چرا در میان غذا آب نخوریم؟

چرا در میان غذا خوردن آب نخوریم؟

هوالشافی

چرا در میان غذا خوردن آب نخوریم؟

چرا در میان غذا آب نخوریم؟

معده ی سلامت و کار آمد ضامن سلامت کل بدن ماست و در روایتی از نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم آمده است که معده خانه تمام بیماری  هاست

معده بر روی غذا چند عمل مهم انجام می دهد که مصرف آب و مایعات خنک این چند عمل را تحت تاثیر منفی قرار می دهد، این اعمال عبارتنداز

 مالش و سایش با فشار زیاد از طریق عضلات صاف و چین های سطح معده و همچنین پرزهای آن، که این فرآیند با مصرف آب و مایعات سرد بعلت اتساع معده خنثی می شود و در نتیجه هضم نشده وارد روده ها می گردد و ایجاد نفخ شدید می نماید

اثر اسید هیدروکلرئیدریک روی غذاهای خورده شده که باعث تجزیه مولکولهای بزرگ به مولکولهای کوچک قابل جذب برای سلولها می شود و این فرآیند بوسیله مصرف آب و مایعات سرد مابین غذا خوردن، بعلت خنثی سازی اسید، مهار می گردد و در نتیجه مولکولهای بزرگ غیر قابل جذب وارد روده ها شده و در روده بزرگ توسط باکتری ها مصرف می گردد و ایجاد نفخ شدید می نماید

آب یا مایعات سرد مابین غذا موجب کاهش درجه حرارت معده شده و موجب کاهش عملکرد واکنش های شیمیایی اسید معده و همچنین آنزیم های مختلف معده می گردد، لذا غذای خورده شده بدرستی هضم نمی شود و موجب هضم این مواد توسط میکروب های روده ی بزرگ شده و نفخ شدید ایجاد می نماید

 اسید معده و آنزیم های هضم کننده پروتئین ها، چربی ها و قند ها توسط مصرف آب و مایعات خنک در بین غذا رقیق می گردد و در نتیجه عملکرد همه این مواد کاهش یافته و هضم کامل صورت نمی گیرد

 ph مناسب برای جذب آهن، ویتامین  Cو بسیاری از سایر ویتامین ها و مواد مکمل همان ph طبیعی اسید معده در اثر مصرف آب و مایعات سرد این ph بهم می خورد و بدن از جذب این مواد بسیار مهم محروم می ماند

 کاهش انرژی سلولی در سلولهای سطح معده و روده ها و همچنین سلولهای عضلانی جدار معده و روده در اثر کاهش دمای محیط از 37 درجه سانتی گراد که بهترین دما برای بالاترین عملکرد این سلولهاست، و در نتیجه تنبلی روده ها و به دنبال آن بروز یبوست مزمن است که در معارف ما بعنوان ام الامراض یا مادر بیماری ها قلمداد شده است. همچنین کاهش انرژی سلولی موجب کاهش قدرت هضم و جذب مواد غذایی در معده و روده ها می گردد

امام رضا علیه السلام می فرمایند: هر کس می خواهد معده اش اور را آزار ندهد، میان غذا خوردن آب ننوشد

و در قسمت بعد همین روایت می فرمایند: هر کس چنین کند، رطوبت در بدن می نشیند و معده اش ضعیف می شود و رگ ها نمی توانند نیروی موجود در غذا را بگیرند، چه، اگر پی در پی آب به معده ریخته شود، معده فراخ می گردد. (کتاب طب الرضا علیه السلام صفحه 35)

مسلما تمام این عوارض که در اثر مصرف آب در بین غذا بوجود می آید، میزان تولید انرژی در بدن را کاهش می دهد و فقر انرژی در هر سلول بدن می تواند موجب بیماری آن سلول گردد و چنین پدیده ای در سیستم ایمنی بدن ما باعث عدم شناخت سیستم ایمنی از عوامل آسیب رسان و یا عدم شناخت سلولهای خودی از بیگانه می گردد و می تواند ریشه بسیاری از بیماری های نئوپلاستیک یا سرطانی یا بیماری های خود ایمنی مثل ام اس و لوپوس باشد

با رعایت دستورات دین مبین اسلام در تمام جنبه های بهداشتی درمانی، اجتماعی، سیاسی و خانوادگی می توانیم در دنیا و آخرت سعادتمند، خوشحال، با نشاط و در رفاه باشیم

دکترحسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناس سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

سرنوشت غذا در بدن

سفر غذا در بدن

هوالشافی

:سرنوشت غذا در بدن ما

سرنوشت غذا در بدن

 

غذا در ابتدا توسط دندانها تکه تکه و خُرد می شود، و سپس بوسیله ی دندان های آسیاب کاملاً له می شود، و همزمان با بزاق دهان که مواد پروتئینی و مواد آنزیمی در آن غوطه ور هستند مخلوط می گردد، که مخلوط شدن غذا با بزاق دهان دارای اعمال زیادی است از جمله: مرطوب کردن غذا و احساس کردن طعم غذا توسط گیرنده های روی زبان، که شیرینی، تلخی، ترشی و شوری را درک می کنند و همچنین بزاق دهان با دارا بودن آنزیم آمیلاز که هضم کننده اولیه مواد قندی و نشاسته ای است و نیز لاکتوفرین و لیزوزیم که عمل حفاظتی در برابر باکتری ها انجام می دهند و بعلاوه آنتی بادی هایی که نقش دفاعی بر عهده دارند، موجب میشود که در همان مرحله ی دهانی حدود هفتاد درصد هضم اولیه صورت پذیرد، بعد از مرحله ی دهانی لقمه نرم شده آماده است که وارد مری شود، ساختمان مری طوری طراحی شده است که اگر ما بالانس هم بزنیم باز هم غذا را وارد معده ما میکند یعنی مری کاملاً هوشمند و فعال است و فقط یک لوله اتصال دهنده دهان و حلق به معده نیست

آنزیم آمیلاز بزاق، آنزیمی است که در همان دهان کمک می کند نشاسته و گلیکوژن به قند ها تبدیل شوند، چرا که مولکول های درشت مثل نشاسته یا گلیکوژن قادر به ورود به سلول ها برای سوختن نهایی و تولید انرژی سلولی نیستند

در معده، آنزیم پپسین (که وظیفه آن تجزیه و هضم پروتئین هاست) بر روی مولکول های بزرگ پروتئینی اثر می کند و آنها را به اجزای کوچکتر تجزیه می کند و در کنار پپسین، اسید معده که از انواع کلرئیدریک است ترشح می شود که این اسید در تجزیه مواد غذایی بسیار مؤثر است، یک شیره از مواد هضم شده در معده ی ما درست می شود که به آن کیموس می گوئیم، سپس کیموس معده وارد قسمت اول روده ی کوچک به نام اثنی عشر یا دوازدهه می شود و در این قسمت صفرا که قبلاً در کبد ساخته شده است و در کیسه صفرا ذخیره شده است، ترشح شده و روی غذاهای کیموسی شده می ریزد و چربی های موجود در غذا را که تا این زمان محلول در چربی نیستند، محلول در چربی می نماید تا امکان جذب آنها فراهم گردد و از طرف دیگر آنزیم های غده ی لوزالمعده یا پانکراس نیز وارد دوازدهه یا اثنی عشر می شوند و این مواد روی هر سه گروه مواد غذایی یعنی کربوهیدرات ها یا قند ها، چربی ها و پروتئین ها اثر می کنند و کاملاً آنها را به مولکول های کوچک تجزیه می کنند، نتیجه ی این تجزیه ها ایجاد ماده ی محلولی است که بتواند از اپی تلیوم یا لایه نازک تک سلولی دیواره ی روده ی کوچک عبور کند

در این مرحله قند ها بطور مستقیم وارد جریان خون می گردند و هر عضو یا نهایتاً سلولی که نیاز داشته باشد می تواند از این مواد قندی که دیگر در واقع همان گلوکز است استفاده نماید و انرژی مورد نیاز خود را تامین نماید و اضافی این مواد می تواند به صورت گلیکوژن تبدیل شود که در سلول های کبدی و یا سلول های عضلانی ذخیره شود و در صورت نیاز فوری بدن به انرژی فوراً این گلیکوژن در اثر هورمونی به نام گلوکاگون به گلوکز تبدیل می شود و باز برای سوختن در داخل سلول آماده است و انرژی سلولی تأمین می گردد

نکته مهمی که لازم است در اینجا اشاره شود این است که کسانی که اجازه ی گرسنه شدن به خود نمی دهند و هر موقع گرسنه می شوند بلافاصله یک چیزی را نوش جان می کنند در واقع اجازه آزاد سازی هورمون گلوکاگون از سلول های آلفای جرایر لانگرهانس غده ی لوزالمعده را نمی دهند و این مکانیسم مهم در بدن آنها هرگز بطور کامل فعال نمی شود و یک مرحله بالاتر این است که افرادی اصلاً روزه نمی گیرند در واقع هیچگاه سلول های بدن آنها به علت تمام شدن ذخایر مجبور نمی شوند مواد اضافی رسوب کرده در داخل خودشان را مصرف کنند و همیشه سلول های بدنشان مملو از مواد اضافی و رسوبات است و همین امر باعث پیری زود رس و بیماری سلولی بخصوص در سیستم ایمنی می گردند

اضافی قندها به چربی تبدیل می شوند که در بافت های چربی انباشته می گردند

البته در موارد لزوم چربی انباشته شده می تواند دوباره به قند تبدیل شده و جهت سوختن و تأمین انرژی استفاده گردد

چربی های خورده شده توسط خون به کبد و سلول های اندوتلیوم یا پوشاننده ی مویرگ ها رفته و در آنجا چربی ها به کلسترول و سایر انواع مصرفی چربی تبدیل می شوند

البته چربی ها هم در اجزای ساختمانی سلول ها نقش بسیار مهمی به عنوان مصالح دارند و هم به عنوان سوخت از آن ها استفاده می شود که در این صورت باید چربی ها ابتدا تبدیل به گلوکز شوند و سپس سلول ها قادر باشند که این مواد را بسوزانند و انرژی تولید کنند

لازم به ذکر است که برخی سلول های بدن ما قادر نیستند مستقیماً از گلوکز به عنوان سوخت استفاده کنند و لازم است حتماً چربی را ابتدا به گلوکز تبدیل کنند و بعد گلوکز را در درون سلول بسوزانند، مثال این نوع سلول ها سلول های عضلات اسکلتی و سلول های عضله ی قلب هستند، بنابراین لازم است که در طی روز حتماً مقداری روغن های حیوانی مصرف کنیم تا سلول های عضله ی قلب و عضلات اسکلتی سالمی داشته باشیم و بنابراین کسانی که هیچگونه کره ی محلی یا روغن حیوانی مصرف نمی کنند نمی توانند دارای قلب و عضلات سالمی باشند

پروتئین ها در اثر عمل آنزیم های شکننده ی پروتئینی به اجزای خود که همان پپتیدها هستند شکسته می شوند و همچنین پپتیدها به اجزای خود به نام اسیدهای آمینه شکسته می شوند و این اسید های آمینه هستند که اجازه عبور از دیواره ی تک لایه سلولی رودهی کوچک را دارند و از روده ی کوچک اسیدهای آمینه وارد جریان خون می شوند و عمدتاً صرف مصارف ساختمانی و پروتئین سازی می شوند و اضافی اسید های آمینه توسط سلول ها به چربی و قند تبدیل می شوند و می توانند در سلول ها به عنوان سوخت مورد استفاده قرار گیرند

نکته مهم  اینست که تمام مواد غذایی برای سوختن در سلول و تولید انرژی دست آخر باید به گلوکز تبدیل شوند و اگر سلول های فرد در سوزاندن قند مشکل داشته باشد در واقع فرقی نمی کند که چه ماده غذایی مصرف می کند قند، پروتئین یا چربی، به هر حال باید بتواند قند یا همان گلوکز را در مراحل بی هوازی و هوازی در داخل سلول ها بسوزانند

پس در بیماری دیابت که به نظر بنده در اثر ایجاد اختلال در عملکرد سلولی به وجود می آید و آن هم به دلیل کمبود انرژی سلولی است و در طولانی مدت به علت تغذیه نامناسب ایجاد شده است، تمام اعمال سلولی از جمله وارد کردن گلوکز به داخل سلول و همجنین سوزاندن گلوکز تا درجاتی مختل شده است و درمان ما هم با دادن مواد غذایی که به انرژی سلولی کمک می کند، شروع می شود که از این مواد می توان به دارچین، زنجبیل، زعفران و سایر داروهای انرژی بخش سلولی اشاره نمود

.و ورزش نیز با همین مکانیسم افزایش انرژی سلولی قادر است قند خون را پائین بیاورد

 

دکتر حسن اکبری

،متخصص آسیب شناسی

،دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی