنش وجود دارد؛ منتهی سودا در مزاج او از سه خلط دیگر بیشتر است.

به طوری که گفتیم، ابوالقاسم زهراوی با پیوند اعضای اصلی بدن از یکی به دیگری مخالف بود و آن را عملی بدون نتیجه می دانست، امّا می گفت: میتوان بعضی از اعضای فرعی بدن را از یکی به دیگری پیوند زد، به شرط این که هر دو، از لحاظ مزاجی جزو یک گروه از گروه های چهارگانه قرار گیرند.

وقتی یک پزشک و جرّاح آفریقای جنوبی به نام کریستیان بارنارد برای اوّلین بار در سال 1967 میلادی قلب یک انسان را به انسان دیگر پیوند زد، این اندیشه به وجود آمد که می توان تمام اعضای اصلی آدمی را از یکی به دیگری پیوند زد. بعد از کریستیان بارنارد، در اروپا و آمریکا، جرّاحان با شوق و ذوق شروع به پیوند زدن قلب های اهدا کنندگان به بدن گیرندگان کردند و این توهّم به وجود آمد که با پیوند زدن اعضای اصلی بدن پیری به تأخیر می افتد؛ چون به جای اعضای اصلی فرسوده بدن اعضای سالم کار می گذارند و عمر هر آدمی از دویست سال خواهد گذشت و شاید به سیصد سال نیز برسد.

امّا معلوم  شد که از هر یک صدنفر که به وسیله پیوند، قلب جدیدی دریافت می کنند، فقط بیست نفر تا یک سال بعد از عمل زنده می مانند و هشتاد نفر دیگر چند ماه پس از آن زندگی را بدرود می گویند؛ به طوری که سه سال بعد، یعنی در سال 1970 میلادی، عمل پیوند قلب از طرف جرّاحان اروپا وآمریکا تقریباً ممنوع گردید.

بعد از ده سال، یعنی در سال 1980 میلادی، بعضی از جرّاحان آمریکا گفتند که میتوانند بعد از پیوند قلب تا مدّت پنج سال زن یا مردی را که دریافت کننده قلب است زنده نگاه دارند. امّا به قول آنها، عمل این نوع پیوند قلب دویست هزار دلار هزینه دارد و بعد از آن هم دریافت کننده قلب بایستی هر سال 2500 دلار هزینه پزشکی بپردازد.

اسماعیل زاهد، در کشور های مغرب، مصاحبت چند تن از پزشکان از جمله ابوالقاسم زهراوی را درک کرد. هنگامی آن دو به هم رسیدند که زهراوی جوان درباره جرّاحی کتابی می نوشت و در آن تصاویر بعضی از اعضای بدن انسان را در هنگام عمل جرّاحی تر سیم می کرد. آنچه توجّه اسماعیل زاهد را جلب کرد تصاویر آن کتاب بود که به دست نویسنده نقّاشی می شد.

اسماعیل زاهد تا آن تاریخ ندیده و نشنیده بود که در یک کتاب پزشکی – حال کتاب طبّی یا جرّاحی- شکل هایی ترسیم شود تا خواننده آنچه را که می خواند بهتر بفهمد.

اگر امروز ما می بینیم که هیچ کتاب پزشکی، بخصوص جرّاحی، بدون شکل و نمودار و طرح منتشر نمی شود، باید بدانیم که مبتکر این کار در جهان پزشکی ابوالقاسم زهراوی است و قبل از او، در هیچ یک از کشور های آسیا و اروپا و آفریقا، کتابی درباره پزشکی و جرّاحی منتشر نشده که شکل های واضحی از قسمتهای گوناگون جرّاحی دارا باشد.

در کشور چین، نقّاشی از هنر های زیبا بود و اشکال زیاد از انسان و جانوران و مناظر طبیعی، بی آنکه قصد داشته باشند زیبایی  آن مناظر را مجسّم کنند کشیده می شد، امّا هرگز اشکال عمل های جرّاحی  را در کتاب های چینی نمی کشیدند. در کشور های اسلامی هم متداول نبود که نویسندگان زیبایی مناظر طبیعی را وصف کنند. فقط بعضی از شعرا در قصاید موسوم به بهاریّه یا خزانیّه، با زبان شعر و استعاره های شاعرانه، راجع زیبایی های  طبیعت صحبت می کردند.

 برگرفته از دانشنامه آزاد