طب اسلامی

نسخه های درمانی اسلام

هوالشافی

نسخه های درمانی اسلام

پس از حمد و ستایش حضرت حق باری تعالی و درود فراوان بر محمد و آل محمد، با آسیب شناسی دقیق بیماریهای مختلف اجتماع، اعم از بیماریهای جسمی، روحی و اجتماعی شامل: سیاسی، اقتصادی، اخلاقی، رفتاری، فرهنگی  و خانوادگی به این نکته می رسیم که علت اصلی تمام این بیماری ها ترک راهنمایی های دلسوزانه ادیان الهی بوده است.

– دستورات عمومی طب اسلامی- ایرانی، در مثلث سلامت خلاصه شده که هم اکنون در دسترس می باشد.

طب اسلامی پیشینه تاریخی ندارد

 

– در خانواده هایی که بر طبق دستورات مثلث سلامت عمل نموده اند

– عملکرد سلولی بهتر شده است.

– سیستم  ایمنی تقویت شده است.

– از بروز بیماریهای جدید به میزان زیادی پیشگیری شده است.

– بیماریهای قبلی تا حد زیادی بهبود یافته (در اغلب موارد) و یا پیشرفت آنها متوقف شده و یا سرعت پیشرفت آنها کمتر شده است.

– مصرف داروهای شیمیایی بمیزان زیادی کاهش یافته است.

: برنامه های پیشنهادی برای اصلاح مشکلات جامعه

بهره برداري از 30 طرح بهداشتي و درماني در ملاير با حضور معاون وزير بهداشت - ایرنا

الف- طرح توسعه همه جانبه طب اسلامی- ایرانی

مزایا: 1- انسانی: سلامت و شادابی خانواده ها، افزایش امید به زندگی، افزایش طول عمر متوسط، افزایش کیفیت زندگی، افزایش کارایی

2- اقتصادی: میزان زیادی از بودجه کشور را که اکنون صرف تهیه و تولید داروهای شیمیایی می گردد، می توان با بکارگیری مثلث سلامت صرف امور مهم دیگر نمود، با کاهش بروز بیماری ها، کم شدن نیاز به خواب و افزایش طول عمر، صرفه جویی عظیم در زمان و کارایی بهتر نیروی انسانی و افزایش بهره وری ایجاد خواهد شد.

ب- طرح جایگزینی طلا و فلزات گران بها و پول با ذکر میزان ارزش وزنی طلا و فلزات گران بها بر روی اسکناس ها به جای پول اعتباری فعلی که میزان ارزش آنها نامعلوم است و مرتبا در حال کاهش می باشد.

– باید بدانیم که نسخه اسلامی درمان بیماریهای اقتصادی جامعه، کلا با اقتصاد غربی که پایه و اساس آن  رباخواری و تصاحب مال و نیروی کار مردم با بازی های مرموزانه و پشت پرده با اعتبارات است، متفاوت می باشد، لذا هیچ یک از ابزارهای اقتصاد غربی شامل: ۱- استفاده از نسبت قانونی، 2- اسناد بهادار، 3- تغییر نرخ بهره و 4- پول اعتباری، که امروزه در سیاست‌های ‌پولی غربی متداول است، با اقتصاد اسلامی مطابقت ندارند. در اقتصاد اسلامی خود پول ارزش واقعی دارد، که معیار آن عیار و وزن فلزات گران بها است و قبلا در دنیا همه معاملات بین المللی و پرداخت ها از جمله برای پرداخت دستمزد ها از همین روش استفاده می شده است، یکی از علل رواج پول کاغذی بدون ذکر ارزش  وزنی طلا یا نقره روی آن توسط استعمارگران دنیا بخصوص صهیونیسم جهانی، بدست گرفتن ارزش پول با چاپ دلخواه اسکناس و خرید خدمت ارزانتر کار مردم و بی ارزش کردن ذخایر ارزی کشور هاست است. در اسلام، برای هدایت ثروت به مسیری صحیح، دو کار انجام می‌گیرد:

الف) تحریم و مسدود نمودن راه‌های ‌انحرافی جریان پس‌انداز، با تحریم کنز (گنج اندوزی) و ربا

ب) پدید آوردن راه‌های درست برای جریان پس‌اندازها و نیز تشویق و ترغیب صاحبان پس‌انداز به سرمایه‌گذاری در این امور، که آن هم با ارائه ی راه‌ها‌ و ترغیب مسلمانان به آنها و در ردیف عبادت قرار دادن آن اعمال، به تحقق می رسد مانند: 1- قرض‌الحسنه 2- انفاق 3- وقف ثروت 4- رعایت انصاف 5- کار وتلاش و تولید ثروت حلال  6- پرداخت خمس و زکات 7- تحریم احتکار

:ج- طرح احیای زمین

من احيا ارضاً ميتة فهى له رسول اکرم (ص)

هركس زمین بایری را آباد سازد , آن زمین برای اوست. (كتاب إحياء الموات الحديث الأول)

:مزایای اجرای طرح احیای ارض

نسخه درمانی اسلام برای آبادانی سرسبزی و احیای زمین با مشارکت عمومی تمام مردم (همانطور که ملاحظه می شود کلمه من به معنای کسی که آمده وحتی آباد کننده لازم نیست مومن و یا مسلمان باشد چرا که نفع آبادانی زمین به همه موجودات می رسد)

زمین چیزی نیست که کسی بتواند با خود از کشور خارج کند لذا بطور مثال اگر ملاک آباد سازی زمین کاشت درختان باشد باعث آبادانی پایدار کشور می گردد

از آنجایکه انسان ذاتا تصاحب زمین را دوست دارد با این طرح ثروت افراد به جای ورود سیل آسا و مخرب به بازار های دلال بازی و ایجاد تورم کاذب در مسکن، سکه و ارز صرف آبادانی زمین های بایر و موات می شود که باید با روال فعلی سلهای سال همینطور به شکل بیابان بمانند.

آ باد سازی زمین ها احتیاج به نیروی کار فراوان دارد و بطور خود کار مسئله بیکاری را حل می کند و اگر پرداخت حقوق کارگران وحقوق بگیران بوسیله سکه طلا باشد ایجاد ثروت عمومی پایدار و ایمن می نماید که حاصل آن آبادانی بیشتر زمین ها خواهد بود.

با به بار نشستن محصول درختان (که ملاک ثبت سند زمین به نام آباد کننده خواهد بود) از محل صادرات محصولات و تولید صنایع دستی و چوبی ثروت عظیم و پایدار نسیب کشور می گردد

بجای صادرات نفت که ثروت محدود و تمام شدنی است محصولات زمین های آباد شده صادر می شود و کالا و طلا نسیب کشور می گردد

اگر مردم واقعا برای آباد کردن زمین طبق قوانین اسلام آزاد باشند مسئله کم آبی را با انگیزه بالایی که دارند از راههای علمی حل خواهند نمود ضمن اینکه با پیشرفت آبادی زمین ها جلوی روند فعلی فرسایش زمین و بیابان زایی ها گرفته شده و با بهبود وضعیت اقلیمی بارش ها افزایش می یابد و با توسعه طرح به کشور های دیگر پدیده گرد و غبار محلی کشور مرتفع می گردد

تحقق این دستورات چون نسخه اسلام است موجب گرایش بیشتر مردم دنیا به اسلام عزیز می گردد

با توسعه طرح تمام مردم دنیا از فواید این دستور اسلامی بهره مند می گردند و از فقر بین المللی کاسته می شود

با آباد شدن زمین ها وبیابان زدایی به توسعه و حفظ محیط زیست  و حیات وحش کمک می شود

جاذبه های گردشگری کشور بیشتر می شود

دکتر حسن اکبری

متخصص آسیب شناسی سلولی

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

عضو هیات علمی موسسه تحقیقات حجامت ایران

و محقق و مدرس طب اسلامی – ایرانی

پیوند عضو

پیوند عضو

هوالشافی

نظریه پردازی زهراوی درباره پیوند اعضاء

یکی از نظریه های زهراوی، پیوند عضوی از بدن شخصی به دیگری است. آن پزشک مسلمان دراین مورد هزار سال از عصر خود جلو تر بوده و در اندیشه با این عصر هم فکر بوده است با این تفاوت که در عصر حاضر با پیوند تمام اعضای بدن موافق هستند، امّا وی با پیوند اعضای اصلی بدن موافقت نمی کرد و می گفت: گر چه آدمی از خاک به وجود آمده و خمیر مایه اوّلیّه تمام ابنای بشر خاک است، امّا هر کالبد دارای قالبی است که با قلب کالبد دیگر تفاوت دارد بنابراین، نمی توان اعضای اصلی بدن را بین افراد بشر مبادله کرد، امّا ممکن است بعضی اعضای فرعی را از یکی با دیگری، با در نظر گرفتن شرطی، پیوند زد و آن شرط این است که پیوند دهنده و پیوند گیرنده از لحاظ مزاجی و خلطی متساوی باشند.

امروزه همه تصوّر می کنند که پدیده پیوند عضو از یک نفر به دیگری پدیده جرّاحی قرن بیستم است، در صورتی که ابوالقاسم زهراوی و ابن سینا در هزار سال قبل  به این موضوع توجّه داشته اند. پیوند زدن اعضای بدن انسانها به یکدیگر اندیشه قرن بیستم نیست، بلکه پزشکان ایران و اسلام در ده قرن پیش آن اندیشه را داشته اند.

فوت روزانه ۱۲ بیمار در انتظار پیوند عضو / تاثیر "کرونا" بر روند اهدای عضو - ایسنا

 

پزشکان قدیم عقیده داشتند که در بدن آدمی چهار خلط وجود دارد (در اینجا از اخلاط فرعی نام نمی بریم) که عبارتند از: سودا، صفرا، بلغم و خون. در قدیم خون را هم جزو اخلاط محسوب می کردند و چون آدمی را دارای چهار خلط اصلی می دانستند عقیده داشتند که اشخاص از لحاظ مختصات مزاجی، به چهار طبقه تقسیم می شوند که عبارتند از: سودایی مزاجها، بلغمی مزاجها، صفراوی مزاجها، ودموی (خونی) مزاجها، کسی که سودایی مزاج است، بنابر عقیده پزشکان قدیم، سه خلط دیگر هم در بدنش وجود دارد؛ منتهی سودا در مزاج او از سه خلط دیگر بیشتر است.

به طوری که گفتیم، ابوالقاسم زهراوی با پیوند اعضای اصلی بدن از یکی به دیگری مخالف بود و آن را عملی بدون نتیجه می دانست، امّا می گفت: میتوان بعضی از اعضای فرعی بدن را از یکی به دیگری پیوند زد، به شرط این که هر دو، از لحاظ مزاجی جزو یک گروه از گروه های چهارگانه قرار گیرند.

وقتی یک پزشک و جرّاح آفریقای جنوبی به نام کریستیان بارنارد برای اوّلین بار در سال 1967 میلادی قلب یک انسان را به انسان دیگر پیوند زد، این اندیشه به وجود آمد که می توان تمام اعضای اصلی آدمی را از یکی به دیگری پیوند زد. بعد از کریستیان بارنارد، در اروپا و آمریکا، جرّاحان با شوق و ذوق شروع به پیوند زدن قلب های اهدا کنندگان به بدن گیرندگان کردند و این توهّم به وجود آمد که با پیوند زدن اعضای اصلی بدن پیری به تأخیر می افتد؛ چون به جای اعضای اصلی فرسوده بدن اعضای سالم کار می گذارند و عمر هر آدمی از دویست سال خواهد گذشت و شاید به سیصد سال نیز برسد.

امّا معلوم  شد که از هر یک صدنفر که به وسیله پیوند، قلب جدیدی دریافت می کنند، فقط بیست نفر تا یک سال بعد از عمل زنده می مانند و هشتاد نفر دیگر چند ماه پس از آن زندگی را بدرود می گویند؛ به طوری که سه سال بعد، یعنی در سال 1970 میلادی، عمل پیوند قلب از طرف جرّاحان اروپا وآمریکا تقریباً ممنوع گردید.

بعد از ده سال، یعنی در سال 1980 میلادی، بعضی از جرّاحان آمریکا گفتند که میتوانند بعد از پیوند قلب تا مدّت پنج سال زن یا مردی را که دریافت کننده قلب است زنده نگاه دارند. امّا به قول آنها، عمل این نوع پیوند قلب دویست هزار دلار هزینه دارد و بعد از آن هم دریافت کننده قلب بایستی هر سال 2500 دلار هزینه پزشکی بپردازد.

اسماعیل زاهد، در کشور های مغرب، مصاحبت چند تن از پزشکان از جمله ابوالقاسم زهراوی را درک کرد. هنگامی آن دو به هم رسیدند که زهراوی جوان درباره جرّاحی کتابی می نوشت و در آن تصاویر بعضی از اعضای بدن انسان را در هنگام عمل جرّاحی تر سیم می کرد. آنچه توجّه اسماعیل زاهد را جلب کرد تصاویر آن کتاب بود که به دست نویسنده نقّاشی می شد.

اسماعیل زاهد تا آن تاریخ ندیده و نشنیده بود که در یک کتاب پزشکی – حال کتاب طبّی یا جرّاحی- شکل هایی ترسیم شود تا خواننده آنچه را که می خواند بهتر بفهمد.

اگر امروز ما می بینیم که هیچ کتاب پزشکی، بخصوص جرّاحی، بدون شکل و نمودار و طرح منتشر نمی شود، باید بدانیم که مبتکر این کار در جهان پزشکی ابوالقاسم زهراوی است و قبل از او، در هیچ یک از کشور های آسیا و اروپا و آفریقا، کتابی درباره پزشکی و جرّاحی منتشر نشده که شکل های واضحی از قسمتهای گوناگون جرّاحی دارا باشد.

در کشور چین، نقّاشی از هنر های زیبا بود و اشکال زیاد از انسان و جانوران و مناظر طبیعی، بی آنکه قصد داشته باشند زیبایی  آن مناظر را مجسّم کنند کشیده می شد، امّا هرگز اشکال عمل های جرّاحی  را در کتاب های چینی نمی کشیدند. در کشور های اسلامی هم متداول نبود که نویسندگان زیبایی مناظر طبیعی را وصف کنند. فقط بعضی از شعرا در قصاید موسوم به بهاریّه یا خزانیّه، با زبان شعر و استعاره های شاعرانه، راجع زیبایی های  طبیعت صحبت می کردند.

 برگرفته از دانشنامه آزاد

 

 

سفره

آداب سفره

هوالشافی

نکاتی که هر مسلمان باید سر سفره غذا بداند

هر گاه رسول خدا (ص) غذا می‌خوردند، به فرد رو به روی خود لقمه تعارف می‌کردند و هنگام نوشیدن به کسی که در سمت راست او بود آب می‌دادند.

آداب غذا خوردن؛ نکاتی برای میزبان و مهمان که بهتر است فراموش نکنید - چطور

 

  • خوردن و آشامیدن

رسول خدا (ص) می فرماید: هر کس غذای حلال بخورد، فرشته ای بالای سرش بایستد و برایش آمرزش بخواهد تا از خوردن فارغ شود.

گفتن بسم الله: رسول خدا (ص) می فرماید: با جماعت بخورید و بسم الله الرحمن الرحیم بگویید تا برکت غذا زیاد شود.

سپاسگزاری: رسول خدا (ص) می فرماید: پاداش کسی که می خورد و سپاس آن را می گزارد همانند کسی است که برای خدا روزه می گیرد.

راه نرفتن: امام صادق (ع) می فرماید: در حال راه رفتن غذا نخور مگر از روی ناچاری.

ندمیدن: رسول خدا (ص) می فرماید: در خوردنی و آشامیدنی فوت نکنید. (غذا به قدری گرم نباشد که با دمیدن خنک شود.)

توجه به مصلح غذایی: امام صادق (ع) می فرماید: هرگاه پنیر و گردو باهم خورده شوند در هر یک شفایی هست؛ ولی اگر جداگانه خورده شوند در هر یک دردی هست.

رعایت غذا (و میوه) هر فصل: امام رضا (ع) می فرماید: به اندازه توان و میل خود در تابستان غذای با طبع سرد و در زمستان غذای با طبع گرم و در دو فصل دیگر غذای معتدل بخورید.

به پشت خوابیدن پس از غذا: امام صادق (ع) می فرماید: (کمی) به پشت دراز کشیدن پس از سیری بدن را فربه، غذا را گوارا و درد را ریشه کن می کند.

وعده های غذایی: امام رضا (ع) می فرماید: در جسم انسان رگی به نام (عشاء) وجود دارد که چنانچه شخص شام نخورد آن رگ تا صبح وی را نفرین کند.

  • برخی آداب سفره

گروهی غذا خوردن: رسول خدا (ص) می فرماید: محبوب ترین غذا نزد خدا آن است که دست ها بر آن بسیار باشد. جمعی غذا بخورید و پراکنده نباشید، چرا که برکت در اجتماع است.

از نزد خود برداشتن: رسول خدا (ص) می فرماید: هر گاه سفره گسترده شد از نزد خود بخور و از پیش روی همنشین خود غذا برندار و از قله (نقطه برجسته آن) غذا نخور، زیرا برکت از بالای آن می آید.

به آرامی خوردن: امام صادق (ع) می فرماید: نشستن بر سر سفره را طولانی کنید، چرا که از عمرتان به شمار نمی آید.

اجابت دعوت: رسول خدا (ص) می فرماید: اینکه کسی به غذایی فراخوانده شود ولی نپذیرد یا بپذیرد ولی نخورد از موارد جفاست.

  • غذا نخوردن بدون دعوت

رسول خدا (ص) می فرماید: هشت گروه اگر مورد اهانت قرار گیرند جز خود را سرزنش نکنند: یکی از آنها کسی است که بر سر سفره ای حاضر شود که به آن دعوت نشده است…

امام مجتبی (ع) می فرماید: درباره سفره دوازده نکته است که هر مسلمانی باید آنها را بداند: چهار نکته فرض (لازم)، چهار نکته مستحب و چهار نکته از ادب است؛ اما لازم: شناخت خدا، خشنودی از خدا، بسم الله گفتن (یاد خدا) و الحمدلله گفتن (سپاس داشتن)؛ اما سنت: دست شستن پیش از غذا، نشستن بر سمت چپ بدن، با سه انگشت خوردن و لیسیدن انگشتان (اگر با دست بخورد) و اما ادب: از نزد خود خوردن، لقمه کوچک برداشتن، خوب جویدن و کم نگریستن به چهره دیگران.

  • آداب نوشیدن

با دست شسته: رسول خدا (ص) می فرماید: دستانتان را بشویید، آن گاه در آن ها آب بنوشید، چرا که هیچ ظرفی پاکیزه تر از دست نیست.

طلا نبودن ظرف: رسول خدا (ص) می فرماید: کسی که در ظرف طلا و نقره غذا می خورد یا نوشیدنی می آشامد در شکم خود آتش دوزخ را غرغره می کند.

از سمت دستگیره ظرف ننوشید: رسول خدا (ص) می فرماید: آب را از سمت دستگیره آن ننوشید؛ چرا که محل جمع شدن چرک و آلودگی است.

ایستادن: امام صادق (ع) می فرماید: ایستاده آب نوشیدن در روز غذا را گوارا می کند و در شب زرد آب می آورد.

گردآوری خرده های غذا: رسول خدا (ص) به امیرمومنان (ع) فرمود: غذایی را که در سفره ات می ریزد بخور، چرا که فقر را از تو دور می کند و آن مهریه ی حورالعین است و هر کس آن را بخورد قلبش سرشار از علم و حلم و ایمان و نور شود.

  • پرخوری

رسول خدا (ص) می فرماید: خدا سه چیز را دوست دارد: کم حرفی، کم خوابی و کم خوری؛ نیز فرمود: غذایتان را با یاد خدا و نماز، هضم و ذوب کنید و با شکم پر نخوابید که سنگدل می شوید؛ باز فرمود: هر که در دنیا (بر اثر پرخوری) زیاد آروغ بزند در قیامت گرسنگی اش بیشتر خواهد بود.

لقمان به پسرش فرمود: پسرم! هرگاه معده پر شد اندیشه می خوابد، حکمت گنگ می شود و اندام ها از عبادت باز می مانند.

  • سیره پیامبر در خوردن و آشامیدن

رسول خدا (ص) غذای داغ نمی خورد تا سرد شود و می فرمود: خدا به ما آتش نخورانده است. غذای داغ برکت ندارد پس آن را سرد کنید.

آن حضرت هرگاه غذا می خورد بسم الله می گفت و با سه انگشتش از غذای پیش روی خود می خورد و از غذای جلوی دیگران میل نمی کرد و خوردن غذا را پیش از دیگران آغاز می کرد و با سه انگشت ابهام (شست) و انگشت کنار آن (سبابه) و انگشت وسط می خورد و گاهی از انگشت چهارم کمک می گرفت و (گاهی) با همه کف دستش غذا می خورد و با دو انگشت غذا نمی خورد و می فرمود: با دو انگشت خوردن کار شیطان است.

منبع خبر: فارس نیوز

simorgh

نماد پزشکی

هوالشافی

نماد پزشکی در ایران باستان

درایران باستان، نماد پزشکی سیمرغ است و نماد بیماری مار، حال آن که در طبّ یونانی و طبّ جدید نماد پزشکی مار است. در شاهنامه فردوسی نیز، سیمرغ برای معالجه زخم های رستم یا به هنگام تولد او از مادر ظاهر میشود. در کتاب وندیداد آمده است: «… آن گاه مار به من نگاه کرد. آنگاه برای من مار پر مرگ، نود و نه هزار و نهصد و نود و نه بیماری فراز داد…».

خرید و قیمت سیمرغ افسانه ای از غرفه تذهیب گر | باسلام

 

از این رو، شایسته است نماد پزشکی ایرانی براساس اندیشه نیاکانمان به سیمرغ بدل گردد. به اختصار لازم است توضیح دهیم که سیمرغ در زبان اوستایی «سئن» و در سانسکریت «سیئنه» است. جایگاه سیمرغ در ایران باستان و خصوصیّات او به مانند جایگاه جبرئیل در دین و یهودیّت و مسحیّت است. نقش سیمرغ در پزشکی ایرانی به حدّی است که پزشکان را نیز لقب سیمرغ میداده اند و از این رو، مکتب پزشکی ایرانی را «مکتب سینایی» می خوانده اند و بسیاری از پزشکان را «سینا» نام می نهاده اند. از همین نکته، وجه انتساب شیخ الرئیس به سینا (که نام  جدّ اوست) معلوم میشود. چنین پیداست که خاندان بو علی در زمره پزشکان بوده اند.

 

در میان اطبای جندی شاپور و فرزندان جورجیس و بختیشوع نیز مدام با نام هایی چون جبرئیل اوّل، جبرئیل دوّم، جبرئیل سوّم و… مواجه ایم که به نوعی بیانگر همانندی جایگاه جبرئیل با سیمرغ در پزشکی و تداوم اندیشه سینایی در فرهنگ های دیگر است (برگرفته از کتاب فهرست ماقبل الفهرست، دکتر پرویز ذکایی).

نکته جالب تر این که واژه «مدیسین medicine» درلغت انگلیسی امروز، بر گرفته از «مذ سئن» اوستایی است که در آن مذ به معنای دارو سئن بمعنای سیمرغ است.

  (به نقل از استاد فریدون جنیدی)