• 88675600 (9821+)


نسخه چاپي ارسال به دوست




مفهوم رکن، مزاج در طب سنتی

 هوالشافی

محمود بن محمد چغمینی خوارزمی (745 ق) می‌گوید:

و اَمّا الاَرکان فهی اَجسامٌ بَسیطَةٌ و هیَ اَجزاءٌ اَوَّلیَّهٌ لِبَدَنِ الاِنسان و غَیرِهِ لایُمکِن اَن تَنقَسِم اِلی اجسامٍ مُختَلِفَةِ الصُّوَرِ وَ الطَّبایع.

"و اما ارکان (بنیادها)، پس آنها اجسام بسیطی (گسترده) هستند و آنها اجزاء اولیه و تقسیم ناپذیر هستند برای بدن انسان و غیر آن (آنچه در عالم ماده وجود دارد)"، ] و لازم است بدانیم که آنچه در دنیای اطراف ما وجود دارد اعم از انرژی و انواع آن (مثل نور، صوت، الکتریسته و اشعه‌ها)، جامدات، مایعات و گازها همگی از ارکان تعریف شده در طب سنتی توسط دانشمندان بزرگ ما همچون شیخ الرئیس ابوعلی سینا و سایرین هستند و این جامعیت دید بزرگان طب ما باعث شده که انسان را جدای از عالم خارج نمی‌دیدند بلکه انسان کاملاً مرتبط با تمام جهان فرض می‌شده است].

چغمینی چنین ادامه می‌دهد:

وَ هیَ اَربَعَةٌ اَلنّارُ وَ هی حارَّةٌ یابِسَةٌ

"ارکان چهار است، آتش (نماد انرژی) که گرم است و خشک"

وَلهَواءُ وَ هُوَ حارٌّ رَطبٌ

"و هوا (نماد گازها) که گرم است و مرطوب"، ] البته درست است از ریح یا باد استفاده نمائیم که جمع گاز و انرژی است که گرم است و مرطوب، که منظور از مرطوب بودن، سیلانیت ماده یا روان بودن آن است، که این میزان در هوا به مراتب بیشتر از مایعات است، بطوریکه گازها وقتی در محیطی قرار می‌گیرند تمام آن فضا را پر می‌نمایند.

در منابع روایی ما از زبان مبارک اهل البیت علیهم السلام هم کلمه ریح یا باد به جای الهواء آمده است و کاملاً هم درست است، چون باد، ترکیب انرژی با گاز است که هم گرم است و هم جریان و سیلانیت دارد و لذا گرم و مرطوب است].

وَ الماءُ وَ هُوَ بارِدةٌ رَطبٌ

"و آب (نماد مایعات) که سرد است و مرطوب"، ] ولی میزان سیلانیت یا روان بودن آب از هوا کمتر است و در هر ظرفی که قرار گیرد شکل آن ظرف را بخود می‌گیرد اما تمام فضای یک محیط را مثل گازها اشغال نمی‌کند].

وَ لاَرضُ وَ هیَ بارِدةٌ یابِسَةٌ

"و زمین یا خاک که سرد است و خشک"، ] می‌توانیم جامدات را جزء همین رکن خاک یا زمین قرار دهیم. [

[نکته مهم این است که تمام ارکان بصورت یک طیف از غلیظ به رقیق هستند و یکی در نهایت به دیگری تبدیل می‌شود و سر منشاء همه ارکان آتش یا انرژی است و هر چه از زمین یا خاک به سمت آتش می‌رویم وسعت بیشتر می‌شود و لطیف‌تر و رقیق‌تر می‌شوند].

اِنَّ الاَرکان اِذا تَصَغَّرت اجزاءها و تَماتَست، فَعَلَ بَعضُها فی بَعضی بِقُواها المُتَضادَةِ وَ کَسَرَ کُلُّ واحِدِ مِنها سُورَةَ کَیفیه الاخَرِ فَاِذَا انتَهی الفِعلُ و الاِنفِعالُ بَیها اِلی حَدًّ مّاءِ حَدَثَت، لِذالِکَ المُرَکَّبِ کَیفیهٌ مُتَشابِهَهٌ فی جَمیع أجزائِهِ، وَ هی اَلمَزاج.

"هر موقع قسمت‌های اندکی از رکن‌های مختلف با هم در تماس قرار گیرند، بعلت کیفیت‌های متضادی که با هم دارند (گرمی، سردی، رطوبت یا خشکی) روی هم تأثیر می‌گذارند و از کیفیت‌های همدیگر می‌کاهند، وقتی این تاثیرات روی هم به حد معینی برسد، کیفیتی مشابه در تمام اجزاء جسم ایجاد می‌شود که به آن مزاج می گوئیم."

 

دکتر حسن اکبری

متخصص و دانشیار آسیب شناسی سلولی

محقق و مدرس طب اسلامی- ایرانی


لیست اخبار >>